روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | آیا لیلی امیرارجمند جاسوس دوجانبه بود؟ این فرضیهای است که در مورد او فراوان مطرح میشود. چرا که به شکلی واضح از نیمه دوم دهه چهل، روابط نزدیکی با دیپلماتها و افسرهای اطلاعاتی اروپای شرقی داشته است اما در حالیکه ماموران ساواک به شدت کنجکاو این ماجرا بودند به شکل مدام از سوی دربار از ورود به این ارتباطات نهی میشدند. آیا آنطور که فردوست ادعا کرده ارجمند در همان دوران تحصیل در آمریکا توسط سیا یارگیری شده است؟ راستش هیچ مدرکی درباره این ادعا وجود ندارد. هرچند فرضیه بعیدی نیست.
امیرارجمند از طرف مادری نسبی قاجاری دارد. مادرش کودکیاش را در بلژیک گذرانده بود و پدرش هم یک کارمند بود که دورهای در سنپترزبورگ زندگی کرده بود. لیلی کودکیاش را در مدرسه راهبههای کاتولیک تهران(ژاندارک)گذراند و بعد رفت در دبیرستان رازی، در اولین کلاس مختلط دختران و پسران در تاریخ معاصر ایران حاضر شد و با فرح و لیلی دفتری دمخور شد.
هرچند یکسال از آنها بزرگتر بود. همه این سوابق نشان میدهد که امیرارجمند دورترین رابطه ممکن را با آیینهای مذهبی و عقاید شیعه داشته است. نه از سمت پدر و نه مادر و نه در دوران تحصیل. در شانزده سالگی با یک جوان 28 ساله تاجر تحصیلکرده انگلیس ازدواج کرد و یک پسر هم به دنیا آورد اما سه سال بعد جدا شد.
با سفارش انجمن ایران و آمریکا یک بورس گرفت و رفت آمریکا برای تحصیل. آنجا بود که فهمید دوست دوران مدرسه رازی، شده زن شاه! در بازگشت به تهران با مدرک فوق لیسانس کتابداری با سفارش فریده دیبا مادر فرح رفت به دیدار دکتر اقبال. دکتر اقبال هم دست رد به این دختر جوان (26 ساله) وخوش چهره و بیوه و تحصیلکرده نزد و او را کتابدار شرکت نفت کرد.
در این دوران لیلی امیرارجمند که هنوز لیلی جهانآرا بود، به لحاظ مالی تامین است و زندگی لوکسی برای خود تدارک دیده. اما بلند پروازیهای بیشتری داشت. پس از تجربهاش در بازدید از شهر کلمر فرانسه، ایده ساخت کتابخانههای مخصوص کودکان را با فرح در میان گذاشت.
فرح که دنبال فعالیتهای فرهنگی و هنری است و به شدت هم در تکاپو، با این ایده موافقت میکند و زمینهایی از پارک فرح (پارک لاله) را به دوستش میدهد تا کتابخانهای برای کودکان تاسیس کند. خودش هم میشود رئیس هیات امنا. در سال 1344. از اینجا به بعد ستاره بخت لیلی با شدت صعود میکند. در یک منصب فرهنگی آن هم در حالیکه 26 سال بیشتر ندارد و در قالب زنی خوش لباس و خوش چهره و دوست صمیمی فرح، تمام درها به رویش باز میشوند.
حقوق خوبی میگیرد (در سال 56 دریافتی خالصش از کانون هجده هزار تومان بوده و تخمین زده میشود که حدود ده هزار تومان هم از کانالهای دیگر منصبهای تشریفاتیاش به شکل منظم دریافت میکرده است) با شاهرخ امیرارجمند استاد فیزیک خوش تیپ دانشگاه تهران ازدواج میکند و اسم او را روی خود میگذارد.
مراودات فرهنگی او با سفارتهای شوروی و چکسلواکی و مجارستان او را از نظر ساواک به عنوان یک طعمه کی جی بی نشان میدهد، بهخصوص این که یک افسر اطلاعاتی مجار به شکل مشکوکی با لیلی صمیمی میشود اما فرح، ساواک را از دخالت در ماجرا نهی میکند. در این دوران لیلی شمع محفل مهمانیهای سفارتخانههاست. در سالهای 47 تا 52 او مدام در مسافرت است. به عنوان داور و مهمان ویژه و از این چیزها. در بعضی سفرهای سلطنتی هم به عنوان همراه فرح شرکت میکرده است.
میگویند در یک قلم سفیر و شاید هم دبیر دوم سفارت چکسلواکی 150 کیلوگرم کریستال نفیس را به امیرارجمند در شب کریسمس هدیه کرده است. در همین سالهاست که فرماندهان ارتش در مقابل زنانگی مهاجم امیرارجمند تسلیم هستند و همه خواستههای او را چه بابت تسهیلات و چه وسایل حمل و نقل و چه بودجه تامین میکنند. مثلا در یک مورد مینباشیان فرمانده ارتش دوازده اتوبوس را رایگان در اختیار امیرارجمند گذاشت تا تبدیل به کتابخانههای سیار بشوند.
او به عنوان متولی فرهنگی کودکان و نوجوانان زنی پیشرو و بیباک محسوب میشود اما ارتباطش با فرهنگ سنتی و مذهبی تودههای مردم بالکل قطع است. برای همین در حالیکه با کمال میل از ازدحام و چگالی چهرههای روشنفکر و گاه مارکسیست در کانون استقبال میکند هیچ تلاشی برای ادغام آیینهای شیعه در کتابهای کودک و یا حداقل احترام به این سنتها و عقاید از خود نشان نمیدهد.
کامران شیردل و یا احمدرضا احمدی از چهرههایی هستند که توسط امیرارجمند در کانون به کار گرفته شدند. کتاب ماهی سیاه کوچولو با بودجه کانون منتشر و در تیراژ وسیع توزیع شد و فیلمهایی از کیارستمی، نادری، بیضایی و تقوایی و شاپور قریب با بودجه کانون تولید شدند. بهخصوص کیارستمی که با پشتیبانی مستقیم امیرارجمند به یک سینماگر مهم بدل شد. همین طور انیمیشن ایرانی و چهرههایی مثل علی اکبر صادقی و زرین کلک و…زیر پروبال کانون قرار داشتند.
در این میان بیپروایی رفتاری امیرارجمند هرچند برای فریده دیبا و یا تاجالملوک غیرقابل تحمل بود اما فرح دیبا و همینطور محمدرضا ازآن استقبال میکنند. گزارشهای فراوانی از بیپرواییهای او در مهمانیها و تفریحات ساحلی منتشر شده است که فرح ترجیح میداد چشم بر آنها ببندد.
یادتان باشد در سال 56 او زنی 38 ساله است که چهار پسر نیز دارد. از 19 ساله تا 19 ماهه! باز هم روایاتی وجود دارد از زمان اقامت محمدرضا در باهاما پس از پیروزی انقلاب و ارتباط امیرارجمند با یکی از مامورینی که توسط دختر راکفلر برای مراقبت از خانواده محمدرضا تعیین شده بودند. طبق این شایعات ارتباط امیرارجمند با این مامور آمریکایی آنقدر بالا میگیرد که دولت باهاما محمدرضا و همراهانش را دیپورت میکند!امیرارجمند در فلوریدا زندگی میکند و در حال حاضر 85 ساله است.

