روزنامه هفت صبح، دکتر امیررضا مافی | راستش این است که من نگرانم. نگران خودم بعد از یک ماه رمضان دیگر که حالا عید فطرش در پیش است. نگران اینکه چقدر زود دیر شد و استفاده نکردم برای کمی آدمتر شدن. رمضان تمام شد و خدا میداند تا سال بعد، فرصت این ماه پیش میآید یا نه.
نگران خیلی چیزهای دیگری هم هستم: جایی که مسئولیتش را دارم و چند سالی گذشته و معلوم نیست چقدر بیتالمال را درست خرج کردم، چقدر با آدمها درست برخورد کردم، چقدر کار درست تحویل مردم دادم؛ نگران بچههایی که هر هفته سر کلاسم مینشینند و به حرفهایم گوش میدهند، نمیدانم این حرفها چقدر به کارشان، آیندهشان، تخصصشان میآید و چقدر من زمانشان را کشتم. این آخر ماه رمضان بد نیست حسابکتابی کنیم با خودمان.
راستش کمی هم نگران آدمهایی هستم که جاهایی مسئولیت دارند و اتفاقاً اهل عبادت و روزه و دعای اللهم لک صمنا هستند و در پیامهایشان طاعات قبول و التماس دعا مینویسند، اما نگران نیستند. آنهایی که با خودشان حسابکتاب نمیکنند ما چرا آمدیم اینجا یک کاری را دست گرفتیم؟ چقدر از بیتالمال را خرج کردیم؟
چقدر برای مردم تلاش کردیم؟ چقدر حواسمان به کار آدمها بود؟ چقدر دل بندگان خدا را به دست آوردیم و چقدر با تصمیمهایمان زندگیهایی را دگرگون ساختیم؟ من نگران گراننبودن این آدمها هستم؛ همانهایی که حسابشان را پاک میدانند و با حس تکلیف همواره و مضاعف، نادانسته و دانسته بر زندگی آدمها تأثیر میگذارند.
فرقی نمیکند بقال و قصاب و بزاز باشد یا دهیار و شهردار و وزیر؛ هرکسی باید حساب خودش دستش باشد که اگر نبود کس دیگری به حسابش میرسد. راستش من نگرانترم برای کسانی که سرنوشتشان در اختیار کسانی است که نگران کارهایشان نیستند و خود را محق و موفق و پیروز میدانند و این از جنس دیگری است؛
نگران آدمهایی که دستشان زیر ساطور تصمیم صاحبمنصبان است که هر اندازه منصبت رفیعتر تصمیمت در عمق و وسع افزونتر. وضع ماشین و اجاره و قیمتها را که میبینم نگران نگراننبودن آقایان میشوم. من نمیدانم آنهایی که مخاطب این یادداشت هستند، فرصت میکنند این را بخوانند یا نه. اما ما مردمی هستیم که با تصمیمات دیگران غیرنگران، زندگیهایمان دگرگون میشود.
اگر بقال و قصاب و بزاز نگران کارشان نباشند، دودش در چشم چند نفر میرود، اما اگر آنها که زور و امضا دارند نگران کارشان نباشند و مدام به حساب خودشان نرسند، آتشش دامن خیلیها را میگیرد. کار امروز و دیروز نیست. در تمام تاریخ وضع همین بوده است: آسیب دیدن آدمهایی که بالادستیهایشان نگران خودشان و کارهایشان نبودند.
عید فطر نزدیک است، این ماه رمضان هم گذشت. فارغ از اینکه اهل رمضان بودیم یا نه، بیایید کمی نگران باشیم، اول نگران خودمان و کارهایمان، نگران تأثیراتی که در جهان میگذاریم، نگران اتفاقاتی که رقم میزنیم، وعدهها و قولهایی که میدهیم، نگران طرحهایی که دستور میدهیم، مصیبتهایی که به بار میآوریم.
بیایید کمی با خودمان منصفانه حسابکتاب کنیم: تأثیر تصمیماتی که میگیریم، اوقاتی که میسازیم چیست؟ بدون آنکه توجیه کنیم. راستش من نگرانم که در این دوران همهمان همه کارهایمان را توجیه میکنیم بدون اینکه مسئولیتش را به عنوان مسئول بپذیریم. واژه «نگران» را مکرر استفاده کردم در این متن شاید بر اثر تکرار بعضیهایمان «نگران» کارهایمان بشویم، نگران «مسئولیت»هایمان. بعضی از مسئولان واقعاً نگران مسئولیتهایشان نیستند. عیدتان مبارک.

