روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری| بچه پرسید: «تا حالا پسری به اسم مریم دیدی؟» ندیده بودم. ادامه داد: «چرا هیچ‌کس اسم پسرشو مریم یا آرمیتا نمی‌ذاره؟» جواب دم‌دستی را رو کردم: «چون این‌ها اسم‌های دخترونه ست.» اصرار کرد: «حالا اگه یه پسر اسمش این‌ها باشه چی می‌شه؟ می‌کشنش؟»

جواب دادم: «نه، نمی‌کشنش.» چیزهای زیادی هست که نمی‌شود برای بچه‌ها توضیح داد. نمی‌توانی بگویی مردم عاشق قوانینی هستند که برای خودشان ساخته‌اند و روی آنچه بهش عادت کرده‌اند تعصب دارند. نمی‌توانی بگویی شکستن قانون‌های نانوشته آنقدرها هم ساده نیست و آدم‌ها می‌توانند به خاطر این تفاوت‌ها برخورد بی‌رحمانه‌ای داشته باشند. می‌توانند زندگی‌ات را نابود کنند.

ولی سوالات بچه‌ها گاهی مغز آدم را درگیر می‌کند. چه کسی تصمیم گرفت که نام گل‌ها اسم‌هایی زنانه باشند؟ چرا تصمیم بر آن شد که مردها احساساتشان را نشان ندهند و تظاهر کنند از چیزی نمی‌ترسند؟ چرا زن‌ها اجازه پیدا کردند با صدای بلند گریه کنند اما بلند خندیدن برایشان مطرود شد؟ چرا صورتی را به دخترها اختصاص دادند و آبی را به پسرها؟ چرا مردها را وادار کردند به ورزش‌های خشن علاقه نشان دهند و زن‌ها را سوق دادند به سمت دوری از هیجان و خطر؟

فکر کرده‌اید که اگر ده‌ها، صدها یا هزاران سال قبل قوانین جور دیگری نوشته می‌شد الان چطور زندگی می‌کردیم؟ تصور کنید اجداد انسان تصمیم گرفته بودند زن‌ها بروند دنبال شکار و مردها در غار بنشینند و به آتش اجازه خاموش شدن ندهند. تصور کنید همه چیز تا چه اندازه تغییر می‌کرد.

سایر اخبارکاربران ویژه - تک نگاریرا از اینجا دنبال کنید.