روزنامه هفت صبح، محمد طالبیان| بازیکنهای فوتبال در طول تاریخ به دو دسته تقسیم میشوند. بازیکنهایی که رقبا هیچ واکنشی به آنها ندارند و بازیکنهایی که رقیب از آنها متنفر است. اصولا این دست بازیکنها برای طرفداران خودی لذتی آلوده به گناه را شکل میدهند. شما از حضور و عملکرد آنها در تیم خود احساس رضایت میکنید اما در عین حال ممکن است کمی از وجود آنها وجداندرد بگیرید. لوییز سوارز یکی از بهترین مثالها برای این نوع بازیکنهاست.
یکی از بهترین مهاجمهای تاریخ که از دید عملکرد فنی شاید در فوتبال مدرن کمتر نمونه مشابهی با او بتوان پیدا کرد. سوارز از آن دست بازیکنهایی است که تنها موردپسند طرفداران تیمهایش قرار میگیرد و باقی علاقهمندان به فوتبال از او متنفرند. با تمام این تفاسیر به شخصه هیچگاه هیچ حسی نسبت به سوارز نداشتم. چند سالی در لیگ انگلیس حضور داشت و در طول دوران لیگ برتر خود موفق به چشیدن طعم گوشت چند بازیکن این لیگ شده بود.
پاتریس اورا و براتیسلاو ایوانوییچ اولین قربانیهای سوارز آماده لیورپول بودند. بازیکنهایی که در جریان بازی مامور کنترل او شده بودند و بعد از انجام موفقیتآمیز این کار مورد حمله مهاجم اروگوئهای قرار گرفتند. معلوم نیست چه چیزی در ذهن سوارز میگذشت اما او در زمان شکست تصمیم به گاز گرفتن بازیکنهای حریف میگرفت و بارها به این خاطر محروم شد. اوج فوتبال کثیف سوارز اما در جامجهانی 2014 مشخص شد.
او که عملا انتقالش به بارسلونا را نهایی کرده بود، خود را آماده میکرد تا برای بار دیگر با اروگوئه به مراحل نهایی جام جهانی راه پیدا کند. وضعیت اما آنطور که باید پیش نرفت و رقابت با آتزوری به چالش کشیده شده بود. سوارز برای بار دیگر همه چیز را از دست رفته میدید و اینبار تصمیم گرفت گوشت ایتالیایی را مزه کند. کیلینی آخرین قربانی لوییز سوارز بود. اینبار اما داور هیچ واکنشی به جای دندانهای سوارز روی شانه کیهلینی نشان نداد و حواشی بهوجود آمده نهایتا منجر به حذف ایتالیا شد.
هیچگاه فرصت گرفتن انتقام از سوارز برای قربانیهایش فراهم نشد اما کارما او را تا آخرین لحظه تعقیب کرد و در بهترین لحظه انتقام تمام آن لحظات چرک، کثیف و منزجرکننده را گرفت. بیش از یک دهه از اصل ماجرا گذشته اما بعید است کمتر دنبالکننده فوتبالی را پیدا کنید که یکچهارم نهایی جامجهانی 2010 را فراموش کرده باشد. جاییکه غنا چیزی تا صعود به نیمهنهایی فاصله نداشت و سوارز مشخصا توپ را با دست از روی خط دروازه بیرون کشید و نهایتا پنالتی آساموئا ژیان به گل تبدیل نشد تا اروگوئه به مرحله بعدی صعود کند.
دوازده سال مردم غنا صبر کردند تا بالاخره یکی از بهترین لحظات زندگی خود را همین چند ماه پیش تجربه کردند. گروه آخر جامجهانی با حضور پرتغال، غنا، کرهجنوبی و اروگوئه، بهترین فرصت برای تیمملی غنا بود تا شرایط را برای حذف اروگوئه و سوارز فراهم کند که آخرین جامجهانیاش را تجربه میکرد. دو بازی اول اوضاع گروه را پیچیده کرده بود اما در آخرین هفته غنا در مقابل اروگوئه قرار داشت و میتوانست با یک تساوی به مرحله بعدی صعود کند و یکی از کثیفترین بازیکنهای تاریخ را حذف کند.
برخلاف انتظارات مردم غنا، تیمملی آنها در همان ابتدای کار بازی را به حریف خود واگذار کرد. کابوس حذف شدن به دست اروگوئه تمام مردم غنا را بیدار نگه میداشت اما همهچیز تمام نشده بود. چند کیلومتر آن طرفتر کرهجنوبی با گل دقیقه 91 هیچان، پرتغال را شکست داد و بهعنوان دومین تیم گروه و تنها بهخاطر تفاضل بهتر صعود کرد. غنا با شکست در بازی سوم حذف شده بود اما بازیکنها و مردم کشور از این اتفاق خوشحال بودند. برای آنها فرقی نداشت که چه اتفاقی برای تیم ملی کشورشان افتاده، آنها به این جامجهانی آمده بودند تا اشکهای سوارز را ببینند و با موفقیت قطر را ترک کردند.

