روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | فرح دیبا به شکلی خزنده توانسته بود خانواده خودش را از زیر سایه اسم پهلوی خارج کند. عروس بسیار جوان خانواده پهلوی که 20سال از محمدرضا کوچکتر بود و در دهه50 از قدرتی چشمگیر در سطح کشور برخوردار شده بود. اینجا ميخواهم برایتان از خانواده دیبا بگویم:
دیبا در دوران قاجار یک اسم فامیلی بود در تبریز. ولیعهدی طولانی مظفرالدینشاه در تبریز موجب شد تا خانواده دیبا در دربار نفوذ پیدا کنند. میرزامهدی پدربزرگ فرح ابتدا پیشکار ساده مظفرالدینشاه بود اما همراه او به اروپا رفت و زبان یاد گرفت و بعد در سفارتخانههاي مختلف ایران در اروپا مشاغلی پیدا کرد. در گرجستان و سنپترزبورگ و پاریس.
پسرش سهراب در همین سفرهای شغلی طولانی در سنپترزبورگ به مدرسه رفت و هنگام انقلاب روسیه آنجا به دردسر ميافتد و در نهایت به فرانسه فرار ميکند و آنجا با استفاده از نفوذ پدر که دبیر اول سفارت ایران در فرانسه بود، وارد مدرسه نظام سنسیر ميشود. سهراب پدر فرح بود.
مادر فرح از گیلان بود. فریده قطبی گیلانی دختر امجدالسلطان بود و در تهران به مدرسه ژاندارک رفت و با سروان دیبا ازدواج کرد. اما سروان دیبا خیلی زود بر اثر سل مرد و فریده و دخترش رفتند و مقیم خانه برادرش محمدعلی قطبی شدند. روایت است که فریده نوعی گرایشات خاص مذهبی داشته و در دورهای اهل تسبیح و ذکر و نماز هم بوده.
به هرحال اینگونه علاقه به فرانسه و در مرحله بعد روسیه در خون خانواده دیبا جریان داشت. داستان فرح را دیگر ميدانید و چند بار برایتان گفتهام. اینجا بقیه دیباها را مرور ميکنیم. قبلش این روایت تایید نشده و منسوب به تاجالملوک مادر محمدرضا را بخوانید: «از روزی که پای این دختر [فرح] به خانه ما باز شد، هرچه دیبا در سراسر ایران بود به تهران سرازیر شدند و هرگوشه دربار و ادارات و موسسات که ميرفتم یک چندتایی دیبا ميدیدم که دایر مدار امور دربار و دفتر مخصوص و بنیاد پهلوی و سایر موسسات وابسته به دربار شدهاند و سرگرم چاق کردن خودشان هستند.»
ناصر دیبا آجودان مخصوص شاه ميشود و در سال 1350 مدیرکل وزارت دربار. ابوالحسن دیبا تحصیلکرده پاریس که پیمانکار اکثر طرحهاي عمرانی دربار است. حسن دیبا که دادیار دیوانعالی کشور ميشود، با حکم مستقیم محمدرضا. اسفندیار دیبا که دندانپزشک بود و عموی فرح که فرح را به اردشیر زاهدی معرفی کرده بود و پایهگذار ورود فرح به دربار بود، رایزن اقتصادی ایران در فرانسه ميشود.
هاله دیبا (هاله اسفندیاری) که دکترای فلسفه از وین داشت و با شائول نجاش چهره مشهور یهودی (سردبیر کیهان انگلیسی) ازدواج کرده بود، از ندیمههاي فرح محسوب ميشد و مشاور مدیرعامل سازمان رادیو و تلویزیون (که پسردایی فرح بود) و معاون حزب زنان ایران. او در دهه 80 مدتی در ایران زندانی بود که ماجرایش به یک جنجال بینالمللی بدل شد (در چندین متن هاله اسفندیاری را همان هاله دیبا عنوان کردهاند اما راستش خیلی مطمئن نیستم) نازدیبا دختر اسفندیار هم رئیس موزه فرش ميشود و با برادرزاده علم ازدواج ميکند.
عادله دیبا همسر اسفندیار هم از نزدیکان فرح در همه مهمانیها و مسافرتهایش است. کامران دیبا دیگر عموزاده فرح که معماری سرشناس بود و موزه هنرهای معاصر حاصل کار اوست و در محافل فرهنگی و هنری تاثیر بسزایی داشت. کامران و رضا قطبی دو عضو خانواده فرح بودند (از طرف مادر و پدر) که مورد توجه ویژه دربار قرار داشتند.
احمد دیبا هم به عنوان سفیر ایران در سازمان بهداشت جهانی معرفی ميشود. مجید طباطبایی دیبا از عموزادههاي فرح است که با یک لیسانس شیمی مشاغل متعددی در شرکت نفت پیدا ميکند که آخرین آنها مدیریت پالایشگاه نفت آبادان و مدیرعاملی شرکت ملی نفت ایران بوده است.
رضی دیبا هم که معاون وزارت دربار ميشود و فریدون دیبا که سفیر ایران در کشورهایی مثل سوریه و لهستان و بلژیک و واتیکان ميشود.باز هم هستند اما خسته شدم، مثلا منوچهر طباطبایی دیبا و سعدی طباطبایی دیبا که هردو عموهاي ناتنی فرح هستند که یکیشان نماینده تبریز در مجلس شد و آن یکی هم رئیس سازمان منطقهای آب و برق شمال.
این تازه بهجز دو حلقه بزرگ قطبیها و انصاریهاست.در واقع خویشاوندان مادری فرح. محمدعلی قطبی دایی فرح که بهعنوان پیمانکار ثروتی هنگفت به دست آورد و در دورهای هم سرپرست سازمان برنامه و بودجه بود که مصداق گوشت به گربه دادن محسوب ميشد. رضا قطبی (پسر محمدعلی) که چهرهای تاثیرگذار در جهتگیریهاي فرهنگی کشور بود و رئیس تلویزیون و لوییز قطبی مادر رضا، که خاله شاپور بختیار بود و از ندیمههاي فرح در مسافرتهایش بود.
محمدعلی مسعود انصاری شوهر دخترخاله فرح بود که در دهه40 به مقام معاون وزیر امور خارجه ميرسد اما مخالفتش با لایحه کاپیتولاسیون او را مدتی خانهنشین ميسازد اما بعد بهعنوان سفیر ایران در ایتالیا منصوب ميشود. پسر او یعنی احمدعلی مسعود انصاری در آمریکا اقتصاد ميخواند و بعد به چهره معتمد دربار بدل ميشود و در عنفوان جوانی مناصب مدیریتی در دانشگاه بهشتی و مدرسه عالی شمیران پیدا ميکند و رئیس هیات مدیره شهرک چشمه ميشود و…بعد از انقلاب هم مشاور مالی رضا پهلوی در بازار بورس و سرمایه که با او دچار اختلاف میشود و مدتی به ایران باز میگردد و با خبرگزاری فارس هم مصاحبه میکند.

