روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | سال 1342 در اوج خیزش مذهبی در ایران و تنشهای سیاسی یک اتفاق عجیب در عرصه ورزش بانوان رخ داد. از 60سال قبل حرف میزنیم. اعلام شد که تیم والیبال زنان ژاپن راهی تهران ميشود تا با تیمملی زنان ايران بازی کند! مطلب از چند جهت عجیب بود. اولا تیمملی والیبال زنان در ایران موجودیت نداشت و از طرفی تیم زنان ژاپن قهرمان بلامنازع والیبال جهان بود.
تیمی فوقالعاده سریع و تکنیکی که رقیبی براي خود نمیدید و فقط یک دهه بعد بود که مجبور شد براي تاج و تخت این رشته با زنان کوبا بجنگد. اما قرار و مدار گذاشته شده بود. زنان ژاپنی یک اردوی یک ماه و نیمه در اروپا داشتند و فدراسیون والیبال ایران فرصتطلبانه از آنها خواسته بود که در مسافرت طول و دراز بازگشت به توکیو 72 ساعت در تهران مهمان ایرانیها باشند.
در واقع این دیدار براي فدراسیون والیبال ایران مفت از آب در آمد. اما مشکل اصلی این بود که اصلا تیم ملی والیبال زنان یعنی چه؟ مسابقات ورزش دخترها و خانمها از دهه سی و در سطح آموزشگاهها به جریان افتاده بود، البته خیالپردازی نکنید. سطح بازیها پایین بود و در خیلی از مدارس و مناطق اصلا پیگیری نمیشد.
از میانه دهه سی مسابقات باشگاهی والیبال بر مبنای همین تیمهای آموزشگاهی هم بهراه افتاده بود و تیم تاج بیرقیب حریفان را درو میکرد. وقتی قرار شد تیم والیبال ژاپن به ایران بیاید به سرعت فدراسیون به صرافت تشکیل یک تیمملی افتاد که خب قاعدتا اسکلت اصلی بر روی تیم تاج قرار گرفت و بازیکنهایی که عموما از خانوادههای مرفه و اشرافی تهران انتخاب شده بودند.
خانوادههایی که مشکلی با ورزش دخترانشان در انظار عمومی نداشتند. 9 بازیکن از تاج انتخاب شدند و دو بازیکن از تیم دوم تهران که نامش بامزه بود: انجمن بانوان و دوشیزگان! و یک بازیکن هم از اصفهان. مشکل این بود که فریده منوچهری مهمترین بازیکن والیبال بانوان ایران هم بهخاطر توصیه پزشکان این دیدار را از دست داده بود.
فریده منوچهری 25ساله بود و در فقدان او اشرف وحیدیان، کاپیتان تیم تاج بهعنوان کاپیتان تیمملی انتخاب شد، در حالیکه تنها 23 سال داشت. هرچه بود در 15 شهریور 1342 این بازی که نخستین رویارویی یک تیم ورزشی زنان ایران در مقابل یک تیم خارجی محسوب ميشد، با حضور 1500 تماشاگر برگزار شد.
ژاپنیها در اردوی یک ماهه خود در اروپا سه بازی با ترکیه و لهستان و فرانسه برگزار کردند و در مجموع سه ست به ترکیه 9 امتیاز دادند، به فرانسه 12 و به لهستان 14 امتیاز. در مجموع سه ست! پس طبیعتا ایرانیها توقعی براي مقابله با این اعجوبهها نداشتند. نخستین پوئن تیم والیبال زنان ایران وقتی بهدست آمد که ژاپنیها 11 بودند!
خودتان اختلاف سطح را حدس بزنید. در انتهای این بازی بسیار کوتاه تیم ایران در مقابل 45 امتیازی که در سه ست به ژاپن داده بود، فقط 7 امتیاز کسب کرده بود. موضوع جالبتر وقتی پیش آمد که ژاپنیها دو روز بعد یک بازی درونتیمی بین بازیکنان خود برگزار کردند و هزار نفر هم براي تماشای آن به ورزشگاه آمدند و جالب آنکه چون یازده نفر بودند، به دو تیم 5 و شش نفره تقسیم شدند و با اين حال کلی حاضران در ورزشگاه را سر شوق آوردند و بعد با مخلوطی از ذخیرهها و تیم اصلی یک بار دیگر با تیم ملی ایران بازی کردند و دوباره نابودشان کردند.
شکست سنگینی بود اما این اولین تجربه بینالمللی ورزش زنان ایران بود. با تمام ناسازگاریهایی که با روحیه جامعه مذهبی ایران داشت. دو سال بعد تیم زنان ژاپن بهسادگی قهرمان المپیک توکیو شد. آنها 5 بازی انجام دادند و فقط یک ست به لهستان دادند. در بازی اولشان سه بر صفر زنان آمریکا را بردند آنهم با نتایج عجیبی چون 15 بر یک، 15 بر دو و 15 بر 4! در فینال در سه ست زنان سختکوش شوروی را مغلوب کردند.
سه سال بعد همین نسل از زنان والیبالیست ایران با کاپیتانی و درخشش خانم ماری تت کاپیتان ارمنی تیم ملی توانستند در بازیهای آسیایی 1966 در بانکوک با شکست دادن فیلیپین و تایوان به مدال برنز والیبال آسیا دست پیدا کنند و در سال 1970 هم به مقام چهارم آسیا برسند. ا
ما این جوش و خروش ورزش زنان بهخصوص در والیبال و فوتبال در دهه پنجاه بهتدریج محو شد و سایه بلند مردان بر ورزش قهرمانی اجازه نفس کشیدن به ورزش زنان را نداد. در طول دهه پنجاه شمسی شما هیچ موفقیت بزرگی را در حوزه ورزش زنان ایران نمیبینید مگر قهرمانی شمشیربازان زن ایران در بازیهای آسیایی تهران که خودش داستان دیگری است. بهنظر میرسد اتمسفر ورزشی در ورزش بانوان ايران بهتدریج از بین رفته بود.

