روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری | «اگر فرزندتان در ریاضی نمرههای متوسطی میگیرد اما در کلاس تنیس مثل یک ستاره میدرخشد، بهجای استخدام معلم ریاضی خصوصی، برایش مربی تنیس بگیرید.» این جمله را امروز خواندم و چقدر به نظرم درست آمد. بهجای دست گذاشتن روی نقاط ضعف و آنچه که احتمالاً کودک در آن استعداد کمتری دارد، چرا تمرکز را روی نقاط قوتش نگذاریم و کمکش نکنیم آنچه خوب بلد است را بهتر کند؟
این توصیه در دنیای بزرگسالی هم جواب میدهد. همه آدمها دستکم در یک کار استعداد دارند و میتوانند آن را به خوبی انجام دهند اما گاهی چون فکر میکنند احمقانه، کماهمیت، نامحبوب یا دور از نیاز روزِ بازار است نادیدهاش میگیرند و خود را در جادهای میاندازند که به آن تعلق ندارند.
معلمهای عصبانیِ قدیمی جملهای تکراری داشتند که مخاطبش دانشآموزان درسنخوان بودند: «مملکت فقط دکتر و مهندس نمیخواد، حمال هم میخواد.» شکل درست این جمله قهرآلود این است: مملکت فقط دکتر و مهندس نمیخواهد، ورزشکار قدرتمند، پیانیستِ خوب، راننده مسلط، کشاورز متخصص، بازیگر کاربلد، اقتصاددانِ خبره، معمار زبردست، نجار ماهر، نویسنده خوشفکر، آشپز کارکشته، باغبان باتجربه، خواننده حرفهای، تعمیرکار توانا، نقاش خیالباف، صداپیشه حاذق و فروشنده کاربلد هم میخواهد.
ما به آدمهایی نیاز داریم که هر آنچه مشغولش هستند را به بهترین شکل انجام میدهند؛ مردمی که میدانند برای چه کسی و چهکاره بودن به دنیا آمدهاند.

