هفت صبح| چهارمین روز جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران در حالی سپری شد که همزمان با تداوم حملات موشکی و پهپادی و گسترش دامنه درگیری به برخی پایگاه‌های آمریکایی در منطقه، مدیریت داخلی کشور وارد مرحله تثبیت شد. در جبهه نظامی، موج‌های متوالی عملیات پهپادی و موشکی و حملات به پایگاه‌های آمریکا در بحرین، کویت و امارات ادامه یافت و در مقابل از سرنگونی پهپادها، وقوع انفجارهایی در برخی مناطق و افزایش آماده‌باش منطقه‌ای خبر داده شد. در داخل کشور، بیمارستان‌ها با آماده‌سازی صدها تخت، هلال‌احمر با استقرار تیم‌های امدادی، بهزیستی با جابه‌جایی مراکز حساس و شهرداری‌ها با تدارک اسکان اضطراری، وارد فاز مدیریت بحران شدند.

 

بازار پس از ازدحام روز نخست به تعادل بازگشت؛ ذخایر کالاهای اساسی تقویت شد، صادرات برخی اقلام متوقف شد و گمرک‌ها سه‌شیفته شدند. همزمان در عرصه دیپلماسی، رایزنی‌های فشرده منطقه‌ای و بین‌المللی ادامه یافت و جنگ روایت‌ها میان تهران و واشنگتن شدت گرفت. آمار رسمی از اصابت به ۱۳۳ شهر ایران و شهادت صدها نفر از مردم کشورمان حکایت دارد؛ حمله جنایتکارانه‌ای که  به جز بُعد نظامی مردم بیگناه ایران را نیز به کشتن داده است. اکنون کشور در وضعیتی قرار گرفته که باید همزمان پنج میدان را مدیریت کند: میدان نبرد، میدان اداره کشور، میدان اقتصاد، میدان سیاست خارجی و میدان افکار عمومی.

 

‌نبردی که از خاک تا دریا امتداد یافت


چهار روز نخست جنگ، نشان داد که درگیری‌ها به هیچ عنوان محدود و نقطه‌ای نیست و عملیات‌ پهپادی و موشکی در قالب موج‌های متوالی نشان داده است که پاسخ محدود نخواهد بود و دامنه جغرافیایی آن نیز تنها به مرزهای ایران محدود نمی‌شود. گزارش‌ها از هدف قرار گرفتن پایگاه‌های آمریکایی در بحرین، کویت و امارات حکایت دارد. حملات به پایگاه هوایی در منطقه شیخ عیسی بحرین، اصابت به مراکز فرماندهی و همچنین آسیب به برخی زیرساخت‌های نظامی، تصویر یک درگیری منطقه‌ای را ترسیم می‌کند. از سوی دیگر، انفجارهایی در اطراف برخی مراکز در تهران و استمرار پدافند هوایی نشان می‌دهد که میدان نبرد دوطرفه است.


یکی از نکات برجسته این روزها، معادله «هزینه - اثربخشی» در حوزه پهپادی و موشکی است. تحلیل‌های منتشرشده نشان می‌دهد هزینه رهگیری هر پهپاد یا موشک ایرانی برای طرف مقابل چندین برابر هزینه تولید آن است. این شکاف اقتصادی، جنگ را به یک نبرد فرسایشی تبدیل می‌کند؛ جایی که تداوم تولید و توان جایگزینی تجهیزات، اهمیت بیشتری از یک عملیات مقطعی پیدا می‌کند.


در کنار این، اعتراف مقام‌های آمریکایی به تلفات و همچنین درخواست خروج کارکنان غیرضروری از برخی سفارتخانه‌ها در منطقه، نشانه‌ای از افزایش سطح تهدید ارزیابی‌شده توسط واشنگتن است. بسته شدن موقت برخی پایگاه‌ها یا تخلیه نیروها، خود پیامد مستقیم گسترش میدان درگیری است.


تعطیلی موقت بندر جبل‌علی در امارات نیز نشان داد که پیامدهای نظامی صرفاً در سطح نظامی باقی نمی‌ماند و به حوزه تجارت و حمل‌ونقل جهانی نیز سرایت می‌کند. جنگ در این مرحله منجر به بر هم خوردن نظم لجستیکی و اقتصادی منطقه شده است.با این حال، میدان نظامی صرفا به عملیات‌ جنگی خلاصه نشده است. چرا که مدیریت افکار عمومی در جنگ، بخشی از میدان است.

 

اعلام رسمی موج‌ عملیات، انتشار اطلاعیه‌ها و نمایش تصاویر هدف‌گیری‌ها در کنار تأکید بر استمرار پخش رسانه ملی حتی پس از حملات، نشان می‌دهد که کنترل روایت نبرد نیز اهمیت دارد.اما با همه اینها، این موضوع دارای اهمیت ویژه است. این که این درگیری وارد فاز فرسایشی بلندمدت خواهد شد یا یکی از طرفین در پی تثبیت خطوط جدید بازدارندگی است؟ آنچه مسلم است، چهارمین روز جنگ نشان داد که میدان نظامی به سرعت به میدان چندبعدی تبدیل شده است؛ زمینی، هوایی، دریایی و رسانه‌ای.

 

مدیریت داخلی و تاب‌آوری؛ دولت در آزمون بحران


اگر میدان نظامی ضرباهنگ تند جنگ است، مدیریت داخلی ضرباهنگ پایداری جامعه است. چهار روز نخست، آزمونی برای ساختار اجرایی کشور بود؛ آزمونی که بیش از هر چیز به سرعت واکنش و هماهنگی دستگاه‌ها وابسته بود.بیمارستان‌ها با آماده‌سازی تخت‌های ویژه مجروحان، نشان دادند که تجربه مدیریت بحران‌های قبلی، سرمایه‌ای قابل اتکا بوده است. هرچند شمار بستری‌ها کمتر از ظرفیت آماده‌شده اعلام شد، اما همین آماده‌باش گسترده، پیام آرامش‌بخشی برای افکار عمومی داشت. این که  سیستم درمانی غافلگیر نشده است.


جمعیت هلال‌احمر نیز با استقرار تیم‌های جست‌وجو و نجات، آواربرداری، اورژانس اجتماعی و فعال‌سازی داروخانه‌های ۲۴ ساعته در خط مقدم امدادرسانی قرار گرفت. توصیه‌های عمومی درباره نحوه پناه‌گیری، مراقبت از سالمندان و کودکان و آمادگی برای تخلیه اضطراری، بخشی از آموزش همگانی در شرایط بحران است.


در حوزه اجتماعی نیز سازمان بهزیستی با جابه‌جایی مراکز مجاور اماکن حساس و انتقال کودکان و مددجویان به محیط‌های امن به یکی از دغدغه‌های پنهان جنگ پاسخ داده که حفاظت از گروه‌های آسیب‌پذیر است. همزمان شهرداری تهران از تدارک اسکان موقت و اضطراری برای خانواده‌های آسیب‌دیده خبر داد. اقدامی که نشان می‌دهد مدیریت شهری نیز وارد فاز جنگی شده است.


نکته مهم دیگر، استمرار خدمات عمومی است. افزایش واگن‌های قطار، فعالیت شبانه‌روزی حمل‌ونقل عمومی، اعلام ساعت کاری جدید سامانه‌های بانکی و پایداری پخش رسانه ملی حتی پس از انفجارهای اطراف ساختمان‌ها، همه نشانه‌هایی از تلاش برای حفظ «ریتم عادی زندگی» هستند.


تاب‌آوری اجتماعی نیز در این مدت به خدمات محدود نمی‌شود و صدالبته که به اعتماد عمومی وابسته است. اگر مردم احساس کنند سیستم پاسخگو و حاضر است، رفتارهای هیجانی کاهش می‌یابد. چهارمین روز نشان داد که پس از شوک اولیه، آرامش نسبی در رفتار عمومی شکل گرفته است.

 

‌بازار، اقتصاد و معیشت


هیچ جنگی بدون اثر اقتصادی نیست. در روز نخست، هجوم هیجانی به فروشگاه‌ها و صف‌های طولانی نانوایی‌ها، واکنشی طبیعی به نااطمینانی بود. اما از روز دوم به بعد، بازار به تعادل بازگشت.دولت با افزایش سهمیه آرد، توزیع گسترده مرغ و برنج، تأمین ذخایر شکر و روغن و همچنین ممنوعیت صادرات برخی اقلام کشاورزی، تلاش کرد از شکل‌گیری کمبود جلوگیری کند. سه‌شیفته شدن گمرک‌ها و تسریع در ترخیص کالاهای اساسی نیز باعث شده که زنجیره تأمین قطع نشود.


افزایش اقلام مشمول کالابرگ، به‌ویژه افزودن اقلام پروتئینی و میوه، نشان می‌دهد سیاست‌گذار می‌کوشد فشار روانی و اقتصادی بر خانوارها را کاهش دهد. این تصمیم، علاوه بر جنبه حمایتی، کارکرد روانی نیز دارد.  اعلام اینکه دولت ابزارهای مداخله را فعال کرده است. درعین حال توزیع اسکناس با ارزش اسمی یک میلیون تومان با هدف تکمیل زنجیره تامین اسکناس در شرایط خاص از طریق شعب منتخب بانک‌ها در سراسر کشور آغاز شد.

 

هدف اصلی از این اقدام صرفاً تکمیل زنجیره تأمین اسکناس در شرایط خاص است تا اطمینان حاصل شود هموطنان در هیچ زمینه‌ای با کمبود وجه نقد مواجه نخواهند شد. بانک مرکزی با تاکید مجدد بر اهمیت استفاده از سامانه‌های پرداخت الکترونیکی (کارت، موبایل، اینترنت بانک) اعلام کرد؛ این اقدام تدبیری جدید برای تسهیل هرچه بیشتر در جهت رفع نیازهای مبادلاتی نقدی مردم است و در راستای تأمینِ اطمینان بخشِ نیازهای وجه نقد مردم در شرایط کنونی و در کنار فعالیت مستمر و مؤثر شبکه بانکداری الکترونیکی کشور که همچنان محور اصلی مبادلات است انجام شده است. در سطح بین‌المللی، نوسان قیمت نفت، رشد بهای طلا و افت بازار رمزارزها نشان داد که درگیری منطقه‌ای، اثر جهانی دارد.

 

اما در داخل، گزارش‌ها از «عدم اختلال جدی در تجارت» حکایت دارد. هرچند کندی‌هایی در برخی بنادر گزارش شده است.مدیریت بازار در شرایط جنگ، بیش از آنکه اقتصادی باشد، روانی است. اگر مردم به وفور کالا اطمینان داشته باشند، تقاضای هیجانی کاهش می‌یابد. تجربه چهار روز نخست نشان می‌دهد که کنترل پیام‌رسانی در کنار تأمین واقعی، عامل کلیدی در حفظ تعادل بوده است.

 

دیپلماسی و جنگ روایت‌ها


در کنار تبادل آتش، نبرد روایت‌ها نیز در جریان است. هر طرف می‌کوشد آغازگر یا مقصر جنگ را معرفی کند و مشروعیت دفاع یا حمله خود را تثبیت کند. مسئله‌ای که در قبال ایران وجود دارد این است که جنگ به کشورمان تحمیل شده است ودرنتیجه پاسخ‌ها در چارچوب دفاع از منافع ملی است. همزمان دیپلماسی کشورمان با نامه‌نگاری با نهادهای بین‌المللی، درخواست نشست‌های اضطراری و رایزنی با کشورهای منطقه، به شدت فعال است.

 

در واشنگتن، ارسال گزارش رسمی به کنگره، اظهارات مقام‌های ارشد درباره اهداف محدود عملیات و تلاش برای اطمینان‌بخشی به افکار عمومی داخلی، بخشی از مدیریت سیاسی جنگ است. در همین حال، برخی چهره‌های سیاسی آمریکایی نسبت به «جنگ‌های بی‌پایان» هشدار داده‌اند؛ نشانه‌ای از شکاف احتمالی در اجماع داخلی. جنگ روایت‌ها در رسانه‌های جهانی نیز جریان دارد. تصویرسازی از خسارات، برجسته‌سازی تلفات و تحلیل هزینه‌های اقتصادی، همه بخشی از این نبرد است.در چنین فضایی هر انفجار یا هر بیانیه، همزمان یک رویداد نظامی و یک ابزار سیاسی است. چهارمین روز جنگ نشان داد که هیچ‌یک از طرفین نمی‌خواهند میدان روایت را واگذار کنند.

 

آمار و تصویر کلان خسارت‌ها


درنهایت جنگ تحمیلی علیه ایران با اعدادی از خسارت مواجه است. همچنان که برای دشمن نیز وجود دارد. اعلام اصابت به ۱۳۳ شهرستان و شهادت صدها نفر، تصویر گستره درگیری را نشان می‌دهد. بخش قابل توجهی از قربانیان غیرنظامی‌اند؛ از دانش‌آموزان گرفته تا خانواده‌هایی که در مناطق مسکونی هدف قرار گرفته‌اند. متاسفانه بسیاری از مردم بیگناه در این جنگ جان عزیزشان را از دست داده‌اند.  

 

همزمان، آمار آماده‌باش‌ها، تعداد تخت‌های بیمارستانی، حجم ذخایر کالا و شمار عملیات‌های انجام‌شده، نشان می‌دهد که کشور وارد وضعیت «مدیریت بحران ملی» شده است. چهارمین روز جنگ، صرفاً ادامه یک درگیری نظامی نیست. مرحله‌ای است که در آن کشور باید همزمان پنج جبهه را اداره کند. موفقیت یا شکست، در توان حفظ انسجام اجتماعی، ثبات اقتصادی و مشروعیت سیاسی تعیین خواهد شد. جنگ در آسمان ادامه دارد، اما زندگی روی زمین هنوز جریان دارد و شاید مهم‌ترین میدان همین باشد.