روزنامه هفت صبح، یاسر نوروزی| به تمام مردم می‌گوید صف بکشند و نفر به نفر، چکمه‌هایش را ماچ کنند! این خلاصه‌ای از زندگی هنری اسمیت، یکی از قهرمانان بریتانیاست! یعنی همین الان هم عده‌ای در انگلستان از او به‌عنوان یک قهرمان ملی یاد می‌کنند. قهرمان ملی اما چه کرده؟ اواسط قرن نوزدهم رفته در منطقه‌ای به‌نام «خوسا»، یکی از مناطق آفریقای‌جنوبی که مدت‌ها مستعمره بریتانیا بوده، حکمرانی کرده.

منتها اول ماجرا را بخوانید: یعنی دقیقا زمانی که وارد منطقه حکمرانی شده، مردم مستعمره با هزار بدبختی معاهده صلحی را با بریتانیا امضا کرده بودند مبنی بر اینکه کمتر نوکری کنند، کشته بدهند و تحت شکنجه و جنایات متعدد قرار بگیرند. حالا این آقا، یعنی همین قهرمان ملی، آنجا می‌رود و در اولین زهرچشم،‌ معاهده را پاره می‌کند می‌اندازد دور!

بعد هم به تمام فرماند‌‌هان بومی دستور می‌دهد جلو بیایند و تک به تک چکمه‌هایش را ببوسند! تاریخ بریتانیا از او با چه عنوانی یاد می‌کند؟ قهرمانی بی‌باک، جسور و یادآور ارزش‌های ملی! تازه این تنها نقطه افتخار این مردک نیست. نویسنده هم بوده؛ رمانی عاشقانه نوشته با موضوع داستان ازدواجش با یک دختر 14‌ساله! حالا اینکه دختره چقدر رضایت داشته، نداشته یا زورکی تحت قیمومیت این ضدقهرمان قرار گرفته، بماند.

مسئله اینجاست که تام فیلیپس در کتاب «تاریخ مختصر به گند کشیدن جهان» می‌گوید: «اینها توانایی عمیق و پایدار ما برای گول زدن خودمان با داستان‌ها و توهماتی است درباره آنچه واقعاً انجام می‌دهیم. حفظ یک امپراطوری، نیازمند تلاش‌های فعال و مستمر برای افسانه‌ای کردن شرایط کنونی آن و فراموش کردن گذشته است!»

او در کتابش البته فقط به این نوع لجن‌کاری‌ها اشاره نمی‌کند. نمونه‌های فراوان دارد درباره اینکه چطور بشریت در طول زندگی‌اش روی کره‌زمین، هر جا رفته گل کاشته! البته در اینکه انسان به جهان گند زده، شکی نیست. مسئله اینجاست که چقدر، چگونه و در چه ابعادی؟! کتاب پر است از پاسخ به این سوالات. مثلا به رودخانه کویاهوگا اشاره می‌کند در کلیولند واقع در ایالات متحده؛ رودخانه‌ای که بارها آتش گرفته! باورتان می‌شود؟

این رودخانه در فاصله‌‌ سال‌های 1868 تا 1969، پشت هم آتش می‌گیرد و حتی یکی از آتش‌سوزی‌های آن در قرن بیستم، 5 روز ادامه می‌یابد! فیلیپس می‌نویسد: «این آتش‌سوزی ناشی از سوختن روغن لخته‌شده، ضایعات صنعتی و رسوبات بود که با یکدیگر ترکیب شده بودند تا نوعی زباله‌های اشتعالزای شناور بر سطح رودخانه را تشکیل بدهند.» (ص 64)

در فاصله این سال‌ها کسی نگفت که صدها نفر در رودخانه غرق شدند بلکه در کمال ناباوری می‌گفتند فلانی هم در رودخانه سوخت! اما نکته عجیب اینجاست که این تنها رودخانه آتش‌گرفته نبوده بلکه در فاصله دهه شصت، رودخانه روژ در میشیگان هم آتش گرفت، رودخانه بوفالو هم آتش گرفت، همچنین رودخانه شیکاگو و… تازه در دهه هفتاد بود که قوانینی برای آلوده نکردن رودها در نظر گرفته شد.

هرچند تام فیلیپس آنها را هم چندان ادامه‌دار نمی‌داند و معتقد است گندکاری بشر شبیه انرژی است:‌ هرگز از بین نمی‌رود، بلکه از نوعی به نوع دیگر تبدیل می‌شود! کتاب «تاریخ مختصر به گند کشیدن جهان» نوشته تام فیلیپس با ترجمه زهرا کمالی‌دهقان به‌تازگی از سوی نشر «نگاه» منتشر شده است.

سایر اخبارکاربران ویژه - تک نگاریرا از اینجا دنبال کنید.