روزنامه هفت صبح، ‌آرش پورابراهیمی | بارها در همین ستون نوشته‌ایم که کاهش قابل توجه نرخ تورم نیازمند شکل‌گیری اراده‌‌ای جدی میان همه بخش‌های حاکمیت است. به همین خاطر، نام‌گذاری امسال به‌عنوان سال «مهار تورم، رشد تولید» می‌تواند این خوشبینی را ایجاد کند که اراده موردنظر بالاخره در حال شکل‌گیری است. اما باید درباره این خوشبینی محتاط بود.

نخست اینکه بودجه سال ۱۴۰۲ تصویب و ابلاغ شده است. بودجه احتمالا یکی از نخستین‌ جاهایی است که اراده شکل گرفته برای کاهش تورم باید در آن مشاهده شود، در حالی که بودجه فعلی نشان از چنین اراده‌ای ندارد. دوم اینکه در نبود بازار بدهی قابل اتکا و پیشرفته، کسری بودجه خیلی زود خود را به‌صورت تورم نشان خواهد داد. پیتر دیکسن در کتاب «انقلاب مالی در انگلستان» شرح می‌دهد که توسعه بازار بدهی دولتی در انگلستان در اواخر قرن هفدهم و قرن هجدهم چگونه مقدمات تبدیل انگلستان به قدرتی جهانی را مهیا کرد.

پل کندی هم در کتاب «ظهور و سقوط قدرت‌های بزرگ» شرح می‌دهد زمانی که رقابت میان قدرت‌های اروپایی به جایی کشید که کشورها فقط می‌خواستند کمی بیشتر دوام بیاورند، کشورهایی دست بالا را یافتند که بازار بدهی دولتی پیشرفته‌تری داشتند. جالب اینکه هرچند مقامات ایرانی‌ بارها از دوام آوردن در جنگ اقتصادی و تبدیل شدن به قدرتی بین‌المللی سخن گفته‌اند اما هنوز ظاهرا به اهمیت بازار بدهی دولتی به‌عنوان ابزار تولید قدرت پی نبرده‌اند.

پرسش اساسی دیگر این است که چه کسی می‌خواهد هزینه سیاسی کاهش تورم را بپردازد؟‌ کاهش تورم به فرض ثابت ماندن شرایط بین‌المللی فعلی نیازمند تصمیمات سخت خواهد بود. گرفتن چنین تصمیماتی و پای آن‌ها ایستادن نیازمند چهره‌ای در دولت است که از اقداماتی که انجام می‌دهد سر در بیاورد و به آن‌ها ایمان داشته باشد.

چنین چهره‌ای در کابینه به چشم نمی‌خورد. همچنین اعتراضات سال گذشته احتمالا دولتی‌ها را در مورد اجرای هر اصلاح اقتصادی محتاط‌تر خواهد کرد. هزینه سیاسی بالا رفتن نرخ تورم حداقل در کوتاه‌مدت کمتر از هزینه سیاسی اصلاحات مورد نیاز برای کاهش تورم است. تمرکز دولت احتمالا خیلی زود از مسایل مهم مانند کاهش تورم به مسايل ضروری مانند تامین کسری بنزین جلب خواهد شد.

در این میان افرادی هم مشغول تجویز روغن مار برای درمان تورم هستند. پیش‌تر در همین ستون نوشته‌ایم که این ادعاها درباره تورم ارزش جدی گرفته شدن ندارند اما مشکل اینجاست که مروجان روغن مار برای درمان تورم (افرادی که می‌گویند کسری بودجه ربطی به تورم ندارد و برای کاهش تورم باید نرخ دلار را پایین آورد و قیمت‌ها را کنترل کرد) صدای بلندی دارند، در نهادهای مهمی حضور دارند و با رسانه‌های مهمی مصاحبه می‌کنند.

ادعاهای این افراد می‌تواند برای هر سیاستمدار نا‌آشنا با اقتصاد وسوسه‌برانگیز باشد. اصلا بعید نیست که دولت از چاله عمیق نرخ تورم پنجاه درصدی به چاه مبارزه با تورم با اقدامات عجیب بیفتد.در این میان سرراست‌ترین راه برای کاهش تورم احیای برجام یا رسیدن به توافقی مشابه با غرب بر سر برنامه هسته‌ای ایران است.

هرچند بعید است که این توافقنامه بتواند آن هیجان دوران پس از برجام را در میان سرمایه‌گذاران خارجی ایجاد کند اما به‌هر‌حال ترکیبی از ورود سرمایه خارجی همراه با امکان فروش نفت و دسترسی به منابع مالی حاصل از آن‌ هم از فشار مالی فعلی که بر دوش دولت است می‌کاهد و هم اینکه انتظارات تورمی را تعدیل خواهد کرد. وضعیت احیای برجام هرچند بسیار مبهم است اما شاید غافلگیری‌هایی مانند آنچه درباره رابطه با عربستان دیدیم در راه باشند.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.