روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | این واقعیتی است که فکتهای مستند از دهه شصت ایران از دهه پنجاه و چهل هم کمتر است. شما اگر دنبال تصاویری از شرایط زندگی مردم در دهه شصت باشید به منابع کمتری نسبت به دهه پنجاه بر میخورید. دهه شصت خودش به یک کلمه رمز بدل شده است. دهه شصتیها و مظاهر زندگي در دهه شصت همچون بستهای مرموز از عجیبترین و دور از ذهنترین پدیدهها. مردمی که از دهه پنجاه و در عبور از یک انقلاب و یک اشغال سفارت و یک جنگ داخلی محدود و یک جنگ سهمگین به سبک زندگی دهه شصت پرتاب شده بودند. در اولین زورآزماییهای معصومانه یک حکومت ایدئولوژیک در تمرین حکمرانی بر 60 میلیون نفوس.
میخواهیم دهه شصت را روایت کنیم اما بدون پرداختن مستقیم به جنگ و اعدام و ترور و بمبگذاری. بدون پرداختن به عزل بنیصدر و ناپدید شدن حاج احمد متوسلیان. بدون رودهدرازی در مورد عزل آیتالله منتظری و اعدامهای شصت و هفت. بیآنکه از نقش دانشجویان خط امام بگوییم و از فتح خرمشهر و یا قطعنامه 598. نه. هیچکدام از این وقایع را مرور نخواهیم کرد و یا حداقل به شکل مفصل به آنها نخواهیم پرداخت. چرا که در مورد همه آنها ذهن و جانمان پر از اطلاعات مفید و غیرمفید است.
نه. میخواهیم رمزگشایی از دهه شصت را از طریق پدیدههای مردمی و محبوب پی بگیریم. از کانال سریالها و ترانهها و سرودها. از مجرای فیلمهای سینمایی و پرفروشهای هر سال. از زاویه تب ویدئو و نفوذ ناگهانی مایکل جکسون و سرکار خانم مدونا. از روزهایی بگوییم که در استادیومها جمعیت هوادار، ملودی ترانه سلف کنترل خانم لورا برانیگان را همراه هم زمزمه میکردند. در دورانی که نه اینستاگرام بود و نه تلگرام. از دورانی بگوییم که در سینماهای تهران زینال بندری قهرمان روز بود و افسانه بایگان در آستانه تبدیل شدن به یک ستاره.
دورانی که سینمای ما ناگهان به لحاظ تکنیکی قد کشید و بلند شد. از روزهایی بگوییم که داستان شیخ حسن جوری رهبر سربداران در تلویزیون روایت میشد و کوچهها خلوت میشد. دوران غش و ضعف ما برای سلطان بانو و تخمه شکستنهایش در سریال سلطان و شبان. از روزهای شیرین مواجهه با محله بهداشت و محله بروبیا بگوییم و نبوغی که در ساخت آنها به تصویر کشیده شده بود. از دورانی بگوییم که پرسپولیس و استقلال رقابتی نفسگیر داشتند.
دورانی که 120 هزار تماشاگر به آزادی میرفتند و تا دور زمین خم مینشستند و روی دکلهای چراغ را هم اشغال میکردند تا یک دربی نهچندان پرهیجان را از نزدیک مشاهده کنند. دوران اوج فوتبال ایرانی. دریبلهای درخشان و محمدخانی و شوتهای بهتاش فریبا و رضا احدی. دوران گوشت سهمیهبندی شده و حسرت برای خریدن نوار کاستهای مکسل و دنون. دوران پخشهای دوکاسته و واکمنهای سونی که سوغات مادربزرگها براي نوههایشان از مکه بودند.
دوران عزلت موسیقی و حضور خجولانه نینوای علیزاده و فخامت نفسگیر بیداد شجریان. دوران آشنایی با گرمای صدای شهرام ناظری. از دوران رونق حمید شبخیز و ترانههای لسآنجلسی. دورانی که کلیدر آرام آرام و بهتدریج چاپ میشد و با روی جلدهای شگفتانگیزش دل از دل ما میبرد. از نرخ سکه میگوییم و از کمبود کوکاکولا و سلطنت پیکان و مدل موی الیویایی. از دوران مجله فیلم و جنگ هنر هفته. میخواهیم از دهه شصت رمزگشایی کنیم. با ما باشید که سرگرم خواهیم شد.

