هفت صبح| روز یکشنبه، دونالد ترامپ در پیامی تند در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد ‌نیروی دریایی آمریکا «فرآیند محاصره تمامی کشتی‌هایی که قصد ورود یا خروج از تنگه هرمز را دارند» آغاز خواهد کرد. او با متهم کردن ایران به «اخاذی جهانی»، هشدار داد هرگونه حمله به شناورهای آمریکایی با پاسخ سختی روبه‌رو خواهد شد. با این حال، تنها ساعاتی بعد، روایت رسمی پنتاگون این ادعا را تعدیل کرد. فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرد ‌‌محاصره نه به‌صورت فراگیر، بلکه محدود به کشتی‌هایی خواهد بود که به بنادر ایران رفت‌وآمد دارند و در عین حال، مسیر برای کشتی‌های کشورهای هم‌پیمان واشنگتن باز خواهد ماند. این عقب‌نشینی آشکار، نشانه‌ای از شکاف در تصمیم‌سازی آمریکا و نبود یک راهبرد منسجم در قبال ایران تلقی می‌شود.

 

وقتی ارتش آمریکا در اطلاعیه‌ای دیگر اعلام کرد اجرای این محاصره تنها در آب‌های شرق تنگه انجام خواهد شد، بیش از پیش بر ابهامات افزوده شد؛ تغییری که بار دیگر نشان داد تهدید اولیه بیش از آنکه برنامه‌ای عملیاتی باشد، ابزاری برای فشار سیاسی است. در سطح بین‌المللی نیز این طرح با استقبال مواجه نشد. متحدان سنتی آمریکا از جمله بریتانیا با صراحت اعلام کردند در این اقدام مشارکت نخواهند کرد. استرالیا نیز از عدم دریافت درخواست همکاری خبر داد و مقام‌های اسپانیایی این طرح را «بی‌معنا» توصیف کردند. این واکنش‌ها، انزوای نسبی واشنگتن در این پرونده را برجسته می‌کند.

 

تناقض راهبردی واشنگتن؛ بازگشایی یا تشدید بحران؟


تهدید به محاصره در حالی مطرح می‌شود که یکی از محورهای اصلی مذاکرات اخیر میان ایران و آمریکا، بازگشایی همین گذرگاه بوده است. ایران اعلام کرده قصد دارد پس از جنگ نیز کنترل خود بر تنگه را حفظ کند و حتی طرحی برای دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری ارائه داده است؛ طرحی که از نگاه ایران، حقی حاکمیتی و ابزار مدیریت این شاهراه حیاتی محسوب می‌شود. در مقابل، واشنگتن این اقدام را نقض «آزادی کشتیرانی» می‌داند‌ اما همزمان خود با تهدید به محاصره، همان اصل را زیر سؤال می‌برد. این تناقض، یکی از نشانه‌های رویکرد دوگانه آمریکا در قبال قوانین بین‌المللی است؛ جایی که قواعد تنها زمانی معتبر تلقی می‌شوند که در راستای منافع واشنگتن باشند. واقعیت این است که فشارهای اقتصادی ناشی از بسته ماندن تنگه هرمز، دولت آمریکا را نیز تحت فشار قرار داده است. ناکامی فرستادگان این کشور در وادار کردن ایران به بازگشایی مسیر، اکنون به تهدید نظامی تبدیل شده؛ تهدیدی که بیش از آنکه راه‌حل باشد، نشانه بن‌بست دیپلماتیک است.

 

سناریویی پرریسک و پرهزینه


جزئیات عملیاتی این محاصره همچنان مبهم است. مشخص نیست چه تعداد ناو جنگی یا هواپیما در آن مشارکت خواهند داشت و آیا کشورهای منطقه حاضر به همراهی هستند یا نه. اما کارشناسان نظامی معتقدند آمریکا به‌دلیل خطر فاجعه زیست‌محیطی، به‌سختی می‌تواند به حمله مستقیم به نفتکش‌ها متوسل شود. سناریوی محتمل‌تر، استفاده از تهدید، تغییر مسیر اجباری کشتی‌ها و در صورت لزوم، عملیات توقیف فیزیکی است. با این حال، حتی این گزینه نیز با ریسک بالایی همراه است، چراکه حضور نظامی آمریکا در نزدیکی آب‌های ایران می‌تواند به‌سرعت به درگیری مستقیم تبدیل شود. به گفته ت حلیلگران، اجرای چنین عملیاتی بدون همراهی گسترده بین‌المللی دشوار و در بلندمدت ناپایدار است. این همان نقطه‌ای است که ضعف راهبردی آمریکا را آشکار می‌کند: تمایل به نمایش قدرت، بدون داشتن ابزارهای پایدار برای تحقق آن.

 

 بازار انرژی در آستانه شوک


هرگونه اختلال در تنگه هرمز‌ که حدود ۲۰ درصد انرژی جهان از آن عبور می‌کند، بلافاصله بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. کارشناسان هشدار می‌دهند که محاصره می‌تواند قیمت نفت را به‌شدت افزایش دهد، به‌ویژه اگر ایران یا متحدانش به مسیرهای جایگزین مانند باب‌المندب نیز فشار وارد کنند. در همین راستا، پس از اعلام ترامپ، قیمت نفت آمریکا ۸ درصد و نفت برنت ۷ درصد افزایش یافت. این در حالی است که قیمت‌ها پیش از جنگ حدود ۷۰ دلار بود و در اوج بحران به ۱۱۹ دلار نیز رسید. نکته قابل توجه این است که آمریکا پیش‌تر برای جلوگیری از افزایش قیمت‌ها، حتی برخی محدودیت‌ها بر صادرات نفت ایران را کاهش داده بود. اکنون اما با تهدید به محاصره، خود به عاملی برای بی‌ثباتی بازار تبدیل شده است؛ تناقضی دیگر در سیاست‌های انرژی واشینگتن.

 

آتش‌بس شکننده و سایه بازگشت جنگ


در حالی که تنش‌ها ادامه دارد، سپاه پاسداران ایران هشدار داده هرگونه نزدیک شدن شناورهای نظامی برای اجرای محاصره، نقض آتش‌بس تلقی شده و با پاسخ قاطع مواجه خواهد شد. این موضع‌گیری نشان می‌دهد تهران کنترل تنگه را خط قرمز خود می‌داند و حاضر نیست در برابر فشار نظامی عقب‌نشینی کند. همزمان، ترامپ از احتمال ازسرگیری حملات به داخل ایران سخن گفته و حتی تأسیسات موشکی را به‌عنوان اهداف احتمالی مطرح کرده است؛ اظهاراتی که بیش از هر چیز، نشان‌دهنده تمایل واشینگتن به ادامه مسیر تقابل است. در مجموع، آنچه امروز در تنگه هرمز جریان دارد، نه یک مناقشه دریایی، بلکه نمادی از تقابل اراده‌هاست. تجربه نشان داده در این میدان، تهدید یا قدرت نظامی همیشه به معنای برتری نیست.