روزنامه هفت صبح، صوفیا نصرالهی | آرایه ادبی اغراق را یادتان است؟ جزو راحتترین آرایههایی بود که در مدرسه و ادبیات خواندیم. بزرگ کردن ویژگیهای مثبت یا منفی انسانی یا شیای بیش از حد معمول. در شعر و وصف یار و معشوق زیباست اما در پژوهش و در نقد میتواند آفت کار باشد.
دیدهاید منتقدان سینمایی چقدر راحت به فیلمی شاهکار میگویند؟ مثلا یادم است خودم بعد از دیدن فیلم «ویپلش» دیمین شزل گفتم این جوان نابغه است. خب اغراق بود. درست که فیلم خیلی خوبی بود و بهنظرم هنوز هم فیلم خوبی است و درست که شزل سن و سال زیادی نداشت اما لفظ نابغه بار زیادی دارد. اگر فیلمساز ایرانی بود راستش بیشتر دقت میکردم چون ممکن بود آن یادداشت را بخواند و بهنظرش برسد واقعا نابغه است و بعد بیا و درستش کن.
چرا یاد صنعت اغراق افتادم؟ هفته پیش اولین سالگرد هوشنگ ابتهاج (ه.الف سایه) بود. شاعری که هم غزل میسرود و هم شعر نو و هم آدم مهمی در زمینه موسیقی بود چون سالها بخش موسیقی رادیو دستش بود. آن هم در دورانی که لطفی و شجریان و علیزاده در رادیو فعالیت میکردند.
حالا بگذریم که خیلیها به آن دوره ابتهاج انتقاد زیادی دارند و معتقدند بسیاری از هنرمندان را بیدلیل فیلتر کرد و بعضی دیگر هم به گرایشهای تودهای و سوسیالیستیاش منتقدند. به هر حال سایه آدم مهمی بود. آنقدر که برای اولین سالگردش، استاد شفیعی کدکنی که به هر حال جزو بهترینهای ادبیات این سالهاست بر مزارش سخنرانی کند.
اما بهنظر میرسد احساسات باعث استفاده از صنعت اغراق در سخنرانی استاد کدکنی شد. استاد یکبار سر خاک درباره سایه گفته که او بعد از حافظ بزرگترین غزلسرای فارسی است و اگر کسی در این مورد تشکیکی دارد بیشتر از منظر اختلاف سلیقه است (نقل به مضمون). سایه البته چند تا غزل عالی دارد و چند غزل خیلی خوب ولی اینکه او را کنار حافظ یا حتی میراثدار حافظ قرار بدهیم واقعا استفاده استاد کدکنی از صنعت اغراق است.
بعدترش در شب بخارایی که برای سایه برگزار شد استاد کدکنی درباره اینکه «سایه بعد از حافظ مهمترین غزلسرای ایران است» کمی آرامتر برخورد کرد اما یک تقسیمبندی جدید ارائه داد از شاعران تاریخ مطبوعات و شاعران تاریخ ادبیات و سایه را جزو دومین دسته دانست. ما البته خوشحالیم که از شاعران تاریخ مطبوعات نام نبردند.
فکر کنید مثلا شاملو و فرخزاد به واسطه اینکه اقبال نشریات همیشه به آنها زیاد بوده میشدند شاعران تاریخ مطبوعات! احساسات را کنار بگذاریم اگر دستهبندی به عنوان شاعر تاریخ مطبوعات وجود داشته باشد بهرغم غزلهای خوبی که سایه سروده، اتفاقا بیشتر به او میخورد.
در این دو دهه اخیر چند مصاحبه و گفتوگو با او شد و چندبار عکسش روی جلد مجلهها رفت؟ من البته چنین جسارتی به سایه نمیکنم. این دستهبندی را هم قبول ندارم. شاعرانی داریم که شعرهای خوبشان بیشتر است و شاعرانی که متوسط هستند و درنهایت بقیه اصلا شاعر نیستند. سایه شاعر متوسطی بود با چند شعر درخشان.
شفیعی کدکنی برای ما همیشه استاد است و کسی برازندهتر از او در حال حاضر نمیشناسم که لقب استاد، به عنوان یک معلم واقعی در زمینه ادبیات قبل از اسمش بیاید اما به گمانم زیاد از آرایه اغراق استفاده میکند. شاید هم حق داشته باشد. آدمیزاد هر چه میگذرد بیشتر میبیند که جهان چه بیبنیاد است و بیشتر به احساساتش دل میدهد. اما اینها را نوشتم برای منتقدان و پژوهشگران جوانتر که بدانند آرایه اغراق به کار هنرمندان میآید نه آنها.

