روزنامه هفت صبح، حمید رستمی| یک: شاید یکی از مهم‌ترین اتفاقات مضحک ورزش در المپیک ۱۹۹۲ بارسلون رخ داد و وقتی علی‌اصغر کاظمی بوکسور ایرانی بدون دستکش روی رینگ رفت و با نگاه‌ها و جملات ملتمسانه از سایر ورزشکاران، دستکش به امانت خواست تا مسابقه‌ای را که ماه‌ها برایش روزشماری کرده است، برگزار کند کسی نمی‌توانست حدس بزند یک ورزشکار در مسابقاتی به آن سطح بتواند ساک ورزشی‌اش را در هتل جا گذاشته و خود به محل مسابقات برود.

این تصویر تحقیرکننده تا ماه‌های بعد به‌عنوان یکی از خنده‌دارترین اتفاقات ورزشی جهان از شبکه‌های مختلف پخش می‌شد تا ما به‌عنوان یک هموطن وظیفه‌شناس عرق شرم بر جبین‌مان نشسته و استکبار جهانی را مقصر این ندانم‌کاری بدانیم. این در حالی بود که ورزش بوکس بعد از سال‌ها ممنوعیت، آرام‌آرام از پشت پرده در‌آمده و فعالیت قانونی‌اش را پی گرفته بود و همگان منتظر رونمایی از ورزشکاران این رشته نوآمده در سال‌های پس از انقلاب بودند.

دو: یکی دیگر از مهم‌ترین محصول‌های ندانم‌کاری و حذف نابخردانه از کورس مسابقات را زهرا نعمتی در مسابقات آسیایی ۲۰۱۸ تجربه کرد؛ او که قبلاً قهرمان رشته تیراندازی مسابقات پاراالمپیک شده بود بعد از موفقیت در دور اول مسابقات به دور دوم راه یافت و زمان برگزاری رقابت‌های دور دوم به‌بعد از ناهار موکول شد و او با شادی زائدالوصفی محل مسابقه را ترک کرد غافل از اینکه رقبا، دقایقی بعد مسابقات دور دوم را آغاز می‌کنند. با حضور نیافتن ورزشکار ایرانی در دور دوم او از رقابت‌ها حذف شد، در حالی که کادر فنی تیم ملی از خود سلب مسئولیت کرده و تقصیر را به گردن مسئولان برگزاری مسابقات انداخت که زمان مسابقه را اشتباه اعلام کرده‌اند اما هرچه بود نتیجه کار یکی بود: حذف زهرا نعمتی!

سه: یکی از حذف‌های سریالی تیم ملی امید نه به‌خاطر پایین بودن کیفیت فنی تیم که بالا بودن ضریب اشتباه مدیران، مربیان و شخص کمال کامیابی‌نیای جوان بود که در مصاف با عراق در دقایق پایانی برای وقت تلف کردن وارد مسابقه شد، غافل از اینکه دو اخطاره بوده و با اشتباه مسئولان تیم ملی امید در ثبت کارت زردهایش، کسی متوجه محرومیتش نشده و او روی نیمکت نشسته و در دقایق پایانی وارد زمین شده است. در حالی که ایران به‌راحتی قادر به حذف عراق بود، بازی سه بر صفر به‌نفع عراق شد و تیم ملی امید ایران از گردونه مسابقات مقدماتی المپیک کنار رفت و آب هم از آب تکان نخورد و مقصران از مهدی محمد‌نبی تا اصغر حاجیلو و منصوریان و کفاشیان مستوجب هیچ‌گونه تاوانی تشخیص داده نشدند.

چهار: اما شاید اگر بخواهیم قصه این ندانم‌کاری‌ها را بنویسیم باید فصلی جداگانه از کتاب قطور این گاف‌ها را به مدیران دو دهه اخیر استقلال اختصاص دهیم که از همان قضیه ارسال نکردن لیست بازیکنان به کنفدراسیون فوتبال آسیا آغاز شد. در حالی‌که بعد از پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ۸۴، او برای پاکسازی فوتبال از وجود مدیران دولت قبلی سخت بی‌تابی می‌کرد، ناکامی تیم ملی در جام‌جهانی ۲۰۰۶ این بهانه را به‌دست احمدی‌نژاد و علی‌آبادی داد تا از شر محمد دادکان و برانکو ایوانکویچ راحت شوند

و بعد از یک جلسه فرمالیته تحت عنوان «خرد جمعی» امیر قلعه‌نويیِ جوان را به سمت سرمربی تیم ملی ایران برگزیدند تا او سرمست از این انتخاب پروژه سه ساله‌اش در استقلال را پایان‌یافته تلقی کرده و بعد از قهرمان کردن این تیم در لیگ برتر به تیم ملی رفت اما از آنجایی‌که توان دل کندن کامل از مجموعه آبی را هم نداشت در نتیجه یکی از دستیاران سابقش را به‌عنوان سرمربی انتخاب کرد و خود به‌عنوان رئیس سازمان فوتبال استقلال سعی کرد که دخالت‌های خود را در تصمیمات باشگاه تهرانی، ادامه دهد.

این در حالی بود که فردی بی‌نام و نشان به اسم مقداد نجف‌نژاد را که در انتخابات مجلس شورای اسلامی حوزه انتخابی بابلسر و فریدون‌کنار پیروز شده بود ولی با ابطال انتخابات از سوی شورای نگهبان و زیر سوال رفتن سلامت انتخابات از راهیابی به مجلس بازمانده بود، برای دلجویی هم که شده به مدیرعاملی استقلال رساندند تا با همکاری صمد مرفاوی و نظارت امیر قلعه‌نویی یکی از نادرترین اتفاقات ورزشی را مرتکب شده و از فرستادن لیست بازیکنان حاضر در جام باشگاه‌های آسیا در موعد مقرر خودداری کردند و وقتی سرمربی تیم ملی در مقابل سوال خبرنگاری که شایعه ارسال نکردن لیست را شنیده و نظر او را جویا می‌شد جواب داد:

«چیز مهمی نیست و در بدترین حالت با یک جریمه نقدی کار فیصله پیدا می‌کند!» این‌گونه نشد و آن سال به‌سادگی هرچه تمام‌تر استقلال از جام باشگاه‌های آسیا حذف شد تا بعدها مشخص شود که مدیران استقلال به‌جای فکس کردن لیست اسامی آن را با پست عادی فرستاده‌اند و بالطبع در مهلت مقرر به دست afc نرسیده و آنها هم استقلال را از جدول مسابقات حذف کرده‌اند. تازه در این میان مدیران استقلال طلبکار هم شده‌اند و ادعا دارند که در مهلت مقرر لیست را به اداره پست تحویل داده‌اند و در آن روزها فکس باشگاه خراب بوده! می‌بینی آقای رنگو…‌‌ می‌بینی!… ما با چنین مدیرانی شدیم ۸۵میلیون نفر!

پنج: همین امروز در حالی که تیم استقلال از نداشتن یک مهاجم شش دانگ که هیچ، فورواردی نصف و نیمه هم رنج می‌برد، بازیکن خارجی با کیفیتی به اسم بلانکو تحت قرارداد باشگاه دو ماه است در تهران مشغول تمرین و تفریح است و حقوق دلاری می‌گیرد و نمی‌تواند برای تیمش بازی کند. در حالی‌که برای همین دو ماه تفرج و تهرانگردی دست‌کم پنجاه شصت هزار دلار دستمزد خواهد گرفت.

داستان استراماچونی و شفر و دیگر بازیکنان خارجی و قراردادهایی که منجر به محرومیت و بسته شدن پنجره نقل‌وانتقالاتی و جریمه‌های سنگین شد در کارنامه مدیران قبلی چون ستاره‌ای درخشان چشمک می‌زنند. انگار که مبلغ قرارداد چیزی شبیه مهریه است، نه کسی داده و نه کسی گرفته! در حالی‌که استراماچونی سه ماه بعد از دریافت نکردن حقوق چمدان‌هایش را بست و به کشورش رفت، مدیران استقلال جلوی دوربین به‌گونه‌ای ژست گرفتند که انگار استراماچونی ارث پدرشان را می‌خواسته بالا بکشد

و نداده‌اند و حالا باید مدال طلا بر سینه‌شان بزنیم در حالی که در عرف بین‌المللی قرارداد به امضا دو طرف می‌رسد و یک تعهد دوجانبه ایجاد می‌کند و تا ریال آخرش را باید بدهید. در این میان وقتی هم که یه آدم معقول‌تری به صندلی مدیرعاملی رسید و سعی کرد با گفت‌وگو، تعامل و مهلت گرفتن مشکل به وجود آمده را حل کرده و پول مفت به استراماچونی ندهد و او را برگردانده و متعهد به قرارداد کرده و قول پرداخت مطالبه‌اش را در طی ماه‌های آینده داد، سازمان لیگِ باهوش با صرافت، قانون منع به‌کارگیری مربیان خارجی را وضع کرد

تا اشتباه سعادتمند را که نمی‌خواست پول مفت به مربی ایتالیایی بدهد را به سرعت اصلاح کرده و قانون من‌درآوردی را اجرایی کند که دو سه ماه بعد به‌راحتی آب خوردن لغو شد و کسی هم نپرسید علت آن‌همه ابرام و اصرار و این میزان از بی‌خیالی چیست؟ تا مدیران استقلال بعد از دو سال هم پول قرارداد استراماچونی را دو سه برابر بدهند و هم پیاز را بخورند و

هم شلاق را و هم پول قرارداد مربیان جایگزین استراماچونی در استقلال را! در حالی‌که همه از جیب بیت‌المال بود و اگر همان اول کار هم داده می‌شد نهایتاً عمل کردن به یک تفاهمنامه بود! اما این کوته‌بینی مدیریتی دو فصل استقلال را از آسیا حذف کرد و یکی دو تا پنجره نقل‌وانتقالاتی را بست و چند مدیرعامل را قربانی ندانم‌کاری خود و اطرافیان کرد!

آخرین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.