روزنامه هفت صبح، محمد طالبیان| فرق ورزش ایران و نقاط دیگر دنیا در یک طرز فکر ساده خلاصه شده. اگر قرار هست اشتباه کنیم حداقل این اشتباه مهم و گرانقیمت باشد. اینکه مدال یک ورزشکار را از او بگیریم یا پیراهن رونالدو را از دختربچه نقاش پس بگیریم، سطح ورزش ما را به خوبی نشان میدهد. مدیران ورزشی ایران با این تفکر رشد کردهاند که آب از سر ما گذشته.
حالا که آبرویی برایمان باقی نمانده پس بهتر است اشتباهات را در هر سطحی انجام دهیم. ورزش و بهخصوص فوتبال در دیگر نقاط دنیا اما اعتباری در اختیار دارد که اگر قرار بر خدشهدار کردنش باشد، بهتر است به موضوعی مهم و پرهزینه ارتباط پیدا کند. آنها برای یک پیراهن یا مدال خودشان را مضحکه عام و خاص نمیکنند.
حداقل زمانیکه حرف از اشتباه در دیگر نقاط دنیا میشود، با فسادهایی چند صد میلیون دلاری یا اشتباهات ویرانکننده سر و کار داریم که میتواند سرنوشت صدها نفر را برای همیشه تغییر دهد. با این حال دنیای فوتبال پر است از شگفتیهایی که هیچکس انتظارشان را ندارد. هیچکس فکرش را هم نمیکرد که در جامجهانی 90 چه چیزی در انتظار تیم ملی انگلیس است.
یکی از تیمهایی که امید زیادی به قهرمانی داشت اما با مشکلات زیادی در جریان جامجهانی ایتالیا مواجه شد. یکی از کلیدیترین چهرههای آن تیم گری لینکر بود. مهاجم لسترسیتی که یکی از فرصتطلبترین بازیکنهای آن دوران لیگ انگلیس بود و جایگاه ثابتی در تیم ملی انگلیس پیدا کرده بود. با این حال جامجهانی 90 آنطور که لینکر انتظارش را داشت پیش نرفت.
آنها در مقابل ایرلند شمالی قرار گرفته بودند و لینکر برای چند روزی بود که با مشکل گوارشی دست و پنجه نرم میکرد. شب قبل از بازی وضعیت خرابتر از همیشه بود اما لینکر، کادر فنی را باخبر نکرد تا جایگاهش در ترکیب اصلی را از دست ندهد. در آن بازی لینکر موفق به زدن یک گل شد اما در جریان یک ضدحمله زمین خورد و عکسالعمل عجیبی از خود به نمایش گذاشت.
با اینکه مشخص بود خبری از مصدومیت نیست اما لینکر چند ثانیهای را برای بلند شدن از زمین به خود اختصاص داده و البته این کار را به عجیبترین شکل ممکن انجام داد. بازی نهایتا با نتیجه مساوی به پایان رسید اما مدتی بعد مشخص شد که لینکر وضعیت مناسبی را در جریان این بازی تجربه نکرده.
او در صحنه معروفی که اشاره کردیم، خودش را خراب کرده بود و تصمیم گرفته بود که با همان وضعیت به ادامه بازی بپردازد. لینکر سالها بعد تعریف میکند که برایان رابسون کاپیتان تیم بعد از برخورد بالای سر او آمده و درباره وضعیت سلامتیاش پرسیده و لینکر در جواب تنها یک جمله گفته: کاپیتان، فکر کنم خودمو خراب کردم. این البته تنها خودتخریبی مرتبط با فوتبال انگلیس نیست.
سالها بعد در جریان دیدار تاتنهام و چلسی در جریان جام اتحادیه، ژوزه مورینیو بهعنوان مربی تاتنهام به یکباره متوجه شد که تیمش در حال بازی کردن با 10 بازیکن است. بعد از لحظهای بررسی متوجه شد که بله اریک دایر دفاع وسط تیم در بازی نیست و چلسی هم در همان لحظات مشغول حمله کردن بود.
هیچکس لحظه خروج دایر از زمین را ندید اما همه دیدند که مورینیو برای پیدا کردن او به رختکن رفت. چند ثانیه بعد از دایر با سرعت از رختکن تیم خارج شد و در ادامه مورینیو به کنار زمین بازگشت. بعد از بازی مشخص شد که دایر به یکباره تصمیم گرفته تا زمین را ترک کند تا مجبور نشود از لینکر الگوبرداری کند.
کمتر پیش آمده که با چنین کارخرابیهایی در داخل زمین روبهرو شویم اما تا دلتان بخواهد چنین عملکردهایی را از مدیران تیم در خارج از زمین دیدهایم. موراتی مدیرعامل سابق اینتر میلان یکی از کسانی بود که به شکل تخصصی به کارخرابی در فصل انتقالات علاقه داشت. او در جریان تعدادی از بدترین خرید و فروشهای تاریخ فوتبال این شانس را از اینتریها گرفت که چند جام را در داخل زمین و نه در دادگاه پیروز شوند.
از جمله این موارد میتوان به شاید بدترین انتقال تاریخ فوتبال اروپا اشاره کرد. فابیو کارینی در تابستان سال 2001 بهعنوان یکی از کاندیداهای دروازهبانی تیم ملی اروگوئه راهی یوونتوس شد. او در جریان سه سال حضورش برای یووه هیچ بازی رسمی را انجام نداد و نهایتا به استاندارد لیژ قرض داده شد.
با این حال لوچیانو موجی مدیر وقت یووه با روشی که هنوز هیچکس متوجهاش نشده موفق شد تا موراتی و اینتر را راضی کند که او را خریداری کرده و در مقابل، فابیو کاناوارو را به یووه منتقل کنند. بله فابیو کاناوارو، بازیکنی که دو سال بعد توپ طلا و قهرمانی جهان را بهدست آورد با بازیکنی معاوضه شد که نهایتا تبدیل به دروازهبان چهارم اینتر شد و چند سال بعد به لیگ دسته دوم اسپانیا رفت.
داستانهای یووه و اینتر اما همینجا به پایان نمیرسد. سال 1999 بود که مارسی به فینال جام یوفا رسید و در جریان این رقابتها ستارهای جوان بهنام سیریل داموراد را معرفی کرد. بازیکنی که به سرعت مورد توجه تیمهای سری آ قرار گرفت که در آن زمان بهعنوان جذابترین لیگ اروپا شناخته میشدند.
موجی یکی از اولین کسانی بود که داموراد را زیرنظر گرفت و تصمیم گرفت تا برای تماشای وضعیت این بازیکن به تمرین مارسی برود. مدیر سابق یووه بعد از تماشای بازی داموراد متوجه شد که درخشش این بازیکن به پایان رسیده و فصل گذشته با مارسی تنها یک اتفاق بود. با این حال موجی متوجه حضور یکی از اعضای کادر فنی اینتر شد و تصمیم گرفت تا فریادزنان از داموراد تمجید کند. فردای آن روز سیریل داموراد با انتقالی هفت میلیون یورویی به اینتر پیوست. بازیکنی که تنها شش بازی برای اینتر انجام داد و سال بعد از آن به لیگ فرانسه بازگشت.

