روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | اولین پرونده بزرگ فساد اقتصادی در سال 1374 به اعدام فاضل خداداد ختم شد. تاجر متولد کربلا که در سالهای قبل از انقلاب به ساختوساز در ایران مشغول بود و اولین فضای سبزهای پشتبام را او در خانههای تهران ایجاد کرد. برادرش هم یک کارخانه بزرگ یخسازی داشت و همینطور سهام عمده دو کارخانه ریسندگی و لوازم الکتریکی (ادیسون).
مشهور است که برادران رفیقدوست که در بازار میوه مشغول به فعالیت بودند در سالهای قبل از انقلاب با برادران خداداد حشرونشر و رفاقت داشتند. خداداد موقع جنگ از ایران میرود و در اواخر دهه شصت بازمیگردد و به همراه مرتضی رفیقدوست بیزینس ساختوساز جدیدی را راهاندازی میکند. دوران جنگ تمام شده است و جامعه ایرانی به سمت تنظیمات کارخانه در حرکت است. همان ماجرای بانک و چک و سفتهبازی که در دهه پنجاه اقتصاد ایران را فلج کرده بود، به شکل دیگری خود را نشان میدهد.
با وساطت مرتضی (که روایت است فرمانده کمیته سعدآباد بوده) و با پشتوانه نام محسن رفیقدوست که ریاست بنیاد مستضعفان را برعهده داشته، بانک صادرات شعبه باغ فردوس حساب ویژهای برای فاضل خداداد باز میکند و بیزینس مشهور وام و وثیقه در این شعبه بانک صادرات شکل میگیرد. برخی میگویند که پای یک معامله ناکام میان خداداد و بنیاد برای تصاحب زمینهای مرغوبی در شمالشهر هم در میان بوده که البته این موضوع تایید نشده است.
بههرحال در یک دوره یکساله فاضل خداداد با تکیه بر اعتبار برادران رفیقدوست و استفاده از دسته چک همسر مرتضی رفیقدوست گردش مالی حساب بانکی خود را به 123 میلیارد تومان میرساند. که خب کل این گردش پول غیرقانونی بوده اما مشهور است که کلا در پایان دوره یکساله تنها 4یا 5 میلیارد تومان پول از این حساب خارج شده بود.
یا به قول صحیحتر حدود هشت میلیون دلار. بههرحال پس از حدود یازده ماه، در یک نقل و انتقال پول بین این حساب بانک صادرات با بانک ملی، یکی از مسئولین حراست متوجه شرایط غیرعادی این حساب میشود و با شروع تحقیقات، پروندهای برای خداداد و مرتضی رفیقدوست باز میشود.
«از مبلغ اختلاس در این پرونده ۱۱۸ میلیارد تومان مربوط به گردش حسابهای شخصی فاضل خداداد بود و ۵ میلیارد تومان دیگر نیز مبلغی بود که مرتضی رفیقدوست در این یازده ماه به همین شیوه و در همان شعبه بانک به گردش درآورده بود و در نهایت پروندهای تحت عنوان اختلاس ۱۲۳ میلیارد تومانی تشکیل شد.» محسن رفیقدوست درباره این پرونده میگوید:
«آن شخص (خداداد) برای گردش آن پول در مدت ۱۰ ماه که کلا ۱۲۳ میلیارد تومان گردش حساب بودهاست، حدود ۲ تا ۳درصد از این گردش حساب از حساب برادر من استفاده میکردهاست و بقیه را از حساب خودش یعنی حدود ۲ تا ۳ درصد را از برادر من چک میگیرد و چک میدهد تا بعد خودش حساب باز میکند… وقتی فاضل دستگیر شد حدود ۳میلیارد تومان به بانک بدهکار بود و برادر من هیچ بدهیاي به بانک نداشت و قبلاً تسویه کرده بود.»
وکیل خداداد مکانیسم ماجرا را اینگونه توصیف کرده است: «خداداد یک چک عادی میکشید مثلا به مبلغ صد میلیون تومان، این یک چک عادی بود که باید از طریق کلر وصول شود؛ اگر موجودی میداشت پاس میشد. این فرد که موجودی نداشته است، مثلا چک صدمیلیونی عادی را به کارمند بانک میداده است و کارمند بانک را فریب داده، او چک را جزو چکهای رمزدار تلقی کرده و وجه چک را از سرفصل چکهای رمزدار همان روز به او پرداخت میکرد؛ فردای آن روز دوباره خداداد میآمد و چکی عادی با مبالغ بالاتر میداد و باز هم رمزدار تلقی و وجه آن را میگرفت.
از وجه چک دوم مبلغ چک قبلی را پاس میکرد و مازاد آن در اختیارش بود و فردا با تکرار همین روال چکی دیگر میآورد و جریان تکراری میشد. کار به جایی رسید که خداداد چکهای دومیلیاردتومانی صادر میکرد و به شرح فوق وجه آن از حساب چکهای رمزدار تأمين میشد و فردا با چکی به مبلغی بیشتر این چک پاس میشد و با مابهالتفاوت آن کار میکرد. وقتی این کارها را میکرد این پولها در مدتزمان ۴۸ ساعت تا پنج روز در اختیار او میماند. گردش پولهای بانک در دست او و متهم دیگر در مدت حدود یک سال، ١٢٣ میلیارد تومان بود ولی در هیچ زمانی این مبلغ پول نزد آنان نبود.»
به هرحال پروندهای تشکیل میشود که قاضی و دادستان آن همزمان حجتالاسلام محسنیاژهای بوده است. به هرشکلی که بود خداداد را به تهران میکشانند اما خداداد در مرحله اول با پاسپورت جعلی به پاریس فرار میکند. بار دوم با تماس مستقیم ولیالله سیف که رئیس بانک صادرات بود و اطمينان دادن به خداداد که برگردد و پرونده را با خیر و خوشی ببندد، خداداد در شهریور ماه به ایران بازمیگردد و در بهمن 1373 بازداشت میشود.
خداداد و وکلایش مدعی هستند که در هنگام دادگاه همه مطالبات و بدهیها به بانک صادرات پرداخت شده بود از جمله با در اختیار گذاشتن ملک 3700 متری خانواده خداداد در خیابان فرشته تهران. به هرحال در یک سلسله محاکمات سریع ،خداداد به اعدام محکوم میشود و در بهمن سال 1374 به دارآویخته میشود. در سن 48 سالگی . خب مقداری از جزئیات این پرونده را برایتان بازگو کنم:123 میلیارد تومان در سال 1373 معادل با 48 هزار میلیارد تومان در سال 1402 است! 4میلیارد تومان سال 1373 به همین شیوه محاسبه معادل است با حدود دو هزار میلیارد تومان امروز !
یکی از جنجال های آن سال ها حکم مرتضی رفیقدوست بود. مرتضی به حبس ابد محکوم شد. برخی شایعات میگفتند او در زندان به مامور خرید اوین منصوب شده است اما برادرش این موضوع را تکذیب کرده است. مرتضی رفیقدوست در سال 1382 و پس از گذراندن هشت سال از حبس خود از زندان آزاد شد. پرونده فاضل خداداد تا قبل از پرونده مه آفرید خسروی بزرگ ترین پرونده فساد مالی در ایران پس از انقلاب محسوب میشود……

