روزنامه هفت صبح، محمد طالبیان | وقتی حرف از مربیهای حاشیهدار در ورزش میزنیم، احتمالا نام مورینیو همچون اتوبوسی که در مسیر مخالف به شما نور بالا میدهد، ظاهر میشود. با این حال حواشی مورینیو به مصاحبههای تند و تیز و انگشت کردن در چشم مربی حریف خلاصه میشود. اما در میان تمام مربیهای حرفهای که در فوتبال دنیا فعالیت کردهاند، هیچکدام بهاندازه سم آلردایس حاشیه نداشتهاند. چهرهای که با مربیگری تیمهای میانه جدولی لیگ برتر به شهرت رسیده و توانست موفقیتهای اندکی را با این دست تیمها کسب کند.
با این حال آلردایس همانقدر که نامی برجسته در میان مربیهای انگلیسی است، همانقدر حاشیه و فساد هم در کارنامه خود میبیند. چهرهای که حتی توانست برای یک بازی تبدیل به سرمربی تیمملی انگلیس شود اما نهایتا با حواشی بسیاری که وجود داشت از این موقعیت اخراج شد. همین کفایت میکند که بدانید، حواشی سم بزرگ باعث شده تا بخشی از قوانین فوتبال دچار تغییرات اساسی شود.
سپتامبر سال 2006 بود که بیبیسی مستندی را تحتعنوان پانوراما پخش کرد و در آن بهنوع جدیدی از مالکیت بازیکنها از سوی کمپانیهای ثانویه اشاره کرد. اگر پیگیر این ورزش باشید، احتمالا میدانید که در فوتبال چیزی به نام مالکیت بازیکن وجود ندارد. بازیکن تنها با قراردادی که برای بازی در یک تیم امضا میکند به آن تیم متعهد میشود و هیچ شرایط دیگری را نیاز بهدنبال کردن ندارد. با این حال سالها پیش برخی کمپانیهای خصوصی برای کسب درآمد سعی کردهاند بدون اینکه به شکل مستقیم وارد فوتبال شوند، از این ورزش سود کنند.
آنها تمرکز خود را روی خرید مالکیت غیرقانونی بازیکنها گذاشتند. بازیکن با این دست کمپانیها وارد معامله میشد و از فشار آنها برای رسیدن به جایگاه و تیمهای بهتر استفاده میکرد. سم و پسرش کریگ در کانون این معاملات غیرقانونی حضور داشتند. سم در لیگ برتر مربی بود و پسرش بهعنوان یکی از ایجنتهای موفق فوتبال فعالیت میکرد.
مستند بیبیسی اما نشان داد که بسیاری از مربیها و سرمربیهای فعال در لیگ انگلیس بهنوعی با این دست شرکتهای ثانویه در ارتباط هستند و بعضا برای جذب یک بازی خاص که معمولا کیفیت خوبی هم نداشته، قراردادهای قابلتوجهی را امضا کردهاند. در اصل این باشگاهها وارد یک معامله دلالی بزرگ میشدند که طی آن یک یا چند ایجنت همچون کریگ آلردایس، مربی یا سرمربی مانند سم آلردایس و کمپانیهای ثانویه که بخشی از مالکیت بازیکن را خریداری کردهاند، از جیب باشگاه به سودی قابلملاحظه میرسیدند.
لیگ انگلیس بهواسطه نبود مدارک کافی موفق به محروم کردن سم بزرگ نشد اما بعد از آن فیفا تحقیقاتی جداگانه را شروع کرده و نهایتا قانون جدیدی را معرفی کرد که طی آن کسانیکه فرزندشان بهعنوان ایجنت در فوتبال فعالیت میکنند، حق مربیگری ندارند. قانونی که سالها بعد باعث خداحافظی مارچلو لیپی افسانهای از صحنه مربیگری شد. آلردایس نتوانست مانع پخش مستند تلویزیونی شود اما به کار خود ادامه داد تا اینکه هشت سال بعد دوباره خود را در میان یک جنجال جدید پیدا کرد.
اینبار راول موریسون بازیکن وستهم به این موضوع اشاره کرد که آلردایس تنها بازیکنهایی را استخدام میکند که با یک مجموعهای از ایجنتهای مورد اعتماد او کار میکنند. به موریسون این پیشنهاد شده بود که با ایجنت دیگری یعنی مارک کرتیس کار کند. چهرهای که در ارتباط نزدیکی با سم آلردایس قرار داشت و بسیاری او را دلال این مربی انگلیسی در لیگ برتر میدانستند. اینبار هم مقامهای قانونی نتوانستند به شکل مستقیم آلردایس را محکوم کنند اما دو سال بعد این فرصت در اختیار آنها قرار گرفت.
سپتامبر 2016، دیلیتلگراف گزارشی مفصل را همراه با مجموعهای مدارک ویدئویی منتشر كرد که در آن سم آلردایس باز هم از مالکیتهای ثانویه صحبت و البته چند راه را نیز برای فرار از مالیات مطرح کرد. اینبار اما تمام جزئیات مشخص بود و حتی اعلام شد که مبلغی معادل 400 هزار پوند بهعنوان کمیسیون از سوی سم آلردایس برای خرید یک بازیکن خاص بهعنوان رشوه دریافت شده.
اینبار اما فدراسیون فوتبال انگلیس با جدیت بیشتری وارد عمل شد. سم بزرگ حالا سرمربی تیم ملی انگلیس بود و هر اتفاقی میتوانست ضربه جبرانناشدنی را به سهشیرها وارد کند. آنها به سرعت وارد عمل شدند و سم را بعد از یک بازی از سرمربیگری تیم ملی انگلیس اخراج کردند. او به رویایش که مربیگری تیم ملی انگلیس بود، دست پیدا کرد اما تنها برای 67 روز.

