
هفت صبح| در میانه یکی از پرتنشترین دورههای ژئوپلیتیکی خاورمیانه، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با سیاستهای جنگطلبانه و رویکرد تهاجمی خود، نهتنها منطقه را در آستانه بیثباتی بیشتر قرار داده، بلکه یکی از مهمترین پشتوانههای استراتژیک تلآویو، یعنی حمایت سنتی ایالات متحده آمریکا را نیز با بحرانی بیسابقه روبهرو کرده است. آنچه امروز در واشنگتن در حال رخ دادن است، تنها یک اختلاف سیاسی معمولی نیست، بلکه نشانهای از فرسایش یک اتحاد تاریخی است که دههها بهعنوان ستون اصلی سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه شناخته میشد.
اهمیت این تحول زمانی روشنتر میشود که بدانیم تغییر نگرش نسبت به اسرائیل، دیگر محدود به فعالان مدنی یا دانشگاهی نیست، بلکه به سطوح بالای قدرت در آمریکا نفوذ کرده است. در کنگره، قانونگذارانی که زمانی بدون تردید از اسرائیل حمایت میکردند، اکنون با صدایی بلندتر به منتقدان سیاستهای این رژیم جنایتکار تبدیل شدهاند. جیسون کرو، نماینده دموکرات، بهصراحت از ضرورت بازتعریف روابط سخن گفته و تأکید کرده که ادامه وضعیت فعلی بدون تغییر، امکانپذیر نیست؛ اظهارنظری که تا چند سال پیش در فضای سیاسی آمریکا غیرقابل تصور بود.
نشانههای این چرخش در رأیگیریهای اخیر سنا بهوضوح دیده میشود. در تحولی کمسابقه، تمامی سناتورهای دموکراتی که خود را برای انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ آماده میکنند، به قطع فروش تسلیحات به اسرائیل رأی دادند. در مجموع، ۴۰ سناتور دموکرات از این طرح حمایت کردند؛ رقمی که در مقایسه با تنها ۱۵ رأی مشابه سال گذشته، جهشی قابلتوجه را نشان میدهد. این افزایش ناگهانی، تنها یک تغییر عددی نیست، بلکه بیانگر تغییری عمیق در موازنه سیاسی درون حزب دموکرات است. روبن گایگو، سناتور دموکرات، در همین زمینه هشدار داده که نتانیاهو در حال «نابود کردن ماهیت دوحزبی حمایت از اسرائیل» است؛ عبارتی که بهخوبی عمق ماجرا را نشان میدهد.
در مجلس نمایندگان نیز این روند با سرعتی فزاینده در حال گسترش است. برخی نمایندگان دموکرات اکنون حتی حمایتهای دفاعی از اسرائیل، از جمله تأمین مالی سامانه «گنبد آهنین» را زیر سؤال بردهاند. این در حالی است که تا همین چهار سال پیش، چنین موضعی در حاشیهترین بخشهای سیاست آمریکا قرار داشت. مکسول فراست، نماینده دموکرات، تأکید کرده که مخالفت با این حمایتها در گذشته «بسیار افراطی» تلقی میشد اما امروز به موضعی قابلبحث و حتی رو به گسترش تبدیل شده است. برخی از نمایندگانی که در سال ۲۰۲۱ به تأمین مالی این سامانه رأی مثبت داده بودند، اکنون اعلام کردهاند که دیگر حاضر به ادامه این حمایت نیستند. این نشانهای دیگر از شکاف در حال گسترش میان اسرائیل و آمریکاست.
اما این تحولات سیاسی، ریشه در تغییرات عمیقتر در افکار عمومی آمریکا دارد. نظرسنجیهای جدید نشان میدهد محبوبیت اسرائیل در میان تمامی گروههای اجتماعی آمریکا از سال ۲۰۲۲ تاکنون بهشدت کاهش یافته است. در میان دموکراتهای مسن (بالای ۵۰ سال)، این حمایت ۳۱درصد افت کرده؛ در میان جوانان، چه در حزب جمهوریخواه و چه در حزب دموکرات، کاهش ۲۲ درصدی ثبت شده است.
حتی در میان گروههای مذهبی که به طور سنتی از حامیان اسرائیل بهشمار میرفتند، این روند نزولی مشهود است: حمایت در میان پروتستانها ۱۴درصد، در میان کاتولیکها ۲۳درصد و در میان افراد بدون وابستگی مذهبی ۲۰درصد کاهش یافته است. شاید مهمترین نشانه این تغییر، کاهش حمایت در میان مسیحیان انجیلی سفیدپوست باشد؛ گروهی که همواره ستون اصلی پشتیبانی از اسرائیل در آمریکا محسوب میشد. در حالی که میزان حمایت این گروه در سال 2022 حدود ۸۰ درصد بود، اکنون با افتی ۱۵درصدی مواجه شده است؛ رقمی که اگرچه همچنان نشاندهنده سطح بالای حمایت است اما روند نزولی آن زنگ خطر جدی برای تلآویو بهشمار میرود.
در چنین شرایطی، بسیاری از منتقدان معتقدند سیاستهای نتانیاهو، از تشدید درگیریها و شروع جنگی جدید علیه ایران تا نادیده گرفتن پیامدهای انسانی و بینالمللی، نهتنها امنیت اسرائیل را تقویت نکرده، بلکه این رژیم را در مسیر انزوای فزاینده قرار داده است. از نگاه این منتقدان، ادامه جنگ و بیتوجهی به افکار عمومی جهانی، بهویژه در آمریکا، باعث شده اسرائیل بهتدریج جایگاه ویژه خود را در سیاست داخلی آمریکا از دست بدهد. آ
نچه امروز در حال شکلگیری است، تنها یک اختلاف مقطعی یا واکنش احساسی به یک جنگ نیست، بلکه بازتاب یک تغییر نسلی در آمریکا است؛ نسلی که نگاه انتقادیتری به سیاست خارجی کشورش دارد و دیگر حاضر نیست حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل را بپذیرد. این تغییر، اگر تثبیت شود، میتواند معادلات قدرت در واشنگتن و حتی سیاستهای کلان آمریکا در خاورمیانه را دگرگون کند. آنطور که از شواهد و قرائن پیداست میراث سیاسی نتانیاهو بیش از میدانهای نبرد، در راهروهای کنگره آمریکا قابل مشاهده است؛ جایی که او، بهباور منتقدان، یکی از پایدارترین و استراتژیکترین اتحادهای جهان را با سیاستهای خود به مرز فرسایش و حتی فروپاشی کشانده است.





