روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | گفتیم که قهرمانی عليرضا سلیمانی در سال 1368 در فوقسنگین کشتی جهان در مارتینی یک اتفاق خارقالعاده در ورزش ایران بود. ورزش ما از سال 1353 بهبعد بهجز فوتبال در هیچ رشتهای طعم موفقیت بزرگ بینالمللی را نچشیده بود و قهرمانی سلیمانی مثل یک کاتالیزور داخل دیگ جوشان ورزش ایران بود. کشتی ما طی دو سال بعد یعنی در سال 69 و 70 توسط ترکان و امیررضا خادم دو طلای جهانی دیگر بهدست آورد.
در دورانی که بزرگانی مثل بلوگازوف و فادزائف و خابیلوف و گوبجیشویلی و خاداراتسف و یوردانوف و جان اسمیت بر کشتی جهان حاکم بودند. قهرمانی سال 1369 تیم ملی فوتبال در بازیهای آسیایی ثمره بزرگ این اشتیاق به موفقیت و بزرگی بود که از کشتی شروع شده بود. یکسال بعد در سال 1370 و همگام با موفقیتهای کشتی، موج پیروزیها همچنان ادامه داشت. استقلال تهران توانست قهرمان آسیا شود. در تیرماه 1370.
آنها در دو بازی رفتوبرگشت از سد السد قطر گذشتند و در دوره بعدی در گروه با تیمهای کرهشمالی و تایلند و بنگلادش همگروه شدند و با دو پیروزی و یک تساوی به نیمهنهایی رفتند. تساویشان مقابل محمدان بنگلادش بود. نیمهنهایی حریفی از اندونزی را بردند و در فینال لیائنینگ چین را مغلوب کردند و قهرمان آسیا شدند. در این دوره قهرمان کرهجنوبی در مسابقات شرکت نکرد، قهرمان عربستان و امارات بهخاطر جنگ خلیجفارس از مسابقات کنار کشیدند و قهرمان عراق هم از سوی خود کنفدراسیون آسیا کنار گذاشته شد.
بههرحال این سومین موفقیت پیاپی و بزرگ ورزش ایران در سه سال پیاپی بود. چند ماه بعد پرسپولیس هم در جام جامداران آسیا با حذف الهلال و شکست دادن المحرق بحرین یک قهرمانی دیگر نیز بهدست آورد تا واقعا سر به آسمان بساییم. پرسپولیس به زوج پیوس و کرمانیمقدم در خط حمله مینازید و درخشش عاشوری در خط هافبک و محرمی در دفاع چپ و استقلال تکیهاش بر عابدزاده درون دروازه بود و ژنرال قلعهنویی در خط میانی و چهرههایی مثل جواد زرینچه و مجید نامجومطلق و صمد مرفاوی.
در ادامه این جشن بزرگ، در مهرماه 1370 در جام بینقارهای مقابل الجزایر قهرمان آفریقا با تمام ستارههایش ایستادیم و در تهران موفق شدیم روی درخشش صمد مرفاوی که بهترین گلزن آن روزهای فوتبال ایران بود و تکنیک جادویی مجید نامجومطلق در تهران با نتیجه دو بر یک آنها را شکست دهیم. اگر در الجزیره هم این موفقیت را ادامه میدادیم اعتبار بینالمللی گستردهای بهدست میآوردیم.
در الجزیره (پایتخت الجزایر) بهرغم 85 دقیقه بازی تمام دفاعی روی یک ضربه کرنر گل خوردیم و روی قانون گلزده در خانه حریف قهرمانی را به الجزایریها دادیم. یکسال بعد استقلال تهران در سال 1371 میرفت تا قدرت فوتبال ایران را بر آسیا دو قبضه کند. اما با بدشانسی در فینال با ضربات پنالتی به الهلال عربستان باخت و دوم شد. متاسفانه این دو ناکامی میلیمتری وصل شد به ناکامی بد در جام ملتهای آسیا در هیروشیما که بعد از شکست دادن کرهشمالی، مقابل امارات بدون گل مساوی شدیم و از ژاپن با یک گل شکست خوردیم و حذف شدیم.
شاهمحمدی به شکل عجیبی دقیقه 56 اخراج شد و پیوس و کرمانیمقدم و محرمی هم در آخر بازی اخراج شدند. محرمی موی بازیکن ژاپنی را کشید و کرمانیمقدم هم با لگد و سیلی داور را نواخت و پیوس هم وسط معرکه بود. به این ترتیب جشنی که از سال 1368 شروع شده بود در زمستان 1371 به پایان رسید و سه چهار سال پر از ناکامی و جنجال شروع شده بود.
یکسال بعد در دربی پرسپولیس و استقلال، بازیکنان دو تیم آنقدر همدیگر را زدند که یک محرومیت دیگر هم به قبلیها اضافه شد و محرمی و عابدزاده و شاهرودی دچار محرومیتهای سنگین شدند. به نظر میرسید فوتبال ایران برای دوره موفقیتهای پیاپی آماده نبود و موجی از لمپنیسم و بیاخلاقی فضای فوتبال ما را دربرگرفته بود. متاسفانه اکثر این محرومین و خاطیان شاگردان علی پروین در پرسپولیس بودند. در همین سال کشتی ایران هم بعد از سه سال پیاپی تجربه طلا، در المپیک از کسب طلا بازماند و به یک نقره عسگری محمدیان و دو برنز برادران خادم قناعت کرد.
اما در مورد شرایط کلی ورزش ایران دچار توهم نشوید. در این سالها والیبال و بسکتبال ایران در مسابقات سطح آسیا بین مکانهای پنجم تا هشتم سرگردان بودند و واترپلو و هندبال هم راهی به دایره مدعیان آسیایی نداشتند. پینگپنگ و دوومیدانی و وزنهبرداری هم چندان آش دهانسوزی نبودند. اما در بوکس و تکواندو و کاراته پنجرهای برای موفقیتهای آسیایی گشوده شده بود.

