روزنامه هفت صبح،‌ آرش خوشخو | مغناطیس سال 76 دوباره ما را به خود می‌خواند. سال غافلگیری در انتخابات ریاست‌جمهوری، سال صعود تیم ملی به جام‌جهاني و جشن بزرگ در شهرهای بزرگ، ‌سال برنده شدن نخل طلا توسط عباس کیارستمی، سال ورود موسیقی پاپ به تلویزیون ایران… سال 76 اما یک حادثه بزرگ دیگر را هم در بطن خود داشت. آشنایی با موجود مخوفی که در مطبوعات ایران لقب خفاش شب گرفته بود. غلامرضا خوشرو.

مرد کوچک جثه اهل خراسان شمالی که دومین رعشه عمومی را به جامعه ایرانی بعد از ماجرای شاهرخ و سمیه وارد کرد. مردی که در پنجم تیرماه 1376 بعد از دوماه دلهره برانگیز در پایتخت دستگیر شد. مرد بی‌رحمی که 11 زن و دختر را در طی چند ماه در تهران به قتل رسانده بود. بگذارید داستانش را با هم مرور کنیم:

‌روز ۱۳ فروردین ۱۳۷۶، جسد زنی ۵۴ ساله در مقابل پارک چیتگر تهران که با ضربات چاقو کشته شده بود کشف شد… نام این زن توران نظری بود. این زن ساعت پنج صبح می‌خواهد به بهشت زهرا برود که گرفتار خفاش شب می‌شود.

۱۶ فروردین ۷۶، جسد سوخته زنی از باغی در کرج کشف شد. پزشکي قانونی علت مرگ را اصابت ضربات چاقو تشخیص داد. جسد متعلق به زنی به نام عهدیه مرزی جرانی بود.

۳۱ فروردین ۷۶، جسد سوخته زنی ۴۳ساله در جاده در دست احداث فرحزاد تهران کشف شد.

۲ خرداد ۷۶، جسد سوخته زنی در منطقه اوین تهران کشف شد. الهه همتی‌نژاد، ۲۴ ساله، برای عیادت خواهرش به بیمارستانی در چمران رفته بود و شب، هنگام بازگشت جان سپرده بود.

۸ خرداد ۷۶، مأموران پلیس تهران، جسد سوخته دو زن را در بلوار آسیا کشف کردند. بنا به گزارش پزشکي قانونی قربانیان قبل از سوزانده شدن به قتل رسیده بودند. اعظم ثابت‌نژاد به همراه دخترش منیره قهوه‌چی.

۱۴ خرداد ۷۶، جسد سوخته دختر دانشجویی در بلوار اندیشه شهر زیبا در غرب تهران کشف شد. دست‌ها و پاهای قربانی بسته شده بود‌. مقتول پرند پرچمی نام داشت. دانشجوی دندانپزشکی همدان بوده و از همدان به تهران آمده بود که شبانه در ترمینال دزدیده می‌شود.

۳۰ خرداد ۷۶، جسد زنی در اتوبانی در دست احداث واقع در غرب تهران کشف شد. این قربانی قدم‌خیر جهان‌فر نام داشت.

سرهنگ داوود ابوالقاسمی از کارآگاهان با سابقه پلیس تهران در مورد دستگیری خوشرو می‌گوید: تقریباً مشخصات چهره قاتل سریالی را به‌دست آوردیم. با این اطلاعات متوجه شدیم قاتل سریالی شباهت زیادی به یک مجرم فراری به نام مراد نادری دارد. مراد نادری در واقع همان غلامرضا خوشرو بود که در سال ۷۱ و هنگام دستگیر شدن اسمش را تغییر داده بود. در بررسی‌ها متوجه شدیم که ایشان به همراه همدستش به جرم سرقت و آزار و اذیت دختران دستگیر شده که همدستش اعدام و خودش فرارمی‌کند.

سه ماه به صورت شبانه‌روزی دنبال او بودیم تا اینکه دریکی از همان شب‌ها، یکی از افسران اداره ما که برای استراحت به خانه‌اش در منطقه باغچه پونک می‌رود، از پنجره خانه‌اش متوجه مرد جوانی می‌شود که کنار پیکان سفید رنگی ایستاده بود. از آنجایی که در آن منطقه مردم همدیگر را می‌شناسند، افسر ما متوجه می‌شود که مرد جوان غریبه است و حدس می‌زند قصد سرقت خودرو را دارد و به همین دلیل به سراغش می‌رود.

متهم به افسر ما می‌گوید که منتظر دوستش است و نمی‌داند پیکان سفید رنگ متعلق به چه کسی است. چهره مشکوک و رفتار وی شک مأمور را برمی‌انگیزد. در همین هنگام گشت بسیج می‌رسد و مرد جوان را به ظن سرقت بازداشت می‌کنند. از مرد جوان تحقیقات صورت می‌گیرد… با استعلام شماره پلاک خودرو مشخص می‌شود که خودرو سرقتی است. به همین دلیل مرد جوان به اتهام سرقت خودرو دستگیر و به اداره آگاهی مرکز منتقل می‌شود…

همزمان و به شکل اتفاقی شوهر زن جوانی که به همراه دخترش توسط قاتل سریالی به قتل رسیده بودند به سراغ‌مان آمد و گفت «امروز فردی تماس گرفت و گفت مدارکی داخل پارکی در محدوده تهرانپارس پیدا کرده‌ است. از نشانی‌های فرد میانسال متوجه شدم که مدارک متعلق به همسرم می‌باشد. با قراری که گذاشتم مدارک را از او گرفتم. می‌گفت مدارک را از زیر شمشادهای داخل پارک پیدا کرده‌است».

داخل نایلونی که مدارک قرار داشت به غیر مدارک هویتی مقتول‌، مدارک دیگری هم کشف شد. مدارکی متعلق به مردی که مغازه مصالح فروشی داشت. با تماس با مرد مصالح فروش ایشان گفت «چند روز قبل خودروی سفید رنگم را به سرقت بردند که مدارک شناسایی‌ام هم داخل آن بود. اما دیروز از آگاهی مرکز با من تماس گرفتند و گفتند ماشینم پیدا شده و سارق آن دستگیر شده‌است.»

با شنیدن خبر شوکه شدم. قطعات پازل کنار هم قرار گرفته بود و سارق خودروی مصالح فروش، احتمالاً همان قاتل سریالی بود که دنبالش می‌گشتیم. بعدها متهم در تحقیقات گفت در سومین جنایتش، قربانی تلاش زیادی برای فرار می‌کند و او با چندین ضربه چاقو به زن جوان او را از پا درمی‌آورد. چون داخل ماشین به شدت خونی شده بود مرد جنایتکار خودرو را رها می‌کند و خودروی دیگری را به سرقت می‌برد. خودرویی که متعلق به مرد مصالح فروش بود…

غلامرضا خوشرو در ابتدا منکر جنایاتش بود اما در نهایت به قتل ۹ زن و دو دختر بچه و به آتش کشیدنشان اعتراف کرد. غلامرضا خوشرو روز۲۲ مرداد ۱۳۷۶ در ساعت ۷:۴۵ در چهار دیوار انبار روباز ورزشگاه آزادی واقع در سه راه دهکده المپیک درحالی‌که روی کاغذ نوشته بود: «به هیچ‌کس بدهکار نیستم و از کسی طلبکار نیستم و از همه طلب بخشش دارم» در شرایطی که ۲۱۴ ضربه شلاق خورده بود پای چوبه دار رفت و به‌دار آویخته شد. به هنگام مرگ 32 ساله بود.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.