روزنامه هفت صبح، صوفیا نصرالهی| این روزها کنار اسم کریستوفر نولان فقط یک اسم دیگر است که جهان سینما را زیرورو کرده: گرتا گرویگ. اتفاقی که گرویگ رقم زده حتی از کاترین بیگلو که اولین زنی بود که با «گنجه رنج» برنده اسکار کارگردانی شد، بزرگتر است.
گرتا گرویگ از فیلم «فرانسسها» ساخته همسرش نوآ بومباک تبدیل به بازیگری مطرح شد.
پیش از آنهم البته در فیلم دیگری از بومباک به اسم «گرینبرگ» بازی کرده بود اما در «فرانسسها» نقش محوری داشت و اصلا فراتر از آن جوری بازی کرده بود که فکر میکردی یک دختر نیویورکی است و اصلا بخشی از کاراکتر فرانسس از خود گرویگ الهام گرفته شده. خود گرویگ متولد کالیفرنیاست اما در فیلمهای بومباک که عاشق نیویورک است، نقش دختران نیویورکی را بازی میکرد.
سال 2017 تصمیم گرفت اولین فیلمش را کارگردانی کند. یک درام مستقل درباره بلوغ یک دختر جوان به اسم «لیدیبرد» با بازی سیرشا رونان که با استقبال خیلی خوب منتقدان روبهرو شد و توانست نامزد ۵ جایزه مهم اسکار از جمله بهترین فیلم سال شود و خود گرویگ هم در دو بخش کارگردانی و فیلمنامه نامزد دریافت اسکار شد.
گرویگی که ما شناختیم بازیگر و کارگردان فیلمهای مستقل و جمعوجور بود. دو سال بعد از «لیدیبرد» فیلم «زنان کوچک» را ساخت که برای چندمینبار اقتباس سینمایی از کتاب آلکوت روی پرده میرفت. «زنان کوچک» گرویگ امضای او و زمانهاش را داشت. جوی فیلم او علاوه بر اینکه دختری سرکش بود که دلش میخواست شبیه پسرها باشد و نویسنده شود، درباره استقلال زنان هم با ناشرش بحث میکرد.
ایمی انفعال اقتباسهای دیگر را نداشت و اینجا احساسات بیشتری از خودش نشان میداد. به علاوه گرویگ نشان داد که استاد بازی گرفتن از بازیگران است. حالا در ۴۰ سالگیاش گرویگ آن افسانه موفقیت در این سن را با فیلم «باربی» معنا کرده است. دیگر با فیلم مستقلی که فقط منتقدان تحسینش کنند روبهرو نیستیم.
حجم تبلیغات فیلم «باربی» حیرتانگیز است. همین حالا اگر اسم فیلم یا گرویگ را در گوگل سرچ کنید همهچیز به رنگ صورتی درمیآید. برادران وارنر در پخش فیلم «باربی» سنگتمام گذاشتند. فیلم تا همینجا هم فروش فوقالعادهای داشته و با توجه به اینکه رنگ قالب فیلم صورتی است، مانور تبلیغاتی پخشکننده روی صورتی آنقدر زیاد بوده که حتی خبری منتشر شد رنگ صورتی در جهان کمیاب شده است!
فیلم «باربی» با کیفیت خوب هنوز به دستمان نرسیده که از خود فیلم بنویسیم اما صرف همین اکرانش و شیوه پخشش یکی از اتفاقات مهم سینمایی در یک دهه اخیر بود. خود فیلم هم کنجکاویبرانگیز است. برای غربیها بهخاطر برند «باربی» که مهمترین و محبوبترین عروسک برای دهههای متوالی بوده است و برای عشاق سینما بهخاطر اینکه چالش جدیدی در کارگردانی گرویگ است.
پیش از این گرویگ داستانهای رئالیستی را کارگردانی کرده بود که نقطه قوتش هدایت بازیگران بود و اینکه به گفته خودش بخشی از شخصیت نقش را از کاراکتر خود بازیگر وام میگرفت. حالا مارگو رابی نقش عروسک محبوب را بازی کرده و با یک فیلم فانتزی سر و کار داریم. به نسبت فیلمهای قبلی گرویگ هرچند امتیاز منتقدان به آن پایینتر است اما همچنان با متاکریتیک ۸۰ فیلم عالی محسوب میشود. گرویگ در ۴۰ سالگی توانسته خودش را تبدیل به یکی از نمادهای موفقیت هالیوود کند. حالا دیگر فقط یک بازیگر-کارگردان فیلمهای جمع و جور نیست. این روزها او ملکه هالیوود شده است.

