روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | سریالهای دهه هفتاد تلویزیون همپای حال و هوای جامعه به شیوههای مختلف، گاه عامدانه و گاه ناخودآگاه گذر از سنت و مقابله سنت و تجدد را در کانون توجه خود داشتند. آداب تجدد از صفحه تلویزیون به سمت بیرون پرتاب میشد حتی در سریال پرطرفدار و عامهپسندی مثل پدرسالار.
پدرسالار در سال 1372 به روی آنتن آمد و تا سال 1374 به طول انجامید و بلافاصله به سریال محبوب تماشاگران تلویزیون در سراسر ایران بدل شد، هرچند مخالفان تند و تیزی در رسانههای پایتخت داشت که مضمون آن را به نوعی باج دادن به سنتهای کهنه قلمداد میکردند. این سریال را اکبر خواجویی بر پایه فیلمنامهای از اکبر محلوجیان ساخته بود.
داستان یک پدر سنتی خوشقلب و سرسخت به نام اسدالله(با بازی محمدعلی کشاورز) که اصرار دارد فرزندان و دامادها و عروسهایش همگی در خانه بزرگ او به زندگی ادامه دهند و طغیان عروس مستقل و متجددش(با بازی کمند امیرسلیمانی) و دست آخر رسیدن به یک فرمول بینابین برای تفاهم. خراب کردن خانه بزرگ و قدیمی و ساختن آپارتمانی چند واحدی و مستقل شدن هر فرزند و همسرانشان و سکونت در یکی از واحدها و در عین حال زندگی در کنار هم و در یک ساختمان!
در همین ابتدای دهه هفتاد سریال آپارتمان هم برای تاویل و تبیین زندگی آپارتماننشینی به عنوان یکی از مهمترین الگوهای شهرنشینی از تلویزیون پخش شد. بیژن بیرنگ و رسام که در دهه شصت از چهرههای پرکار و پرطرفدار تلويزیون بودند در دهه هفتاد دو سری سریال درباره زندگی آپارتماننشینی آن هم با مختصات واضح طبقه متوسط ساختند. سریال همسران در سال 1373 و سریال خانه سبز در سال 1375 . همسران راجع به دو زوج است که در یک آپارتمان با هم همسایه هستند.
(کمال)فردوس کاویانی(و مهین)مهرانه مهینترابی(یکی از دو زوج هستند که سن بیشتری دارند.) (علی)فرهاد جم و (مریم (الهام پاوهنژاد) یک زوج دیگر هستند که از کمال و مهین جوانتر هستند.) سبک زندگی هردو خانواده کاملا منطبق باارزشهای زندگی طبقه متوسط است و انگارهها و نمایههای مذهبی به ندرت در سریال دیده میشود. همسران 45 قسمت به طول انجامید و با طنز خاص خود مورد توجه عموم تماشاگران قرار گرفته بود.
این سریال بلافاصله با سریال خانه سبز ادامه یافت. این بار داستان دو نسل از یک خانواده که در وادی طنز به نسلی قدیمیتر هم تسری مییابد. در حرکتی نمادین اینجا هم زن و هم شوهر وکیل دادگستری هستند و در بخشهایی از داستان رقابت حرفهای را نیز تجربه میکنند. مهرانه مهین ترابی و خسروشکیبایی بازیگران نقش این زوج هستند. نقش فرزند آنها را رامبد جوان ایفا میکند و نقش همسرش را آتنه فقیه نصیری. پدر و مادر رضا (خسرو شکیبایی) هم در سریال حضور مییابند.
با بازی داريوشاسدزاده و حمیده خیرآبادی. سطح بازیگران این سریال کاملا قابل توجه بود. هرچند در آن زمان رامبد جوان تقریبا یک بازیگر ناشناس بود که با این سریال و هماوردیهایش با خسرو شکیبایی به بازیگری مطرح در نگاه عامه بدل شد. خانه سبز یک موفقیت بزرگ برای تلویزیون بود.
بهخصوص حضور خسرو شکیبایی که بعد از موفقیت سریال روزی روزگاری …با خانه سبز بار دیگر مهمان و محبوب میلیونها تماشاگر تلویزیونی شد. شکیبایی در دهه هفتاد محبوبترین بازیگر مرد سینمای ایران بود. او در چهل سالگی و با فیلم هامون محبوب شده بود اما در دهه هفتاد با فیلمهایی مثل کیمیا، خواهران غریب، سرزمین خورشید، پری و سریالهایی مثل روزی روزگاری و همین خانه سبز پرطرفدارترین بازیگر سینمای ایران محسوب میشد.
به این ترتیب خانه سبز و همسران به لحاظ جذب مخاطب همان گروهی را هدف قرار داده بود که روزنامه همشهری و یا سینمای ایران روی آنها زوم کرده بودند و همان طبقهای که باب میل خودروسازان هم بودند و شرکتهای مسافرتی. یعنی طبقه متوسط ایرانی که مدام در حال تجدید قوا و احیای روابط و ارزشهای خود بود و با تکیه بر انفجار جمعیت نسلی که در سالهای 59 تا 65 متولد شده بودند، شیوههای کنترل و ممیزی مرسوم حاکمیت را نادیده میگرفت.
در سالهای 56 و 57 میزان تولید مثل میانگین یک میلیون و سیصد هزار نفر در سال بود. اما در سالهای 59 این رقم به دو میلیون و چهارصد هزار نفر رسید و تا سال 1365 که دو میلیون و دویست و پنجاه هزار نفر متولد شدند این انفجار جمعیتی ادامه داشت. شاید برایتان جالب باشد که در سال 79 این رقم به کمی بیشتر از یک میلیون نفر در سال رسیده بود!
این حجم نوجوانان و جوانان چگالی جمعیت را به ضرر قوانین نظارتی و کنترلی برهم زده بود. موج دانشآموزان مثل سیل آموزش و پرورش را در انتهای دهه شصت و طول دهه هفتاد در خود بلعید و در میانه دهه هفتاد این موج مردافکن به دانشگاهها رسید و کنکور. حاکمیت به هیچ وجه براي چنین چالشهایی آماده نبود. در نیمه دوم دهه هفتاد کنکور با حضور یک میلیون و هشتصد هزار داوطلب برگزار میشد که دانشگاهها تنها توانایی جذب بیست درصد آنها را داشتند.

