روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری| از خوبیهای اینترنت این است که میفهمی در هیچچیز تنها نیستی؛ نه در غصهها و مشکلاتت و نه در جزئیات غرورآمیزی که خیال میکردی تنها مختص خودت است. گاهی تک کلماتی را گوگل میکنم تا بفهمم مردم چه مشکلات مشترکی دارند. بعد از نوشتن کلمه چگونه، سرچهای پرطرفدار بالا میآیند: چگونه پولدار شویم، چگونه ایمیل بسازیم، چگونه بچهدار شویم، چگونه لاغر شویم، چگونه مخ بزنیم، چگونه اینترنت رایگان بگیریم!
گاهی در شبکههای اجتماعی ویدئوهایی میبینم که مردم از گوشه و کنار جهان زیرش نوشتهاند: «من هم همینطور. فکر میکردم خودم تنها کسی هستم که بهش فکر میکردم. من هم دقیقاً این تجربه را داشتهام» و چیزهایی از این دست.مثلا حالا میدانم که کودکی بچههای همنسل در تمام جهان تقریباً یکجور بوده است و همه ما بدون آموزش خاصی کارهای یکسانی انجام میدادیم.
بیشتر آنها آنقدر عجیب است که حتی نمیتوانم با کلمه توصیفشان کنم. یا بیشتر مادر و پدرها در زمان ۲-۳ سالگی بچههایشان اتفاقات مشترکی را تجربه میکنند و الان با دیدن این ویدئوهای طنزآمیز و «میم»های خندهدار میفهمند که در زمان سروکله زدن با آن بدقلقیها تنها نبودند و همه در خلوت خود در حال آرام کردن جیغ بچههایشان در مواجهه با وضعیتی مشترک بودهاند.
کافی است درباره بیماریای عجیب و ناشناخته یا درد در عضوی که تازگی متوجه حضورش در بدنت شدهای سرچ کنی تا بفهمی چه تعداد انسانهای دیگری وجود دارند که سالها پیش از تو با آن درد سر و کار داشته و راههای درمانش را نشان دادهاند. دیگر تقریباً باور کردهام که هیچ شادی و لذت و هیچ اندوه و رنج اختصاصی وجود ندارد. همه مردم زمین دور یک سفره نشستهایم و اتفاقات و احساساتی دستچندم را میجویم و اضافاتش را به دست نفر کناریمان میدهیم. تمام تجربیات زندگی اشتراکی است.

