روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری| کتاب فارسی کلاس پنجم را ورق میزدم و در هر صفحه ناامیدتر از قبل میشدم و از خودم میپرسیدم چرا در این کتاب هیچ اثر و ردپایی از زنها نیست؟ کتاب فارسی را مخصوص پسرها نوشتهاند؟ مردان حکیم و خردمند، شجاعت و مقاومت مردانه، قهرمانهای مرد، جنگجویان مرد، شاعران و نویسندگان مرد، نقاش مرد، دانشمند مرد، سخنان پدربزرگ به پسرک، «فرزندان» در معنای پسر…
طبعاً دختران دانشآموز شهرنشینی که در خانوادهای آگاه به دنیا آمدهاند، کتابهای روز را میخوانند، به اینترنت و جهانی بدون مرز دسترسی دارند و با تماشای انیمیشنهایی با نقش اصلی دخترهای جسور و باهوش بزرگ شدهاند اهمیتی به دنیای قلابیِ ترسیم شده در کتاب فارسی نمیدهند اما دختربچهای روستایی و دور از امکانات که دارد جهان خارج از خانه را با کتابهای مدرسه میشناسد، با خواندن این درسها خود را نامرئی و کمارزش حس نمیکند؟ دخترکانِ همیشه بیرونافتاده از متن و ساکن حاشیه از خود نمیپرسند پس من کجای این جهانم؟
در دنیایی که به بچهها میگویند رویایت را دنبال کن و دائماً یادآوری میکنند که میتوانی فارغ از صورت و رنگ پوست و اندام و جغرافیایت هر آنچه میخواهی باشی، چرا شنل نامرئی را روی تن کودکان ما میاندازند و به آنها الگویی همجنس و قابل افتخار نشان نمیدهند؟ چرا نمیگویند شما دختران هم میتوانید ستارهای درخشان در آسمان علم و ادبیات و نقاشی و سینما و موسیقی و فلسفه و سیاست باشید؟
تنها نفت سرمایه نیست. این بچههای هوشمند و مصمم که رویایی بزرگ در سر دارند سرمایههای حقیقی ما هستند.

