روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | کاخ مروارید با تمام القاب و توصیفات دهن‌پرکنی که درباره‌اش وجود دارد، نمونه کامل از سویه تاریک خاندان پهلوی است. عمارتی پوچ و بیهوده و احمقانه که نشانه سلیقه‌ای منحط در شیوه زندگی کردن است و به‌رغم تمام فرم‌های انتزاعی‌اش نشانه‌ای جز هدر دادن بیهوده پول و انرژی نیست و حتی تصور یک زندگی عادی و یا تجملی در آن غیرممکن است. لاشه‌ای پرزرق و برق که با قرار دادن نام فرانک لوید معمار بزرگ آمریکایی به‌عنوان طراح در شناسنامه خود،‌ ابتذال حیرت‌انگیزش را از دید بازدیدکنندگان پنهان ساخته است.

و این یادگاری است که از شمس پهلوی برای ما به‌جا مانده. دختر بزرگ رضاشاه که مورد اعتماد پدر و مادر بود. پدر و مادری که خشم و نارضایتی خود از آن دوقلوی ناموزون یعنی محمدرضا و اشرف را در کاراکتر نرمال این دختر بزرگ تسکین می‌دادند. او در 16‌سالگی همراه مادرش و به هوای ملاقات با برادرش که در سوئیس پانسیون شده بود، سفر به اروپا را تجربه کرد و تا ملاقات با آدولف هیتلر هم پیش رفت.

شمس در 18‌سالگی با پسر محمود جم ازدواج می‌کند اما از همان شهریور بیست و خلع قدرت پدر، بنای ناسازگاری با شوهر می‌گذارد و دل به یک معلم موسیقی خوش‌تیپ‌تر می‌سپارد. عزت‌الله مین‌باشیان که عمویش شوهرخاله شمس بود و به همین خاطر در مهمانی‌های دربار حاضر می‌شد. برخلاف چهره‌اش، ‌عزت‌الله سهم چندانی از هنر و نوازندگی پدر نامدارش نداشت و دوره‌ای در لوزان معماری خوانده بود و حالا دست تقدیر این نوازنده متوسط ویلن را سر راه شمس پهلوی قرار داده بود.

جدایی شمس از فریدون جم و ازدواجش با عزت‌الله اما به سه چهار سال بعد و به پس از درگذشت رضا‌شاه ختم شد. در این سه چهار سال شمس در تهران نرد عشق با عزت‌الله می‌باخت و در کاخ سعدآباد شاهد خصومت اشرف و فوزیه بود و در آفریقای جنوبی همدم پدر بود و تجارت محدود الماس را نیز شروع کرده بود.

در سال 1324 با مین‌باشیان ازدواج می‌کند و سال بعد نام شوهر را از عزت‌الله مین‌باشیان به مهرداد پهلبد تغییر می‌دهد. به همین سادگی رابطه همسر خود با پدر مشهور و پدربزرگ مشهورترش را قطع می‌کند و همسرش نیز در فلاکت کامل این ماجرا را قبول می‌کند! عزت‌الله ناگهان می‌شود مهرداد!

محمدرضا اما برعکس مادرش (تاج‌الملوک) از عزت‌الله یا همین مهرداد خوشش نمی‌آمد. به‌هرحال شمس پس از ازدواج و انزوای ناخواسته به‌خاطر طرد همسرش از سوی دربار، شاهد تکاپوی بدون توقف خواهر کوچک‌ترش بود و سفرهای انفرادی‌اش به پایتخت‌های قدرت‌های بزرگ جهان. شمس برای تقویت تاثیر خود در دربار و کنار زدن سایه خواهر نترس و جسور خود واسطه آشنایی محمدرضا با ثریا می‌شود. ثریا را در لندن و در مهمانی سفارت ایران ملاقات کرده بود.

دختری 19 ساله که سودای ورود به هالیوود داشت و از خانواده‌ای ثروتمند و بختیاری برخاسته بود و مادری آلمانی داشت. ازدواج سر می‌گیرد اما ثریا نیز پس از ورود به دربار، مثل فوزیه هیچ تمایلی برای حسن رابطه با اشرف و شمس نداشت. ثریا هم مثل فوزیه رگ اشرافی داشت و آبش با حساب و کتاب‌های دختران میرپنج سوادکوهی به یک جوی نمی‌رفت.

این آخرین اکت سیاسی شمس در دربار بود. ماجرای کودتا و نقش پررنگ و جسورانه اشرف در سرنگونی مصدق ورق را به شکل کامل به‌نفع خواهر کوچک‌تر برگرداند و شمس از آن پس با تقدیر خود کنار آمد. در واقع دو حوزه قدرت سیاسی و مردان جذاب را به خواهر سپرد و با شوهر خود سر کرد و تمام نیروی خود را در بحث پول به کار انداخت.

دیوانه‌وار به جمع‌آوری ثروت پرداخت و زندگی اشرافی ابلهانه‌ای را برای خود تدارک دید. در کارخانه‌های بسیاری سرمایه‌گذاری کرد، لشگر سگ‌ها و گربه‌هایش به بیش از 15 عضو رسید، به وارد کردن اتومبیل‌های لوکس آن‌هم با استفاده از معافیت‌های گمرکی پرداخت، ویلاهای متعددی در نقاط گوناگون خرید و در بزرگ‌ترین معامله زمین تاریخ معاصر ایران هزاران هکتار زمین در مهردشت کرج را به تصرف خود درآورد و در سال 1345 کاخ مروارید را با هزینه حدود دو میلیون دلار ساخت و مبله کرد.

کاخی به شكل یک سفره‌ماهی که صدفی را دربرگرفته‌ است. همه فضاهای معماری در زیر سقفی با فرم حلزونی (مارپیچ) و با نورگیرهای گوناگون و به‌شکل دانه‌های مروارید ساخته شده ‌است. در گوشه شمالی کاخ و در محوطه بیرونی دریاچه نیز به‌شکل باله‌های سفره‌ماهی طراحی و ساخته شده ‌است. همین توصیفات را که می‌خوانیم می‌توانیم به مبتذل بودن پروژه پی ببریم.

او سپس زمین‌های اطراف کاخ را به قطعات 2 یا 3 هزار متری تقسیم کرد و فروخت و حدود 800 میلیون تومان درآمد به‌دست آورد. او حتی توانست در مسیر اتوبان کرج نیز انحرافی ایجاد کند تا به اراضی تحت تملک خود نزدیک‌تر شود و قیمت آنها بالاتر بروند. در سال 1351 هزینه زندگی او 25میلیون تومان فاکتور شده است.

شمس در تمام طول دهه چهل و پنجاه منظر اجتماعی خود را با ریاست جمعیت شیرو‌خورشید سرخ حفظ می‌کرد و حضور همسرش به‌عنوان وزیر فرهنگ مادام‌العمر در دولت‌های مختلف. از 1343 تا 1357. درگیری شمس با مسئله پول تا انتهای عمرش ادامه داشت و در دهه شصت درگیر یک پرونده حقوقی با فرح دیبا شد بر سر سه میلیون دلار جواهر گمشده.

شمس در سال 1374 و در سن 78 سالگی بر اثر سرطان درگذشت. همسرش مهرداد پهلبد تا 1397 و در گذر از 100 سالگی به زندگی خود ادامه داد. کاخ مروارید هم همچون وصله‌ای نچسب در دشت‌های غرب کرج باقی مانده و هرسال گروهی هستند که با اشتیاق درباره این عمارت زشت به‌عنوان شاهکار از دست‌رفته معماری قلم می‌زنند.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - تک نگاریاینجا کلیک کنید.