روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری| لویی سی.کی از بهترین کمدینهای دنیاست که با نگاه تیزبین و شوخطبع و حکیمانهاش از چیزهایی حرف میزند که گاهی بیرحمانه اما بسیار درست بهنظر میرسند. نگاهش نسبت به پیری و مرگ هم همینطور است. میگوید: «بیشتر مردم از پیری میترسن چون فکر میکنن پیری مساویه با مرگ؛ که البته هست!
ولی این چیز نگرانکنندهای نیست چون ضروریه. وقتی نوبتمون میشه باید بمیریم، نه اینکه منتظر معجزه بمونیم. بهترین اتفاق دنیا اینه که مردم دائماً در حال مردنن. هر نسلی تعداد زیادی آدم عوضی و آدم خوب و خستهکننده و چیزهای دیگه داشته، ولی تکتکشون مردن و این عالیه. بیشتر ما دوست نداریم خودمون یا نزدیکانمون بمیرن اما این واقعاً خودخواهانه است.
دنیاییرو تصور کنین که کسی توش نمیمیره. اینجوری یعنی مجبور بودیم با آدمهایی سر و کار داشته باشیم که متولد سال 1100 میلادین؟ الان حتی سر و کله زدن با دهه پنجاهیها هم سخته! مثلاً توی رستوران بهشون میگی آقا لطفا این کد رو اسکن کنین، منویی در کار نیست و اونا فقط میگن من نمیفهمم!
مردم وقتی پیر میشن دائماً میگن همه چیز عجیب و وحشتناک شده. در حالی که نه عجیبه و نه وحشتناک، فقط برای تو ساخته نشده! به نظرم اگر یک روز رفتی فرودگاه و توی دستشویی به این فکر کردی که من چه جوری باید از این استفاده کنم، وقتشه که بمیری! این توالت مخصوص تو نیست، برای نسل آیندهست.»
جداً به این فکر کردهاید که اگر روزی انسان موفق شود افسانه جاودانگی را واقعی کند، چه جهان هولناکی خواهیم داشت؟ آدمهایی که در دورههای مختلفی از تاریخ بزرگ شدهاند و حالا همه در کنار هم زندگی میکنند. چه غوغا و بلبشویی، چه جنگ بیپایانی.

