روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | در دهه هفتاد ورزش ایران اولین سوپرهیروهای خود را تجربه کرد. در واقع از اوايل دهه پنجاه ورزش ایران سوپرهیرو جهانی نداشت. شاید پس از افول موحد در کشتی و نصیری در وزنه‌برداری. حتی ستاره‌های بزرگ فوتبال ایران از همایون بهزادی و پرویز قلیچ‌خانی و علی پروین و ناصرحجازی و حسن روشن همگی ستاره‌هایی در مقیاس منطقه و در بهترین حالت در عرصه آسیا بودند. در دهه شصت مجید ترکان می‌توانست در چنین راهی قدم بردارد اما تحریم‌ها و ممنوعیت‌ها حضور بین‌المللی او را محدود کرده بود.

حتی طلای حیرت‌انگیز علیرضا سلیمانی منطق خاص خود را داشت و همه می‌دانستیم که نباید انتظار تکرار این معجزه را داشته باشیم. اما از ابتدای دهه هفتاد پسر کوچکتر خانواده خادم در صحنه کشتی پدیدار شد. پسر بزرگ‌تر یک طلای جهانی در 74 کیلو داشت و یک کشتی‌گیر کلاسیک ایرانی بود. اما پسر کوچک‌تر یعنی رسول جنس دیگری داشت. در 20سالگی قهرمان آسیا شد و در المپیک 1992 یک مدال برنز هم به دست آورد. اما درخشش اصلی او دو سال بعد شروع شد.

وقتی که به وزن 90 کیلوگرم آمده بود تا با ماخاریک خاداراتسف مبارزه کند. غول کشتی شوروی که از سال 1986 تا 1992 هرچه طلای المپیک و جهان بود به دست آورده بود و در سال 93 به شکل عجیبی به عباس جدیدی باخت و به مدال برنز رسیده بود. عباس جدیدي در آن سال هم خاداراتسف را برد و هم ملوین داگلاس را و قهرمان جهان شد و مدالش را هم به یک جایی اهدا کرد اما دوماه بعد خبر آمد که ایشان دوپینگ کرده‌اند و هم طلایش پس گرفته شد و هم محروم و بیش از همه این خاداراتسف بود که از این دوپینگ جدیدی ضرر کرده بود.

اما در سال 1994 تا 1996 در یک رشته مبارزه سطح بالا در فینال کشتی‌های 90 کیلو، ‌رسول خادم سه بار پیاپی و در سه کشتی بسیار حساس خاداراتسف را شکست داد و سه طلای پیاپی به دست آورد که شامل یک طلای المپیک هم می‌شد. شیوه کشتی، ‌تمرکزش در اردوها، ‌سختگیری‌ها و سلوک شخصی‌اش موجب شد تا او به بالاترین افتخارات ممکن در ورزش ایران دست پیدا کند. به‌خصوص طلای المپیک آتلانتا که اولین طلای المپیک ایران پس از 22سال بود.

یعنی از المپیک 68 که موحد و نصیری دو طلای کشتی و وزنه‌برداری را به ارمغان آورده بودند دیگر ورزش ایران به مدال طلا دست نیافته بود. نه در دو المپیک مونیخ و مونترآل در قبل از انقلاب و نه در دو المپیک سئول و پکن در پس از انقلاب. منصور برزگر سرمربی سابق تیم ملی کشتی ایران روایت می‌کرد که رسول خادم در المپیک آتلانتا،‌ به‌رغم مصدومیتی که داشت در اردوها فقط برای غذا از اتاق خود خارج می‌شد و در همان حین نیز رو به دیوار و بدون صحبت با کسی غذای خود را می‌خورد و در سکوت مطلق به سر می‌برد.

رسول خادم در قامت یک قهرمان نامش را بر صدر کشتی جهان الصاق کرد. او اولین سوپرهیروی واقعی ورزش ایران در آن سال‌ها بود. او اولین نمونه‌ای بود از قهرمانان نسل جدید که در مبارزات حساس با قهرمانان بزرگ بین‌المللی می‌توانست سربلند بیرون بیاید‌‌. نه یک بار‌‌،‌ نه دوبار که بارها و آن حسرت و افسوس همیشگی از شکست‌های با افتخار را از جان و روح ما دور می‌کرد. او یک برند حقیقی و مطمئن بود.

در حالی که در سینما هم عباس کیارستمی به تدریج در قامت یک قهرمان بزرگ جلوه‌گر می‌شد و در داخل کشور مهران مدیری و هدیه تهرانی سبد چهره‌های خاص را براي مخاطبان و علاقه‌مندان کامل می‌کردند،‌ فوتبال ایران هم یک پدیده اصیل و نفیس را عرضه کرد. پدیده‌ای که تا سال‌ها به یکی از برندهای کشور ایران بدل شده بود.

جوان دانشجوی اردبیلی که در دانشگاه شریف درس می‌خواند و در تیم تاکسیرانی در دسته دوم فوتبال تهران توپ می‌زد و بعد ناصر حجازی او را به تیم بانک تجارت برده بود و تازه در 23سالگی کشف شده بود و به تیم ملی دعوت شده بود. بلندبالا و با یک قدرت بدنی حیرت‌انگیز. مبارزه‌جو، ‌بلندپرواز و البته به لحاظ بدنی کم انعطاف و به لحاظ تکنیکی متوسط.

دایی در همان اولین حضورش در خط حمله تیم ملی بسیاری را متوجه ظهور یک پدیده در فوتبال ایران ساخته بود… داستان دایی را می‌گذاریم برای بعدها‌. وقتی که داستان پرفراز و نشیب فوتبال ایران را در میانه دهه هفتاد روایت کردیم و از مثلث دایی و عزیزی و باقری گفتیم. باشد برای هفته آینده.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.