روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | یک: ‌حالا که به دهه هفتاد نگاه می‌کنم فکر می‌کنم سرنوشت در آن دهه، دریچه‌ای برای گذر ایران به مرحله‌ای از رشد سیاسی و اقتصادی باز کرده بود که ایرانیان عزیز با لجاجتی باور‌نکردنی این در را بستند. فرصتی تاریخی برای انسجام ملی. اما نشد. شاید انتظارمان بیش از حد بوده است. شاید دچار خوش‌خیالی هستیم و آن انسجام ملی در ذیل یک پرچم شدنی نباشد.

شاید بافت اجتماعی ایران، حاصل همه ناملایمات صد سال اخیر این رویای انسجام ملی را متزلزل کرده باشد. رویای غیرممکن. صورتبندی مسائل جامعه در آن سال‌ها در رویارویی اصلاح‌طلب و اصولگرا به شکل کلاسیک خود خلاصه شده بود. اما حالا در سال 1402 صورتبندی به شکلی رادیکال و خطرناک درآمده است. چگونه به اینجا رسیدیم؟ ‌جواب‌ها از همان دهه هفتاد اخذ می‌شوند.

راستش در یک صورت مسئله ساده، ‌کافی بود که اصولگرایان که از همان سال اول انتخاب دولت اصلاح‌طلب،‌ خشمشان را نسبت به دولت اصلاحات نشان می‌دادند، به این مسئله فکر می‌کردند که این فقط یک دوره چهارساله است. یک انتخابات. قرار نیست سرنوشت کشور عوض شود. لازم نیست در چنین کانسپتی شما این‌قدر از خودتان تحرکات عصبی نشان دهید. از همان سال‌ها بود که برای هضم این تحولات، تئوری‌های جدیدی از سوی بزرگان اصولگرا در منابر عرضه شد که بر طبق آن، اعتبار آرای مردم زیر‌سوال می‌رفت.

در واقع مفهوم حکومت اسلامی در برابر جمهوری اسلامی قرار می‌گرفت. واکنشی در مقابل شکست‌های زنجیره‌ای در انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و مجلس و دوباره ریاست جمهوری. در آن‌سو در اردوی اصلاح‌طلبان هم کافی بود این مسئله درک شود که این فقط پیروزی در یک دوره انتخابات است. قرار نیست نظام تغییر کند. این اشتیاق دیوانه‌وار برای انتقام‌جویی باید کنترل می‌شد اما نتوانستند. حوادث سال‌های 77 و 78 فقط در چنین تعبیری و در چنین دوقطبی جنون‌آمیزی قابل‌فهم است.

فکر می‌کنم سال‌ها بعد یک‌بار دیگر سرنوشت چنین دری برای عبور به آن سوی حصارها و موانع توسعه‌نیافتگی در سال 1388 گشوده بود. سالی که انگیزه‌های طبقاتی برای آخرین‌بار بر شعارهای سیاسی برتری پیدا کرده بودند. اما هضم تبدیل دوقطبی سیاسی به دوقطبی طبقاتی در میان دیواره‌های نظام براي بسیاری سخت و ثقیل بود.

اما این‌بار اصلاح‌طلبان بودند که پس از یک انتخابات جنجالی (که با اظهار‌نظرهای غیرحرفه‌ای مسئولان حکومتی در برخی نهادهای مهم نظارتی، ‌حاشور خورده بود) با فشار، این در را بستند و همان پتانسیل 14 میلیونی تایید شده از سوی حاکمیت را به یک جریان نیمه زیرزمینی تنزل دادند و چنان گسلی در سطح جامعه و نظام درست کردند که هنوز هم رو به انبساط است.

کاش می‌فهمیدیم این فقط یک انتخابات بود برای چهارسال. آخر‌الزمان نبود و خب نتیجه بذرهای سال‌های 77 و 78 و همین‌طور 88، ‌منجر به شرایطی شده که در دو‌قطبی‌ترین وضعیت تاریخ معاصر قرار داریم. دوقطبی که یک طرفش پا در بیرون چارچوب‌های نظام دارد و از طرفی شاهد حکمرانی جمعی از رادیکال‌ترین چهره‌های اصولگرا بر این کشور بزرگ هستیم و نافرمانی مدنی انبوهی از جوانان. دیگر دری به مسالمت گشوده نخواهد شد…

دو: پس از عبور از سال‌های عجیب 77 و 78، ‌جامعه ایران با یک شیب آرام روبه‌آرامش حرکت کرد. طبقه متوسط دیگر خسته شده بود و شروع کرد به فرورفتن در قالب گروهی ناراضی و غرغرو که نمایشی از ناامیدی و بی‌تفاوتی ارائه مي‌کردند. طبقه سنتی و مذهبیون به‌نظر می‌رسید در کنترل اوضاع موفق بوده‌اند. هرچند انتخابات 80 نشان داد که هنوز ماجرا ادامه دارد…

سه: در سال‌های انتهایی دهه هفتاد و به‌رغم همه آن ناملایمات و حوادث سیاسی ، تورم کم‌کم در حال رام شدن بود. طی سال‌های 79 ‌و80 تورم به زیر 12‌درصد رسیده بود و وضعیت پایداری را پیدا کرده بود. یادمان باشد در سال 74 تورم 49‌درصد نیز تجربه شده بود و چهار برابر شدن ناگهانی قیمت دلار.

در انتهای دهه هفتاد دلار هرچند پس از فراز و نشیب‌هایش از هشتصد تومان عبور کرده بود اما آرام گرفته بود و متوقف شده بود (ده سال قبل‌تر دلار 130 تومان بود و حالا شش برابر شده بود) این رقمی بود که برای همه قابل فهم بود. سکه در سال 79، ‌شصت هزار تومان بود. یعنی هر سکه حدود 73 دلار (در حال حاضر یعنی در سال 1402 هر سکه برابر است با 551 دلار!).

در سال 1375، ‌آمریکا تحریم‌های گسترده‌ای را علیه ایران و لیبی منعقد کرد که سرمایه‌گذاری هر شرکت بین‌المللی در ایران نباید از 30 میلیون دلار بیشتر باشد. درآمد نفتی دولت اول خاتمی پنج برابر میانگین درآمد نفتی دولت هاشمی بود و یک‌ششم درآمد نفتی دولت احمدی‌نژاد که بعدها مستقر شد.

میزان صادرات نفت در طول دهه هفتاد بین دو میلیون تا دومیلیون و ششصد هزار بشکه در نوسان بوده است. ضریب جینی که نشانه فاصله طبقاتی است در سال‌های 75 تا 80 تقریبا ثابت باقی ماند. آن کاهش ناگهانی ضریب جینی که در سال‌های 59 تا 61 رخ داده بود، در سال‌های بعد متوقف شد و ضریب جینی در یک نسبت ثابت باقی مانده بود (تا این‌که در سال‌های 81 و 82 دوباره رشد می‌کند که نشانه افزایش فاصله طبقاتی در کشور بود).

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - تک نگاریاینجا کلیک کنید.