روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | ایران پس از انقلاب میزبان مسافرهای شگفت‌انگیزی هم بوده است. مثل یاسر عرفات که سه روز بعد از پیروزی انقلاب به ایران آمد،‌ مثل مک فارلین و هدایایی که مخفیانه براي مقامات ایرانی آورده بود و نقشه‌ای که به‌جایی نرسید، مثل پرنس چارلز که بعد از زلزله بم در جنوب شرق ایران ظاهر شد. همین پرنس چارلز که حالا پادشاه انگلیس است.

یا هیات مدیره آکادمی اسکار که در دوره احمدی‌نژاد به تهران آمدند و در بین اعضا، ‌خانم آنت بنینگ هم حضور داشت یا رونی کلمن قهرمان بدنسازی جهان و حتی آن خانم فعال در صنعت پورن که آمده بود تا بيني‌اش را در ایران عمل کند. از همه جنجالی‌تر شان پن که با آن کت و شلوار خاکستری مدل کارمندی رفت در دانشگاه تهران و نماز جمعه و از این‌جور چیزها. دهه هفتاد هم شاهد دوتا از این سفرهای عجیب بودیم.

محمدعلی قهرمان پرآوازه بوکس جهان و احتمالا بزرگ‌ترین ورزشکار قرن بیستم در سال 1372 به تهران آمد و آن‌قدر رفتارش شگفت‌انگیز بود که تقریبا همه را مفتون و شیدای خود کرد. او در تهران به نماز جمعه رفت و به نمایشگاه کتاب و همین‌طور بازدید از شهریار و رباط‌کریم در اطراف تهران و بعد رفت مشهد و زیارت امام رضا و بعد هم عازم رشت شد. رفتار او با استقبال‌کنندگانش آن‌قدر دوستانه و صمیمی بود که همچنان در ذهن بازماندگان آن سفر تاریخی حک شده است‌.

او از یک مرکز کودکان معلول در رشت بازدید کرد و کودکان را مهربانانه در آغوش می‌گرفت و با آنها عکس می‌انداخت. می‌گویند در تهران و هنگام بازدید از نمایشگاه کتاب،‌ او در حال گرفتن عکس با علاقه‌مندانش بود که دید یک باغبان در گوشه‌ای ایستاده و خواهان عکس گرفتن با اوست و خجالت می‌کشد.

در آن لحظه سراغ آن پیرمرد رفت و یک عکس یادگاری با او گرفت. او یک مسابقه نمایشی هم در سالن افراسیابی با علی‌اصغر کاظمی برگزار کرد و در سن 50‌سالگی شمه‌ای از آن رقص‌پای مشهورش را براي هزاران طرفداری که در سالن گرد آمده بودند، به نمایش گذاشت. غفوری‌فرد رئیس اسبق تربیت بدنی کشور ضمن تاکید بر این نکته که سفر محمد‌علی کلی به ایران با دعوت سازمان تربیت بدنی بوده، اضافه کرد:‌ وقتی به ایران آمد از او دعوت کردم به منزل ما بیاید، او نیز پذیرفت و شب را در منزل ما گذراند.

جالب این‌که محمدعلی سه ماه بعد به شکلی محرمانه دوباره به ایران سفر کرد و به ملاقات هاشمی رفسنجانی رئیس‌جمهور وقت رفت و سعی کرد گره‌ای که براي مبادله اسرا بین ایران و عراق پیش آمده بود را باز کند. مرد نیک رشته بوکس این‌گونه قلب طرفدارانش را در ایران فتح کرده بود.

در سال 1379 یک مسافرت جنجالی دیگر در فضای اجتماعی ایران رقم خورد. پائولو کوئیلو نویسنده برزیلی که در سال 1379 به تهران آمد. کوئیلو در کنار کوندرا، ‌دو نویسنده محبوب رمان‌خوان‌های ایرانی در دهه هفتاد بودند. روایت است که: بر‌اساس اطلاعات موجود در مؤسسه خانه‌کتاب تا پایان ۱۳۸۰، ۱۳ اثر پائولو با ۲۳ عنوان مختلف، ۱۳۳ بار تجدید‌چاپ شدند و اگر هر بار حداقل در پنج هزار تیراژ چاپ شده باشند، می‌توان نتیجه گرفت که حداقل ۶۶۵ هزار جلد از کتاب‌های پائولو تا ۱۳۸۰ خورشیدی در ایران به فروش رسیده است!

كیمیاگر به‌عنوان برجسته‌ترین اثر پائولو کوئیلو بعد از اینکه نخستین‌بار انتشارات فرزان‌روز آن را در ۱۳۷۴خورشیدی و با ترجمه دل‌آرا قهرمان چاپ کرد؛ چنان سریع در میان علاقه‌مندان جا باز کرد که در کمتر از ۲ سال بعد، یعنی در ۱۳۷۶خورشیدی جزو پرفروش‌ترین کتاب‌های سال در ایران شد. کیمیاگر تا پایان ۱۳۸۰خورشیدی، ۳۷ بار در انتشارات‌های مختلف تجدید چاپ شده است.

کوئیلو در سفر ۱۰روزه‌ای که در ۱۳۷۹ خورشیدی به ایران داشت، در گفت‌وگو با روزنامه همشهری درباره استقبال از آثارش در ایران گفت: برای من استقبال ایرانیان از کتاب‌هایم یک سورپرایز بود. پولی که برای چاپ کتاب‌هایم از ایران دریافت می‌کنم از هیچ جای دنیا نگرفته‌ام. این سرعت نشر درباره انتشار کتاب زهیر از موارد قبلی نیز بیشتر بود تا جایی‌که این کتاب حتی زودتر از برزیل در اسفند ۱۳۸۳‌ خورشیدی برای نخستین‌بار در ایران منتشر شد! و مطبوعات برزیلی به این اقدام انتقاد کردند و می‌پرسیدند که چرا کوئیلو کتابش را برای نخستین‌بار در جایی به‌جز وطنش منتشر کرده است.

از میزان محبوبیت و ماهیت استقبال پرشور از او همین بس که خودش اعتقاد دارد: ‌وقتی در ایران بودم این احساس را داشتم که مردم ایران بیشتر از مردم برزیل، یعنی هموطنانم، مرا می‌شناسند. خوشحالم مردم ایران کتاب‌های مرا دوست دارند و می‌خوانند.
کتاب‌های کوئیلو که بر مبنای نوعی برداشت مدرن از عرفان سرخپوستی است به‌تدریج با مقاومت و موج منفی از سوی بخش فرهنگی حاکمیت روبه‌رو شد و کوئیلو کم‌کم به‌نامی فراموش شده در میان اهالی کتاب بدل شد.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.