روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی| اگر به اندازه کافی کاربلد، زیرک و البته صبور باشید بالاخره زمان درخشش شما هم فرا خواهد رسید؛ این درسی است که سیاستمداران ایرانی باید از حسین امیر عبداللهیان یاد بگیرند. او طی تنها همین چند هفته اخیر به چند کشور منطقه خاورمیانه سفر کرده و به طور فعال در رسانهها مشغول ترسیم مواضع ایران در مورد بحران غزه است، نشست ۳+۳ را با حضور وزرای خارجه روسیه، ترکیه، جمهوری آذربایجان و ارمنستان در تهران میزبانی کرد و سپس در نشست سازمان ملل در نیویورک حاضر شد.
اما اوضاع برای آقای امیرعبداللهیان همیشه اینطور نبوده است. آقای امیر عبداللهیان در حالی به یکی از مهمترین چهرههای دولت تبدیل شده که تا همین چند وقت پیش حتی مهمترین چهره دیپلماسی کشور هم به حساب نمیآمد. حسین امیرعبداللهیان جایگزین جواد ظریف شده بود که مهمترین دیپلمات ایران در دوران پس از انقلاب است.
خارج شدن از زیر سایه سنگین جواد ظریف کار آسانی نیست آن هم زمانی که هر حرکت شما از انگلیسی حرف زدن تا فعالیت دیپلماتیک به سرعت باب مقایسه با آقای ظریف را باز میکند. همچنین میدانیم که روابط میان وزیر خارجه سابق و فعلی هم خیلی گرم نیست. آقای عبداللهیان پیشتر توسط آقای ظریف از معاونت عربی آفریقایی وزارت امور خارجه کنار گذاشته شده بود و همچنین طعنه آقای ظریف به او درباره علاقهاش به «دوربین» را هم به یاد داریم.
امیر عبداللهیان پس از در اختیار گرفتن وزارت امور خارجه این فرصت را داشت که پاسخ طعنههای آقای ظریف را بدهد، به خصوص که میدانیم علاقه جواد ظریف به رسانه اگر بیشتر از امیر عبداللهیان نباشد کمتر هم نیست. اما حسین امیرعبداللهیان نشان داد که زیرکتر از آن است که خود را در جبهه مقابل آقای ظریف تعریف کند. او در عوض میزبان نشستی با حضور وزرای امور خارجه سابق بود و در توئیتر نوشت: «مصممیم با تکیه بر خرد جمعی، اهداف دستگاه دیپلماسی را در تحقق منافع عالی ملت بهخوبی عملیاتی کنیم».
در داخل دولت هم نقش آقای امیرعبداللهیان چندان پررنگ نبود. پرونده هستهای به آقای باقری کنی سپرده شده بود. توافق غافلگیرکننده ایران و عربستان هم خارج از وزارت امور خارجه شکل گرفت و اعتبار اولیه آن به دبیر وقت شورایعالی امنیت ملی، علی شمخانی رسید. آقای عبداللهیان میتوانست در لحظه واکنش تندتری نشان بدهد اما او تلاش کرد که این ضربه به اعتبار وزارتخانهاش را کنترل کند.
کنار رفتن آقای شمخانی این فرصت را به امیرعبداللهیان داد که پرونده عربستان را در اختیار بگیرد و در نهایت او بود که در سفر به عربستان با محمد بن سلمان دیدار کرد. اما زمان درخشش آقای امیرعبدللهیان هنوز فرا نرسیده بود. از تجربه و تخصص آقای امیرعبدللهیان درباره منطقه خاورمیانه خبر داشتیم، او در مذاکرات میان ایران و آمریکا در عراق در سال ۱۳۸۶ حضور داشت، نقش فعالی در رابطه ایران و محور مقاومت ایفا کرده بود و روابط بسیار نزدیکی هم با سردار قاسم سلیمانی داشت. اما دوران وزارت امور خارجه او زمانی بود که روزهای بحرانی سوریه و یمن سپری شده بود و فقدان شهید سلیمانی هم شاید از پشتوانه امیرعبداللهیان در نهادهای حاکمیتی میکاست.
بحران غزه فرصت درخشش را برای دوران کمرنگ وزارت امیرعبداللهیان فراهم کرد. او خیلی سریع ابتکار عمل را در اختیار گرفت. او در اوج بحران به عراق، لبنان و سوریه سفر کرد، آن هم در شرایطی که تردیدهایی درباره امنیت پرواز در آن شرایط وجود داشت.
او سپس به طور زنده در برنامه «به افق فلسطین» حاضر شد تا مواضع ایران در مورد بحران غزه را شرح دهد؛ اقدامی که با ستایش محمد قوچانی، روزنامهنگار برجسته اصلاحطلب همراه شد.
سپس به تهران آمد تا نشست ۳+۳ را میزبانی کند و بعد از آن راهی نیویورک شد تا دیپلماسی حمایت از غزه را در سازمان ملل پیگیری کند. آقای عبداللهیان حالا اصلیترین مقام ایرانی است که بهطور عمومی مواضع و خط قرمزهای ایران را به اطلاع جهانیان میرساند و برای این کار از تریبون برنامه جیپیاس شبکه سیانان هم بهره میبرد؛ برنامهای که یکی از مهمترین برنامههای تلویزیونی مرتبط با روابط بینالملل است. او از روابط نزدیکش با محور مقاومت و جایگاهش در وزارت خارجه به خوبی بهره برد تا خود را به چهره اصلی دولت طی یک ماه اخیر تبدیل کند. وزارت خارجه ایران بالاخره باید از دوران جواد ظریف عبور کند و حالا به نظر میرسد که حسین امیر عبداللهیان از توانایی انجام چنین کاری برخوردار است.

