روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | ثریا اسفندیاری وقتی در 18 سالگی و در بهمن 1329 به ازدواج با محمدرضا درآمد خودش را دختر خوش شانسی می‌دانست. هرچند آرزوهای طول و دراز درباره بازیگری در سینما داشت. التقاط خون بختیاری و خون آلمانی ثمره قابل توجهی داده بود و ثریا زن زیبایی بود. اما او هرگز فکرش را هم نمي‌کرد که آغاز ازدواجشان همزمان با پرتنش‌ترین سال‌های سیاسی ایران باشد. بیست روز بعد که علی رزم آرا ترور شد ماجرا اوج گرفت و بعد ملی شدن صنعت نفت و بعد روی کارآمدن مصدق که هیچ فرصتی را برای تحقیر دربار از دست نمی‌داد.

هرچند مصدق دو دشمن کلاسیک ثریا یعنی اشرف و تاج الملوک را از ایران تبعید کرده بود تا روزگار برای ثریا دلنواز بگذرد. به هرحال ثریای بسیار جوان در گذر از بیست سالگی شاهد اتفاقات عجیبی در صحنه سیاسی ایران بود. از ترور رزم آرا تا ماجرای سی تیر و 14 اسفند و بعد هم کودتای 28 مرداد.

وقتی محمدرضا از امضای مخفیانه حکم نخست‌وزیری فضل‌الله زاهدی در روز 13 مرداد خودداری می‌کند (چرا که در واقع بر نقش خود به عنوان همراهی با کودتا صحه می‌گذاشت) و در حالیکه اصرارهای اشرف و پیام‌‌هاي شوارتسکف و وعده‌های اسدالله رشیدیان هم تاثیری بر این محافظه کاری و ترس محمدرضا نداشت و حتی ملاقات مخفیانه با کرمیت روزولت هم نتوانست بر ترس محمدرضا فائق بیاید این ثریای 22 ساله بود که توانست در روز 13 مرداد محمدرضا را قانع کند که حکم فضل‌الله زاهدی را امضا کند و فرایند کودتا را کلید بزند.

ثریا در فرار به کلاردشت و رامسر و سپس اروپا در همان سفر ناامیدانه 24 مرداد همراه محمدرضا بود و با او به تهران بازگشت. ثریا تازه از نقش خود به عنوان یک ملکه خوشش آمده بود که ناباروری او به مسئله روز دربار بدل شده بود. بخصوص وقتی که علیرضا تنها برادر تنی محمدرضا در سال 1333 در پرواز از مزرعه شخصی‌اش در حوالی گرگان به سمت تهران بر اثر سقوط هواپیما کشته شد و مسئله ولیعهدی به یک معضل در دربار پهلوی بدل شده بود. ثریا نابارور بود‌.

قبلا در زمستان 1331 اولین تلاش‌ها برای معالجه او شکل گرفته بود ولی در بعد از کودتا دیگر مسئله بچه دار نشدن او به یک داستان غریب بدل شده بود. ثریا اما به نظرش این مسئله خیلی حیاتی نبود‌! او حالا در سفرهای خارجی با استقبال میزبانان روبه‌رو می‌شد و چهره‌اش و تسلطش بر زبان‌های دیگر او را به برگ برنده محمدرضا در سفرهای دیپلماتیک بدل ساخته بود. اما در فضای دربار شرایط سخت بود. تاج‌الملوک سوگوار علیرضا ته تغاری نورچشمی‌اش حوصله تحمل عروسی که فرزند و جانشین نمی‌توانست بیاورد نداشت‌.

اشرف هم که پس از بازگشت از تبعید و نقش پررنگش در سرنگونی دولت مصدق‌،‌ از نفوذی دو چندان در فضای سیاسی کشور برخوردار شده بود فشار را بر ثریا دو چندان ساخته بود. سفرهای پزشکی به آمریکا هم فایده‌ای نکرد‌. در سال 1336 ثریا که خود نگران اوضاع شده بود محتاطانه فرضیه جدایی را در یک مکالمه سوزناک بر زبان آورد به این خیال واهی که محمدرضا مخالفت می‌کند اما محمدرضا از این ایده به شکل محتاطانه‌ای استقبال می‌کند!

ثریا در 25 سالگی دلشکسته به سوئیس و بعد سن موریتس می‌رود و منتظر می‌ماند. در اسفند همان سال در یک بیانیه رسمی تصمیم بر جدایی از ثریا اعلام می‌شود. ثریا روایت دیگری دارد: پیش از اعلان رسمی طلاق هیأتی از طرف شاه به دیدار او آمدند تا آخرین راه حل را پیش پای او بگذارند و از ثریا بخواهند «با ازدواج دوم شاه موافقت کند و همچنان ملکه اول کشور باقی بماند!» ثریا از این پیشنهاد عصبانی می‌شود و می‌گوید این بهانه‌ای بیش نیست و…

یک مقرری 30 هزارتومانی برای ثریا مقرر می‌شود و ثریا که تنها 25 سال دارد از آن زمان دیگر به ایران باز نمی‌گردد و با ثروت شخصی و مقرری دربار زندگی اشرافی در پایتخت‌های مختلف اروپایی را تجربه می‌کند. 45سال زندگی در اروپا و یک ازدواج ناموفق‌،‌ دو تلاش سینمایی ناموفق‌،‌گشتن در مهمانی‌ها و ضیافت‌ها و سپس آغاز پیری و مرگ در 69 سالگی در خانه‌اش‌. در تنهایی مطلق.

دختری که در سال 1329 خودش را خوش شانس می‌دانست زندگی غم انگیزی را از سر گذراند‌.محمدرضا که عقیم بودن سیاسی خود را با کودتای 28 مرداد علیه دولت ملی از سرگذرانده بود‌، حالا دغدغه فرزندآوری و پسر آوری داشت….

سایر اخبارکاربران ویژه - تک نگاریرا از اینجا دنبال کنید.