
هفت صبح| آرش یوشیدا و کیوان قره داغی دو کشتی گیر ایرانیالاصل هستند که در مسابقات قهرمانی آسیا 2026 بیشکک، در اوزان 97 و 79 کیلوگرم به مدال طلا رسیدند. در اواخر دهه 60 خبر رسید آن سوی جهان، در سرزمین آفتاب تابان پول روی زمین ریخته و کافی است پاسپورتت در دست باشد! ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم و مصیبتهایش با سختکوشی مردمان آن سرزمین به روزگار آرامش رسیده بود و حالا در مسیر پرشتاب قدرت تکنولوژی و ثروت پیش میرفت و نیاز به نیروی کار داشت. سریالهایی همچون سالهای دور از خانه (اوشین)، پدر مجرد یا قصه زندگی (هانیکو) مردم ایران را با فرهنگ ژاپنی آشنا کرده بود. دور، دور ژاپنیها بود که شایعه پولدار شدن در ژاپن در میان بچههای پایینشهرپایتخت پیچید. گرفتن ویزای ژاپن سخت نبود.
بچههای جوادیه، خزانه، نازیآباد و شوش و جنوب شهر تهران هرچه ته جیب داشتند جمع میکردند و با قرض و قوله راهی خیابان استاد نجاتاللهی یا همان ویلای سابق میشدند تا بلیت ژاپن بخرند و راهی فرودگاه مهرآباد شوند. این استقبال آنقدر زیاد شد که پروازهای ژاپن پر از ایرانیهای مشتاق کار شده بود؛ ایرانیهایی که در بین آنها ورزشکاران و کشتیگیران زیادی هم دیده میشدند که تعدادی نیز در ژاپن به راه خلاف کشیده شدند! آنچه در زیر میخوانید گزارشی از نسلی است که به ژاپن رفتند، برگشتند و برخی هم ماندند و کشتی گیر تحویل تیم ملی این کشور دادند.
محمود کدخدایی؛ سلطان وحشت
محمود کدخدایی بچه محله جوادیه در پایین شهر تهران بود که در اوایل دهه شصت یک قهرمان کشتی بود اما اواخرآن دهه نامش لرزه به اندام همه ایرانیان میانداخت. او در دوران سلطه روسها بر کشتی جهان تنها قهرمانی بود که توانسته بود در جام تفلیس روسها را یکی پس از دیگری شکست بدهد و مدال طلا بگیرد. با این وجود به خاطر موهای بلندش مورد توجه قرار نمیگرفت و پس از کنارهگیری تیم ملی کشتی آزاد ایران از مسابقات جهانی 1983 کییف سرخورده شده و راهی ژاپن شد. داستانهای ترسناکی از او و برادرش حسین که او هم کشتی میگرفت ساخته شده بود. ماجرایش قصه یاکوزایی بود که در ژاپن نیز سلطان وحشت شده بود اما او به ایران برگشت و حالا زندگی آرامی در ایران دارد و به همراه خواهرزادههایش فروشگاه سیسمونی و لوازم کودک دایر کرده است.
حسین آدیداس و اکبر یوکوهاما
حسین کریمی پور بچه خانی آباد و یکی از کشتی گیران محل خود بود که در دهه 60 به همراه بچه محلهایش راهی ژاپن شد. حسین رفیق فابریک و به قول نزدیکانش داداش صیغهای اکبرفلاح قهرمان نامدار کشتی ایران بود که به خاطر خرید کتانی آدیداس در ژاپن و فروش آن در ایران به حسین آدیداس معروف شده بود.او در ژاپن اما باند شبکه مافیایی راهاندازی کرده و از خلافکاران باج میگرفت! از ایرانیهایی که مواد مخدر را از یاکوزاها میگرفتند و در آن کشور پخش میکردند.
حسین پول خوبی هم جمع کرده و به ایران برگشت اما باد به گوش او رساند اکبر ملایری (معروف به اکبریوکوهاما) پشت سرش در ژاپن رجز خوانده و به خاطر یک حرف به این کشور برمیگردد تا جوابگوی کُری خوانی رقیب باشد. اکبر فلاح تلاش کرد جلوی بازگشت او را بگیرد اما حریف حسین نشد! اکبر یوکوهاما هشدار میدهد که حسین به تهران برگردد اما آدیداس با قمه و سلاح سرد وارد منزل رقیب میشود، درگیری خونینی رُخ میدهد و رفیق صمیمی اکبر فلاح با شلیک اسلحه گرم اکبر ملایری به قتل میرسد.
کشتی گیر باشگاه مخابرات که در ژاپن قاتل شد!
رضا رحیمی کشتیگیر سابق باشگاه دخانیات تهران ملقب به رضا چتری که آوازهاش در ژاپن پیچیده بود و با یاکوزاها در ارتباط بود بچه منطقه 11 و خیابان مخصوص بود. رضا به همراه برادرش مهدی برای کار به ژاپن رفت اما خلافکار شد! روایت داریم که قیمت سیم کارت رضا چتری که با آن در ژاپن مواد مخدر میفروخت 3 میلیون دلار بود!
با این وجود چتری عاقبت به خیر نشد، در ژاپن مرتکب قتل شد و ... حالا در قطعه 80 بهشت زهرا کنار مادرش به خاک سپرده شده است. برادرش مهدی نیز در یکی از کلوبهای شبانه برزیل به قتل رسید.
همکاری تنگاتنگ با یاکوزا یا داستانسرایی؟
میگویند تقریبا هیچ کسب و کار پرسودی در ژاپن نیست که گروههای مافیایی یاکوزا دستی در آن نداشته باشند. اما اعضای این گروه خشن و تبهکار به راحتی با ایرانیان مهاجر همکاری میکردند؟حسن رستمی بچه فلکه اول خزانه بود که بههمراه کیوان مجدزاده کشتیگیر مطرح تهرانی به ژاپن رفت و گفته میشد با باندهای یاکوزایی همکاری میکند درحالی که یک رستوران کوچک را هم اداره میکرد. همین صحبتها درباره برادران پرده یاقوت کشتیگیران، حســــــینو محمدرضا ملکی، حسین شیرگیر که همگی بچه های جوادیه بودند یا بهروز لطفی هم شنیده میشد اما بیشتر داستانسرایی بود و درباره آن بزرگنمایی شد.
توکیو با توقف!
اشتباه نکنید! همه مهاجران ایرانی در ژاپن خلافکار نشدند و شماری از آنها در آن سالها عاشق دخترهای ژاپنی شدند و با زنان چشم بادامی راهی ایران شدند یا در همان ژاپن ماندند. جواد اسفنجانی یکی از این افراد است. شاگرد سابق بهروز یاری در کرج 30 سال قبل و با تشویق استاد خودش (بهروز یاری) به ژاپن مهاجرت کرد!
او پس از ازدواج صاحب 6 فرزند (5 پسر و یک دختر) شده است که همگی کشتیگیر هستند. آنها که با ملیت ژاپنی و نام خانوادگی مادر خود (یوشیدا) مسابقه میدهند، در حال تبدیل شدن به چهرههای شاخص در کشتی ژاپن، آسیا و جهان هستند که شاخصترین آنها آرش یوشیداست.
ایرانی شگفتیساز آسیا شاگرد پدر آرش یوشیدا
کیوان قرهداغی که برای اولین بار به عضویت تیم ملی ژاپن در رده سنی بزرگسالان درآمده، شگفتی بزرگی را در مسابقات قهرمانی آسیا رقم زد. کشتیگیر وزن 79 کیلوگرم تیم ملی ژاپن که پدری ایرانی و مادری ژاپنی دارد با نتیجه 4 بر 3 قهرمان جهان و المپیک رازامبک جمالوف کشتیگیر روسیالاصل تیم ملی ازبکستان را در نیمهنهایی مغلوب کرد تا مهدی یوسفی که پیش از این به جمالوف باخته بود، از دور رقابتها حذف شود! پدر کیوان قره داغی قهرمان جدید آسیا هم از مهاجران ایرانی است که در توکیو آکادمی کشتی دارد و خود کیوان هم شاگرد باشگاه اسفنجانی پدر آرش یوشیداست.

