روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | در سال‌های 77 و 78 درست همزمان با اوج‌گیری غیرقابل تحمل دوقطبی اصلاح‌طلبی و اصولگرایی و در حالی‌که عطاءالله مهاجرانی به‌عنوان خبرسازترین وزیر کابینه و متصدی وزارت فرهنگ و ارشاد پرچم تساهل و تسامح را برافراشته بود و خاتمی هم خواهان جامعه‌ای چند‌صدایی شده بود و جامعه دموکراتیک به مفهوم جهانی‌اش را نوید می‌داد،‌ در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ‌آیت‌الله مصباح‌یزدی در چندین نوبت به تبیین مختصاتی خاص از مسئله تساهل و تسامح در اسلام پرداخت که خشم اصلاح‌طلبان را برانگیخت و خاتمی علنا این نگاه را سنگواره‌های ماقبل تاریخ لقب داد و برخی نویسندگان مصباح را تئوریسین خشونت نامیدند.

این عنوان آن‌هم همزمان با قتل‌های زنجیره‌ای و حمله به کوی دانشگاه تهران و بعد هم ترور سعید حجاریان،‌ معانی سنگینی در خود داشت. به‌خصوص بعد از ترور حجاریان، ‌رسانه‌های اصلاح‌طلب چنین اتفاقی را ناشی از تاثیر پذیرفتن ضاربین از سخنان مصباح‌یزدی عنوان کردند. مثلا به این سخنان مصباح اشاره می‌کردند که در مرداد سال 78 گفته بود: «ما در قرآن دستور ارهاب داریم و افرادی که با ادبیات عرب آشنا هستند بروند معادل ارهاب را پیدا کنند.

حالا اگر من الان بگویم معنایش چیست فردا روزنامه‌ها تیتر می‌کنند که فلانی طرفدار تروریسم است.» این سخنان باعث شد که برخی مصباح‌یزدی را از مروجان و نظریه‌پردازان خشونت برای حذف مخالفان در ایران بنامند. همچنین برخی تفسیر مصباح‌‌یزدی از «ترهبون» که معادل «ترور» مخالفان گرفته شده ‌است را اشتباه می‌دانستند.

مصباح‌یزدی از بزرگ‌ترین مخالفان دکتر علی شریعتی در دهه پنجاه بود و حتی خواهان برخورد سخت و شدید با او که روایت است دکتر بهشتی از این اقدام ممانعت کرده است. مصباح‌یزدی در سال‌های 58 و 59 در کنار آیت‌الله بهشتی و عبدالکریم سروش پای ثابت مناظره عقیدتی با سردمداران احزاب کمونیستی ایران بود.

به‌خصوص مناظره تلویزیونی مشترک او و عبدالکریم سروش با احسان طبری تئوریسین بزرگ حزب توده و فرخ نگهدار نفر اول گروه چریک‌های فدایی شاخه اکثریت، ‌در آن سال‌ها تماشاگران فراوانی را پای تلویزیون‌ها می‌کشاند و در خاطره بسیاری از مردم به‌عنوان رواداری شگفت‌انگیز در سال اول انقلاب ثبت شده است.

بخشی از روحانیت او را متهم می‌کردند که در دوران انقلاب از تعامل با انقلابیون سر باز زده و اندیشه‌های نزدیک به انجمن حجتیه دارد. چیزی که طرفداران آیت‌الله به‌شدت آن را رد می‌کردند و از خدمات آیت‌الله مصباح در دوران انقلاب فهرستی ارائه می‌دادند. مصباح‌یزدی بعد از آن مناظره‌ها فعالیت سیاسی چندانی نداشت.

او بیش از سی جلد کتاب در عرصه‌های مختلف اسلام و تشیع منتشر کرده بود و اعتبار علمی آشکاری در قم داشت. به‌هرحال سخنرانی‌های خلاف جریان او در سال‌های 77 و 78 به‌نوعی دیدگاه‌های نامنسجم اصولگرایان را در یک قالب ذهنی و تئوریک مشخص شکل داد و به آنها در بحث‌های عقیدتی با اصلاح‌طلبان یا در پافشاری غیرمسالمت‌جویانه در اجرای عقاید خودشان آن‌هم بی‌توجه به کثرت جمعیت اردوی مخالف، ‌اعتمادبه‌نفس تئوریک بخشید.

در سال‌های انتهایی دهه هفتاد او همان چیزی بود که اردوگاه خزان‌زده اصولگرایان احتیاج داشتند. بعدها اولین موج منتسب به دیدگاه او در گروه آبادگران شکل گرفت و دومین موج در این عرصه به جبهه پایداری منتج شد. به هرحال با بالا گرفتن حملات به آیت‌الله مصباح‌یزدی و در حالی‌که رسانه‌های اصولگرا از مبانی تئوریک نگاه مصباح بسیار سرخوش بودند، کار به دعوت به مناظره کشیده شد.

نامی که اول به میان آمد عطاءالله مهاجرانی بود که به‌عنوان مدافع اصلی تساهل و تسامح و هدف اصلی انتقادات آیت‌الله مصباح‌یزدی باید برای مناظره حاضر می‌شد. مهاجرانی چند بار اعلام کرد که ‌آماده مناظره با مصباح است و مصباح هم در مصاحبه‌ای گفت که برخی اعلام آمادگی برای مناظره می‌کنند اما از زیر آن در می‌روند.

به‌هرحال مناظره مهاجرانی و مصباح هیچ‌وقت عملی نشد. عبدالکریم سروش هم علنا گفت که تمایلی به مناظره با مصباح ندارد و در این میان قرعه به‌نام حجت‌الاسلام حجتی‌کرمانی افتاد. روحانی وارسته که قلم مهربانی داشت و در روزنامه اطلاعات هم ستونی داشت و اتفاقا از تحسین‌کنندگان آیت‌الله مصباح‌یزدی هم بود.

خوانندگان اطلاعات یادشان مانده بود که چگونه حجتی‌کرمانی در دفاع از فتوای آیت‌الله خمینی درباره مسئله خرید‌وفروش آلات موسیقی و چگونگی پذیرش صدای زن در موسیقی، یادداشت شگفت‌انگیزی نوشته بود از تالمات روحی‌اش وقتی در دوران حبس در زمان پهلوی از بلندگوهای زندان ترانه‌ای از دلکش پخش می‌شده است و او هنوز ابیات آن ترانه را بر یاد داشته است.

این مناظره در تلویزیون شکل گرفت و خب نتیجه‌اش چندان باب‌طبع منتقدان آیت‌الله مصباح نبود. وزن علمی آیت‌الله (جدا از دیدگاه و زاویه دیدش) راه این مناظره را به سمت دیگری برده بود. به‌هرحال شهریور سال 78 تماشاگران با هیجان به تماشای مناظره‌ای نشستند که برخلاف انتظار نه داغ بود و نه جنجالی. اما هرچه بود دیدگاه‌های مطرح‌شده از آیت‌الله مصباح در سال‌های 77 و 78،‌ بسیاری از تحولات سیاسی و همچنین تعارضات سنگین اجتماعی در سال‌های بعد را پایه‌گذاری کرد.آیت‌الله مصباح‌یزدی در سال 1399 و در سن 86 سالگی درگذشت.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.