روزنامه هفت صبح، فریدون صدیقی| هوای ابری پركرشمه، آسمان را دلبر كرده است و ما ترسخوردگان خشكسالی، بي‌قرار لب تر كردن ابريم كه ببارد و بشويد تا كمی حال خراب روزگار را كه از درماندگی، دايم به خودش تی‌پا می‌زند تازه كند و تا ما برای دقايقی كمتر تلخی اندوه را مزمزه كنيم گرچه اطبا گفته‌اند آنچه در دهان تلخ است برای بدن مفيد است وگرچه اخيرا شربت‌های دارويی و قرص‌ها هم شيرين شده‌اند و همچنان مفيد هستند.

اين را فقط پزشكان نمی‌گويند همه می‌گويند حتی چاقو و سوزن هم كه برای ترميم دردهای بيمار، تن را شكافته و سپس نخ‌دوز می‌كنند بسی اميدوارند حال تلخ بيمار به‌تدريج شيرين و خوش‌وخرم شود. مثل پدرهاومادر‌هايی كه از با هم بودن شيرين به تلخی رابطه و طلاق می‌رسند و می‌دانند جدايی آنان ممكن است برای خودشان شيرين ولی بی‌ترديد برای بچه‌ها و بزرگ‌ترهايشان تلخ است.

با اين اوضاع من و ما چگونه باور كنيم برخی از بچه‌های دبيرستانی نمی‌دانند مصرف مواد افيونی گرچه برای لحظاتی ممكن است شيرين باشد اما پس از آن تلخی زوال جسم و جان در پيش دارد؟ لابد می‌دانند همانطوری كه بزرگ‌ترها هم می‌دانند اما خود را به تله انتحاری اعتياد می‌سپارند كه شرح حال و روزشان حال ما را نااميدتر از مهار بيكاری و گرانی مهلك می‌كند!

رهگذر دنيا‌ديده‌ای تلويحا تذكر می‌دهد كه درددل كردن و برشماری ارقام و آمار و نظاير آن درباره اعتياد در شرايطی رواست كه فريادرسی باشد!حق با اوست اما راست اينست كه اميدواری عادت من است گرچه كم‌وبيش باور دارم اميد، تخم‌مرغی است كه برخی پوست، جمعی سفيده و عده‌ای زرده آن را در اختيار دارند! با اين‌همه ممكن است بفرماييد موضوع اعتياد تكراری است! بله اما كدام موضوع مهم تكراری نيست، داشتن و يا نداشتن سرپناه؟

اجاره‌نشينی، بيكاری، بی‌عدالتی؟ گرانی، طلاق، حوادث رانندگی، قتل، نفرت، حسادت، عشق و يا مرگ؟ راست اينست ما با موضوعات، مسائل و مصائب تكراری، زندگی را به اميد بهبودی، تكرار می‌كنيم! پس بايد باز هم گفت و نوشت حالا كه مدارس درگير تعطيلات فصلی و بچه‌ها بيشتر خانه‌نشين می‌شوند، پدر و مادرهای ارجمند كمی بيشتر مراقب دسته‌گل‌هايتان باشيد مبادا پژمرده شوند، گرچه بايد اعتراف كرد بچه‌های اين عصر، متخصص پيچاندن اوليای معصوم هستند! اين را حتی كوچه‌ها، خيابان‌ها و جامعه‌شناس‌ها می‌دانند حتی سارها هم می‌دانند كه با تشر بچه‌ها از درخت می‌پرند!

جايی هست كه غير از تو
هيچ‌كس نمی‌تواند آن را پر كند
و كاری هست كه غير از تو
هيچ‌كس نمی‌تواند آن را
انجام دهد

راست اينست من و ما نمی‌دانيم از جمع دانش‌آموزان مصرف‌‌كننده مضرات، چند درصدشان پدر و يا مادر و يا هر دوی آنان در چرت و خماری افيون هستند و يا چه تعداد از دانش‌آموزان به‌خاطر تلخكامی از جدايی پدر و مادرشان، اسير اعتياد شده‌اند؟خوشبينانه از اوليا می‌خواهيم حواسشان به آمد‌‌و‌رفت و گفت بچه‌ها باشد! چون در به كج‌راهه رفتن بچه‌ها، پدران و مادران در صدر خطاكاران هستند و پس از آن نظام آموزشی و زيست اجتماعی و عمومی ما نقش بنيادی دارند. نگاه كنيد به سهل و آسان خريد مواد مخدر نسبت به نان و پنير كه چه آسان، آشفته‌حال‌ها و گم كرده راه‌ها آن را در آغوش می‌گيرند.

‌حضور ٢/٥ميليون معتاد رسمی و يا ٤/٥ ميليون غيررسمی در جامعه، خبر از سقوط آزاد جسم و جان و تحليل و تباهی سرمايه‌های اجتماعی می‌دهد كه مهلك‌تر از كوويد١٩ است. باور كنيد! رهگذر دانايی می‌گويد فضای مجازی سهمی جدی در گرايش نوجوانان به مصرف گراس، بنگ، ماری‌جوآنا و گل دارد!

همراه او هم تاكيد می‌كند مسئولان ذي‌ربط می‌گويند نرخ شيوع اعتياد در بين جمعيت دانش‌آموزی جهان بيست درصد اما در ايران دو و يك‌دهم درصد است! بنابراين بايد خوشحال باشيم كه بچه‌های ما بيشتر بيدارند تا خواب! پس الهی شكر! كاش دعاهای دردمندانه پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها مستجاب شود تا بچه‌های ماجراجوی كوچه ما و حتی كوچه‌های بالادستی و پايين‌دستی دنبال مضرات نروند و مسئولان محترم هم بيشتر به‌فكر كار و بار بزرگ‌ترها باشند تا آنان از توجه بيشتر به بچه‌هايشان، باز نمانند!

…حالا و اكنون ابرهای باران‌زا در پایين‌دست‌های دنا و دماوند شُر و شُر می‌بارند تا دشت و دمن را سيراب كنند! شما آيا بوی باران را به‌وقت ده‌ونيم شب احساس نمی‌كنيد؟
پایيز اما/ چيزی نيست / جز خلوتی / برای تعمق در آنچه
از عمرمان فرو افتاد
*شعر‌ها به‌ترتيب از فلورانس اسكاول شين و
محمود درويش

سایر اخبارکاربران ویژه - تک نگاریرا از اینجا دنبال کنید.