روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | ابتدا این متن را از کانال مهدی تدینی، تاریخپژوه معاصر بخوانید تا در ادامه داستان را دنبال کنیم:
«مسعود رجوی بهعنوان یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق که دست به ترورهای سیاسی میزدند، در ۱۳۵۰ [خورشیدی] به همراه برخی دیگر از اعضای این سازمان بازداشت، محاکمه و محکوم به اعدام شده بود. احمد میرفندرسکی در آن زمان سفیر ایران در شوروی بود. او تعریف میکند که پادگورنی، رئیس دولت اتحاد شوروی، او را احضار کرد و پیامی برای شاه فرستاد.
پیام این بود که مسعود رجوی اعدام نشود. میرفندرسکی حضوری این درخواست پادگورنی را به شاه میرساند. به هر روی مجازات اعدام رجوی لغو شد. اما ذکر دو نکته لازم است: اول اینکه دلایل دیگری هم برای لغو اعدام رجوی ذکر میشود و دوم اینکه برادر مسعود رجوی، کاظم (که در سفارت ایران در سوئیس کار میکرد) برای نجات او از اعدام در خارج از کشور فعالیتهای گستردهای میکرد و شخصیتهای سیاسی دیگری هم احتمالاً در پی تلاشهای او از شاه درخواست لغو اعدام او را کرده بودند.
اما پرسش من این نیست که «چه چیز باعث لغو مجازات رجوی شد». پرسش این است که «چرا رئیس دولت شوروی باید برای جلوگیری از اعدام یک زندانی سیاسی رأساً اقدام کند و به شاه پیام دهد؟» شاید بگویید میرفندرسکی دروغ گفته… از قضا میرفندرسکی که نسل اندر نسل از زمان فتحعلیشاه دیپلمات بودند، یک شخصیت کاملاً روسوفیل (روسدوست) بود و به همین دلیل ۶ سال سفیر ایران در مسکو بود.
او سپس معاون وزیر خارجه شد و اتفاقاً به این دلیل برکنار شد که در جنگ اعراب و اسرائیل اجازه داد هواپیماهای شوروی از فراز ایران عبور کنند. این مسئله شاه را بسیار ناراحت کرده بود. ميرفندرسکی چند سالی از سیاست دور بود و در کابینه بختیار وزیر خارجه شد.
منوچهر هاشمی، رئیس اداره ضدجاسوسی ساواک، میگوید در سال ۵۷ اعلامیههای مجاهدین خلق در سفارت شوروی چاپ و تکثیر میشد! اعلامیهها شبانه از سفارت در سطح شهر پخش میشد. هاشمی میگوید طبق اطلاعات آنها، سفارت شوروی فقط از مجاهدین خلق چنین حمایتی میکرد و توضیح میدهد چرا جلوی آنها را نگرفتند.
نمیخواهم از این دو نکته به نتایج خاصی برسم. اما این دو فکت بهحدی جدی است که نباید آنها را از ذهن دور داشت. شوروی یک چیز را خوب میفهمید: چپی در ایران شانس داشت که ظاهراً یا باطناً اسلامدوست باشند، به همین دلیل حزب توده در آستانه انقلاب [۱۳۵۷ خورشیدی] ناگهان تغییر رویه داد و…»
این دو داستان درباره همکاری مجاهدین خلق با حکومت شوروی را اضافه کنید به داستان دستگیری محمدرضا سعادتی نفر دوم سازمان مجاهدین خلق به جرم جاسوسی برای شوروی و تحویل یک فهرست از ماموران ضدجاسوسی ساواک به دبیر اول سفارت شوروی در ایران، یعنی فنسینکو در اردیبهشت سال 1358. یعنی تنها دوماه و نیم پس از پیروزی انقلاب.
داستان مقربی اینگونه بود که در آذر سال 1356 سرتیپ مقربی جاسوس قدیمی و بلندپایه شوروی در ایران به شکلی غیرمترقبه و ناگهانی لو رفت و بلافاصله و همراه با همکارش علینقی ربانی، اعدام شده بود. روسها همیشه میخواستند ببینند که چه فرایندی به لو رفتن این جاسوس قدیمیشان انجامیده است. مقربی سی سال برای کیجیبی کار کرده بود و بلندپایهترین و مطمئنترین جاسوس روسها در ارتش ایران بود.
به هرحال در سال 58، سعادتی با استفاده از نفوذ مجاهدین خلق، در هرج و مرج ابتدای انقلاب به اسناد مهم ساواک دست یافته بود و برخی از آنها را مخفیانه خارج كرده و در اختیار گرفته بودند، به اسناد مربوط به سرتیپ مقربی دست یافته بود. روایت است که اداره ضدجاسوسی ساواک که پس از انقلاب هنوز به فعالیت خود ادامه میداد، تماس سعادتی و سازمان مجاهدین با شوروی را ردیابی کرده بود.
برخی میگویند نفوذیهای اطلاعاتی انگلیس از طریق امیرانتظام این سرنخ را به حکومت داده بودند و اینکه دستگیری سعادتی توسط ماشاالله قصاب انجام شد که گارد محافظتی مستقر در سفارت آمریکا بود و مشهور است که رابطه خوبی با سالیوان سفیر آمریکا در ایران داشته است! البته برخی نیز کل ماجرا را به همان ادامه فعالیت اداره ضدجاسوسی ساواک مربوط میکنند.
بههرحال سعادتی به جرم جاسوسی برای شوروی دستگیر شد و عجیب آنکه مجاهدین خلق نفس ماجرا را کتمان نکردند اما گفتند که این یک مبادله اطلاعاتی بوده تا شوروی نیز از توطئههای آمریکا علیه ایران اطلاعاتی را ارائه دهد و اینکه اصلا نمیدانستند طرف دبیر اول سفارت شوروی است و خودش را بهعنوان یک خبرنگار روسی جا زده بود تا اطلاعاتی را به مجاهدین خلق ارائه کند. طبیعتا این توجیه عجیب بود بهخصوص که اصل اسناد تحویل روسها شده بود و هیچ نسخه دیگری نیز در میان نبود.
سعادتی بهرغم لابیهای گسترده مجاهدین خلق بهخصوص ملاقاتهای رجوی و موسی خیابانی با آیتالله خمینی و دیگر مسئولان نظام بهجایی نمیرسد و حکم 15 سال حبس برای سعادتی بریده میشود و بعد در ماجرای تیرماه 1360 این حکم به اعدام تبدیل میشود.
به نظر میرسد ارتباط حزب کمونیست شوروی و سازمان جاسوسی این کشور با مجاهدین خلق خودش یک فایل عجیب و بکر در تاریخ معاصر ایران باشد.

