روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | همهچیز از قدم زدن شبانه کارگردان 26ساله و خانم بازیگر 23ساله کنار ساحل بندر انزلی شروع شد. علی حاتمی و زری خوشکام. معاشرتی که تا نیمههای شب طول کشیده بود و از چشم تهیهکننده مشهور فیلم که در چهل کیلومتر آنسوتر در ساحل قاضیان و در کنار یک پروژه دیگر خود بهسر میبرد، دور نمانده بود.
محمدعلی فردین تهیهکننده این فیلم بود. روز بعد وقتی موقع فیلمبرداری، بازیگر جوان کلاهگیسش را فراموش کرده بود به لوکیشن فیلمبرداری بیاورد، فردین دیگر طاقت از کف داد و علنا به روابط کارگردان و بازیگر اشاره کرد. خشم فردین آنقدر زیاد بود که کار را متوقف میکند و حاتمی و خوشکام را به تهران بازمیگرداند.
او نمیتوانست قبول کند که ستاره جوان فیلمش در حضور او دلباخته کارگردان شود! کارگردانی که خوشکام بعدها چهره جوان و ریشبلندش را به تصاویر حضرت مسیح تشبیه کرده بود. خشم فردین کمی غیرعادی بهنظر میرسد مگر آنکه از چگونگی مناسبات آن سالهای سینمای ایران مطلع باشید… اما هرچه بود در همین فاصله علی حاتمی به خوشکام گفته بود: زن من میشی؟ و خوشکام هم بلافاصله گفته بود: بله.
حاتمی تازه از ساخت دو فیلم بسیار موفق حسن کچل و طوقی خلاص شده بود و بهشدت مشهور شده بود که قلق تماشاگر ایرانی را میداند و همزمان سینماگر خوبی هم هست. او ثروتی هم از ساخت تیزرهای تبلیغاتی بهدست آورده بود. در 26سالگی خداوند همهچیز به او داده بود و حالا دل به عشق نوستاره زیبای فیلمفارسی داده بود.
دختری اصفهانی که زندگی در لندن را هم تجربه کرده بود و کمی هم باله کار کرده بود و برخلاف خواسته پدر وارد سینما شده بود و پول و شهرت را در ابتدای جوانی تجربه کرده بود که در همان سال 1349 در هفت فیلم بازی کرده بود و او را بهعنوان یک فروزان دیگر در سینمای ایران نشان کرده بودند. در حالیکه فقط 23 سال داشت.
ده روز بعد دو نفری با هم حلقه میخرند و حاتمی همان روز به خواستگاری خوشکام میرود. چند روز بعد هم بلهبرون برگزار میشود و ناصر ملکمطیعی بهعنوان رفیق حاتمی سر مهریه با خانواده خوشکام چانه میزند. مهر 1351 لیلا دخترشان به دنیا میآید تا روزگار، کارگردان جوان را از همه نعمات دنیا لبریز کند.
اما در حرفه علی حاتمی سختیها شروع شده بودند. فیلمهای حاتمی یک به یک شکست میخوردند. پشتسر هم. باباشمل، خواستگار، قلندر، ستارخان. تمام آن شهرت حاتمی مبنی بر دانستن قلق تماشاگران ایرانی بربادرفته بود و ناگهان تهیهکنندهها به او پشت کردند. از آنسو زری خوشکام هم با قراری که با همسرش گذاشته بود از بازی در فیلمهای ایرانی کناره گرفت.
او که فقط طی یکسال اول بازیگریاش، دستمزدش از 10 هزارتومان به دویست هزار تومان رسیده بود و شش فیلم را هم پیشاپیش قرارداد بسته و پیشقسط گرفته بود، همه آنها را فسخ کرد و پیشقسطها را بازگرداند. او حالا زنی خانهدار بود که برای دل خود شعر میگفت و مواظب دختر و همسر و خواهر همسر خود بود که ناتوانی ذهنی داشت.
تا اینکه رادیو و تلویزیون به داد آنها رسید. موفقیت سریال نمایشی کوچک علی حاتمی بر مبنای داستانهای مثنوی موجب شد تا قطبی بودجه سنگینی را به حاتمی بدهد تا سلطان صاحبقران را بسازد. بعد از موفقیت سلطان صاحبقران و جلوه دوباره زری خوشکام در نقش همسر امیرکبیر و خواهر ناصرالدینشاه، حاتمی با علی عباسی قراردادی بست و با کمک وام هشتصد هزارتومانی وزارت فرهنگ سوتهدلان را ساخت و نتوانست خودش را راضی کند که نقش دختر روسپی فیلم که مجید کلهخربزه دل به او میبازد را به همسرش بدهد.
پس شهره آغداشلو را در این نقش به بازی گرفت. فیلم برند علی حاتمی در سینمای ايران را دوباره احیا کرده بود. در سال 57 با بودجه تلویزیون به ایتالیا رفتند تا ماکت اولیه شهرک سینمایی را برای پروژه بزرگ هزاردستان آماده کنند که خب انقلاب شد. حاتمی در سال 1359 هزاردستان را با بودجهای سنگین کلید زد.
نقش محوری زن را به زری خوشکام داد. او دختر رضا خوشنویس بود که خانمظفر عاشق او میشود و برای پسرش او را خواستگاری میکند. اما از تلویزیون نامهای به حاتمی رسید که همسرش ممنوعالکار است. در ملاقات حضوری حرف از صحنههای فیلم تپلی بهمیان آمد. برای مسئولین وقت، آن انقلاب شخصی و روحی زری خوشکام در سال 50 و ازدواج با حاتمی و کنار گذاشتن بازی در سینما چندان مهم نبود.
به این ترتیب زری خوشکام در سن 34 سالگی و در اوج کمال و برازندگی سینما و بازیگری را کنار گذاشت و انرژیاش را گذاشت برای ساختن خانه زیبایشان در شمیران و خب در عوض علی حاتمی دورهای از موفقیت حرفهای را در پیش داشت. سریال هزاردستان، فیلم کمالالملک، مادر، دلشدگان. برای پروژههایش سرمایهها و وامهای کلان میگرفت و آنطور فیلم میساخت که دوست داشت، هرچند فیلم بسیار مهمش یعنی حاجی واشنگتن به تیغ توقیف و سانسور مبتلا شد.
در این سالهاست که این خانواده موفق و ثروتمند دخترشان را برای تحصیل در رشته مکانیک به سوئیس میفرستند. حاتمی در اوج موفقیت و محبوبیت حرفهای سهتا پروژه بزرگ دیگر را در سر داشت. ملکههای برفی درباره سه همسر شاه، فوزیه و ثریا و فرح، آخرین پیامبر بر مبنای کتاب زینالعابدین رهنما درباره حضرت محمد و یکی هم داستان غلامرضا تختی.
اما در سال 1375 در حالیکه حاتمی تنها 52 سال داشت و فقط چند ماهی بود که نشانههای سرطان در وجودش متبلور شده بود، در ماه آذر درگذشت. یکسال بعد زری خوشکام در فیلمی که افخمی درباره غلامرضا تختی ساخت، چند صحنه در نقش خودش ظاهر شد. او در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود در مجموعه فیلمهایی که دامادش علی مصفا با دوستانش تهیه کرده بودند ظاهر شد. وقتی که دیگر زنی کهنسال محسوب میشد. زری خوشکام در حال حاضر 76 ساله است…

