روزنامه هفت صبح،‌ اشکان عقیلی‌پور| رفقا یه سوال… تا به‌حال واژه «شرم نیابتی» رو شنیده بودین؟… من نشنیده بودم و برای عزیزانی که مثل من معنی این واژه رو نمی‌دونن باید خلاصه و مفید عرض کنم که این واژه به‌معنای یک نوع اختلال رفتاری‌ست که یه نفر دیگه یه غلطی می‌کنه، شما به‌جاش خجالت می‌کشین. یا طرف مشغول گفتن یه دروغیه و شما به‌جاش معذب می‌شین. باحال نیست؟… از لحاظ لغوی هم این شکلی میشه که مثلا شما به نیابت از شخص دیگه‌ای شرم می‌کنین.

بعد از خوندن راجع به شرم نیابتی، متوجه شدم که بنده علاوه بر مجموعه‌ای از اختلالات رفتاری مختلف، به ایشون هم مبتلا هستم. البته بنده پا را فراتر گذاشته‌ام و حتی لازم نیست برای شرم کردن به نیابت، یک شخص حقیقی جلوم باشه. بنده نسبت به اتفاقات داخل تصاویر هم این حال رو دارم.

مثلا وقتی با ویدئویی برخورد می‌کنم که در توضیحش نوشته مجری اخبار تپق می‌زنه، یا یک اتفاق بدی برای یک آدمی قراره در فیلم بیفته و حیثیتش به فنا بره یا هر چیزی شبیه این، یا نمی‌بینم یا نصف و نیمه ولش می‌کنم یا سریع میرم آخرشو می‌بینم که تموم شه ماجرا بره پی کارش. حالا شما من رو فرض کن با این مشکل «شرم نیابتی» (چون با اسمش تازه آشنا شدم، دوست دارم هی صداش کنم)، با صفحات اجتماعی فوق‌فعالِ این روزها که هشتاد و خرده‌ای میلیون بیکار نشستن پای موبایل‌هاشون و برای هم سوژه می‌فرستن که:

«این دیگه آدم سابق نمیشه» یا «این دیگه چجوری با این بی‌آبرویی زندگی کنه» یا «ضایع شدن فلانی وسط برنامه زنده، توسط بیساری» یا «خدا هیچ بنده‌ای رو اینجوری جلوی جمع ضایع نکنه» و هزاران موارد دیگر با ادبیات مشابه، برای دیدن هر کدوم‌شون، چقدر با خودم کلنجار میرم.

در ادامه تحقیقات دامنه‌دارم، متوجه شدم که این اختلال، متضاد هم دارد و آن «شادی رذیلانه» هست. یعنی احساس لذت از تحقیر و شرمندگی دیگران. حالا توجه بفرمایید بنده با این حالم، یک دوستی دارم که نه‌تنها «شرم نیابتی» نداره، بلکه «شادی رذیلانه» هم داره. یعنی دقیقا نقطه مقابل منه. تا منو می‌بینه ذوق‌کنان و خِرخِرکنان، گوشیش رو جلوی چشمم می‌گیره و میگه:

- «خخخخ… اینو دیدی چه باحال ضایع میشه؟» یا «خخخخ… اینو ببین… برنامه زنده بوده هاااا…» یا «خخخخ… جان من اینو ببین… روده‌بر میشی… دیگه عمرا بتونه مثِ قبل زندگی کنه…»و اگر هم همدیگه رو نبینیم، با تعهد، صبح به صبح کلیه فیلم‌ها و تصاویر مرتبط با علائقش را با توضیحات اضافه و خِر‌خِر نوشتاری برام می‌فرسته.

امروز که با انبوه پیام‌ها روبه‌رو شدم، با سری بالا و بدون شرمساری، همچون انسانی دانشمند که بر نقاط ضعف خود احاطه دارد براش نوشتم که: «ببین… من شرم نیابتی دارم… اینارو برام نفرست.» حالا مگه ول می‌کنه منو؟ حالا مگه بی‌خیال میشه منو؟

و بعد از فرستادن این جمله بود که بر خود وظیفه دیدم به تحقیقات دانشمندان، یک مطلب رو هم اضافه کنم تا مردمان درس عبرت بگیرند:دوستان، اگر شرم نیابتی دارین، به کسانی‌که شادی رذیلانه دارند، هیچی نگین. هیچی. وگرنه رسما تبدیل می‌شید به بازار هدفشون… دلیلش هم کاملا مشخصه. از رذل بودنشون، شادن.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - تک نگاریاینجا کلیک کنید.