روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری| حالا بحث هوش مصنوعی داغتر از همیشه است. کسی که پیش از این مسیر سریع و کمترافیکتر را نشانمان میداد و قدمهایمان را میشمرد و انجام کارها را یادآوری میکرد و سوالهایمان را جواب میداد، حالا دارد در کمترین زمان موسیقی میسازد و پوستر طراحی میکند و صدای کسی را از دهان دیگری بیرون میآورد و فیلمهایی نشانمان میدهد که هرگز اتفاق نیفتادهاند.
فعلاً هوش مصنوعی در دوران بانمک و سرگرمکنندهاش است. مثل بچهای که تازه زبان باز کرده و وجودش سرشار از تازگی و بامزگی است، سراغش میرویم و ازش میخواهیم چیزهای تازهای بگوید و نشانمان دهد. هنوز آن را بهچشم دشمن قدرتمندی که قرار است زیر پا له و نسلمان را منقرض کند، نمیبینیم.
درواقع هنوز به رویمان نیاوردهایم که تبدیل به گوسفندان گله بزرگی شدهایم که به فرمان چوپان هوشمندمان اینسو و آنسو میرویم و هماهنگ با هم فکر، عمل و زندگی میکنیم.عجیب نیست که میلیونها انسان در گوشه و کنار زمین در یک زمان معین با آهنگی مشخص میرقصند، دوربین را در زاویهای یکسان میکارند و جلویش چالشهایی یکدست انجام میدهند و به سوژهای واحد میخندند و
برای دغدغهای مشترک و پررنگ شده هشتگ میزنند و ایدهها و نظرات لایکگیر دیگران را غرغره میکنند و ایموجی غمگین و خشمگین را تنها خرج غم و خشمی ترند شده میکنند و چند روز بعد همه با هم محبوبهای سابق را از یاد میبرند و میروند سراغ موجی تازه؟
این میزان از هماهنگی و یکسان شدن عقاید، خواستهها، ارزشها، سلایق و جهانبینی ترسناک نیست؟ پذیرفتنش سخت است اما واقعاً کنترل از دستمان خارج شده؛ جداً کسی دیگر دارد بهجای ما فکر میکند.

