هفت صبح، رها قویدل| در دنیای امروز، سرعت انتشار خبرها و اطلاعات به حدی رسیده که مردم اغلب نمی‌دانند کدام اخبار معتبر و کدام جعلی است. این وضعیت باعث شده تا اعتماد عمومی به رسانه‌ها و فضای مجازی اخبار کاهش پیدا کند و مردم در تشخیص حقیقت دچار سردرگمی شوند اما در عین حال همچنان برای اطلاع از اخباری که رسانه‌های رسمی آنها را منتشر نکرده‌اند، دست به دامان فضای مجازی شوند. به‌ویژه در کشور ما، چالش‌های این حوزه بیش از حد معمول است، چرا که رسانه‌های رسمی هنوز نتوانسته‌اند در فضای مجازی قدرت و نفوذ لازم را پیدا کنند و اغلب اخبار مهم به سرعت توسط کانال‌ها و شبکه‌های غیررسمی منتشر می‌شوند، بدون آنکه صحت و سقم آن بررسی شود.

 

به ویژه این روزها که در بحران جنگ به سر می‌بریم، یکی از مشکلات جدی که باعث افزایش انتشار اخبار جعلی می‌شود، فقدان زیرساخت‌های مناسب رسانه‌ای در فضای آنلاین و شبکه‌های اجتماعی داخلی است. در حالی که شهروندان به دنبال دریافت اخبار به‌روز و قابل اعتماد هستند و می‌خواهند از اظهار‌نظرهای طرف‌های خارجی جنگ اطلاع پیدا کنند یا مثلا بدانند که حملات دشمنان به کدام مناطق بوده و چقدر خسارت به همراه داشته یا از صحت اخبار و شایعاتی که در مورد جنگ در رسانه‌های خارجی منتشر می‌شود، اطلاع پیدا کنند، تقریبا رسانه‌های داخلی پاسخ قانع کننده‌ای برای آنها ندارند و تنها به انتشار یکسری اخبار کلی و اطلاعیه‌ها اکتفا می‌کنند!

 

در عوض بسیاری از خبرها ابتدا در پلتفرم‌های غیررسمی منتشر می‌شوند و بعد، تازه رسانه‌های رسمی به دنبال تایید یا تکذیب آنها می‌روند! این فاصله زمانی باعث می‌شود که اخبار نادرست و شایعات به سرعت در جامعه پخش شود و اثرات منفی بر رفتارهای اجتماعی، تصمیم‌گیری‌های فردی و حتی آرامش روانی مردم را در چنین شرایطی  به چالش بکشد.

 

سردرگمی مردم


رسول 42ساله و کارمند است. وی عادت داشت همیشه اخبار را از طریق فضای مجازی یا رسانه‌های داخلی پیگیری کند. با این حال چند روزی است که به خاطر جنگ کنونی و ملی شدن اینترنت دسترسی‌اش به فضای مجازی به شدت محدود شده و فقط می‌تواند در چند کانال خبری داخلی که با اینترنت ملی کار می‌کنند چرخی بزند. وی در گفت‌وگو با «هفت‌صبح» می‌گوید: کلافه‌ام. کانال‌های رسمی که تقریبا هیچ خیر خاصی نمی‌دهند. فقط می‌گویند اخبار را از طریق منابع موثق دنبال کنید! در حالی‌که خودشان عملا هیچ خبر خاصی نمی‌دهند. الان همه چیز شده مثل 20 سال قبل. همه اخبار را مردم خودشان با تلفن و چهره به چهره اخبار را به هم می‌رسانند!


منصوره هم 27سال دارد و آرایشگر است. وی هم تا پیش از این جنگ عادت داشت که دائم از طریق گوشی اخبار ایران و جهان را در کنار کانال‌های سرگرمی و حرفه‌ای و ... دنبال می‌کرد اما وی نیز چند روزی است که عملا از اخبار دور افتاده است. وی در این خصوص می‌گوید: دائم می‌گویند نگران نباشید. همه چیز تحت کنترل است اما صداها و اخباری که خود مردم رد و بدل می‌کنند چیز دیگری می‌گوید. همین باعث می‌شود تا استرس آدم چند برابر شود. آخر چرا فضای مجازی را می‌بندید؟ اینطوری فقط باعث دامن زدن به شایعات و اخبار دروغ می‌شوید.

 

ترمزی به نام فیلترینگ


در کنار این موضوع، فیلترینگ اینترنت و محدودیت‌هایی که در سرعت اینترنت در زمان بروز بحران‌ها رخ می‌دهد نیز تاثیر چشمگیری بر جریان اطلاع‌رسانی دارد. هنگامی که دسترسی به شبکه‌های اجتماعی یا وب‌سایت‌های خارجی محدود می‌شود، مردم مجبورند اخبار خود را از منابع داخلی یا شبکه‌های ملی دریافت کنند. اما رسانه‌های داخلی نیز در عمل، نمی‌توانند پاسخ درستی به آنها بدهند. موضوعی که  نه‌تنها اعتماد شهروندان را افزایش نمی‌دهد، بلکه باعث می‌شود مردم به منابع غیررسمی و حتی مشکوک روی بیاورند که بدون هیچ نظارتی اطلاعات را منتشر می‌کنند.


با این وضعیت، ضرورت تقویت رسانه‌های رسمی و ارائه محتوای درست، دقیق و به‌روز، بخصوص در روزهایی مانند امروز، بیش از پیش احساس می‌شود. به گفته  کارشناسان، رسانه‌های رسمی باید توانایی رقابت با شبکه‌های غیررسمی را داشته باشند و با روش‌های جذاب و شفاف، اعتماد مردم را به خود بازگردانند. شهروندان نیز باید یاد بگیرند که به هر خبر یا شایعه‌ای اعتنا نکنند و پیش از انتشار یا بازنشر اطلاعات، صحت آن را از منابع معتبر بررسی کنند. در غیر این صورت، جامعه در معرض بمباران اطلاعاتی قرار می‌گیرد که نه تنها بی‌فایده بلکه گاهی خطرناک است.


دکتر حمید ضیایی‌پرور، استاد ارتباطات و پژوهشگر حوزه رسانه در گفت‌و‌گو با «هفت صبح» معتقد است که افول جایگاه رسانه‌های رسمی و مکتوب در ایران، تنها به تغییر ذائقه مخاطبان یا توسعه فناوری ارتباطی محدود نمی‌شود، بلکه بیش از هر چیز، به ضعف ساختاری در نظام اطلاع‌رسانی و نگاه امنیتی به رسانه‌ها در شرایط بحران بازمی‌گردد. به گفته او، رسانه‌های مکتوب در سراسر جهان بیش از یک دهه است که جایگاه پیشین خود را در برابر رسانه‌های آنلاین، شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های تصویری از دست داده‌اند و ژانر خبر عملاً از اختیار آن‌ها خارج شده است. در این رقابت نابرابر، سرعت انتشار حرف اول را می‌زند و رسانه‌ای که کندتر عمل کند، پیشاپیش بازنده است.


با این حال، تجربه جهانی نشان داده که رسانه‌های مکتوب می‌توانند با عبور از خبر صرف و تمرکز بر تحلیل، تفسیر و پرداختن به چرایی و چگونگی رویدادها، همچنان نقش‌آفرین باشند. رسانه‌ای که به جای بازنشر خبر، به سراغ بررسی ابعاد پنهان آن، گفت‌وگو با کارشناسان، تحلیل زمینه‌ها و پیامدهای آینده می‌رود، می‌تواند جایگاه خود را حفظ کند. اما در ایران، حتی این مسیر نیز با موانع جدی روبه‌رو است؛ موانعی که ریشه در محدودیت‌های دسترسی، فیلترینگ، قطع اینترنت و از همه مهم‌تر، بی‌اعتمادی ساختاری به رسانه‌ها دارد.


به گفته وی، این ضعف‌ها در شرایط بحران، عیان‌تر می‌شود؛«هنگامی که جنگ، حملات نظامی، حوادث امنیتی، زلزله، سیل یا تجمعات اعتراضی رخ می‌دهد، انتظار عمومی آن است که رسانه‌ها به‌سرعت و با دقت،  اطلاعات لازم را در اختیار مردم گذارند. اما آنچه در عمل رخ می‌دهد، سکوت، تأخیر یا روایت‌های ناقص است. نخستین مانع، قطع یا اختلال شدید اینترنت است. در چنین شرایطی، رسانه‌های آنلاین داخلی عملاً از چرخه اطلاع‌رسانی خارج می‌شوند. حتی ارسال ساده‌ترین خبر یا تصویر نیز با دشواری‌های جدی مواجه می‌شود. این در حالی است که شهروندان، از مسیرهای جایگزین و ابزارهای نوین ارتباطی، اطلاعات را به رسانه‌های خارجی منتقل می‌کنند و همین امر باعث می‌شود روایت نخست رویدادها، از سوی شبکه‌های برون‌مرزی شکل گیرد.»

 

حضور محدود خبرنگاران در محیط بحران 


مانع مهم‌تر اما، نگاه امنیتی به رسانه‌ها در بطن بحران است. این را ضیایی‌پرور می‌گوید. به اعتقاد وی در حال حاضر خبرنگاران به جای آنکه به عنوان بازوی اطلاع‌رسانی و مدیریت افکار عمومی دیده شوند، اغلب به چشم تهدید بالقوه نگریسته می‌شوند. به باور ضیایی‌پرور حضور آنان فقط به حضور فیزیکی در  محل حادثه محدود می‌شود، اجازه تصویربرداری نمی‌یابند، یا حتی با بازداشت و تشکیل پرونده مواجه می‌شوند. نتیجه این رویکرد، حذف رسانه رسمی از میدان روایت و واگذاری کامل آن به منابع غیر رسمی است. اینها منابعی هستند که نه تنها دغدغه دقت بلکه مسئولیت‌پذیری اجتماعی هم ندارند. 


این کارشناس رسانه نتیجه می‌گیرد که در چنین فضایی، شایعه و خبر جعلی به‌سرعت رشد می‌کند:«وقتی رسانه رسمی امکان روایت ندارد، خلأ اطلاع‌رسانی با گمانه‌زنی، تحلیل‌های هیجانی و اخبار تایید نشده پر می‌شود. این وضعیت نه‌تنها اعتماد عمومی را تضعیف می‌کند، بلکه می‌تواند آرامش روانی جامعه را به‌شدت مختل کند. در بسیاری از بحران‌ها، آنچه بیش از خود حادثه مردم را نگران می‌کند، بی‌خبری و ابهام است. اطلاع‌رسانی شفاف و سریع می‌تواند سطح اضطراب اجتماعی را کاهش دهد، اما زمانی که رسانه‌ها در حاشیه قرار می‌گیرند، میدان به شایعه‌سازان سپرده می‌شود.»

 

در دیگر کشورها


تجربه کشورهای دیگر نشان می‌دهد مدیریت رسانه‌ای بحران، یکی از ارکان اصلی کنترل شرایط اضطراری است.ضیایی‌پرور در این زمینه به این نکته اشاره می‌کند که در بسیاری از کشورها، برای حضور خبرنگاران در صحنه‌های بحرانی، پروتکل‌های مشخصی وجود دارد. خبرنگاران آموزش‌دیده، کارت شناسایی ویژه دارند، با نیروهای امدادی هماهنگ هستند و می‌دانند چه چیزی را باید منتشر کنند. در آمریکا، شاخه‌ای تخصصی با عنوان گزارشگران جنگی فعالیت می‌کند و خبرنگاران نظامی، در قالب ساختاری مشخص، همراه یگان‌های عملیاتی حضور پیدا می‌کنند. این سازوکار باعث می‌شود هم نیاز جامعه به اطلاع‌رسانی تأمین شود و هم ملاحظات امنیتی رعایت شود.


در ایران اما چنین چارچوبی تعریف نشده است. نه نظامیان و نیروهای امنیتی با منطق رسانه‌ای بحران آشنا هستند و نه خبرنگاران آموزش‌های تخصصی برای حضور در میدان‌های پرخطر دیده‌اند. نتیجه این شکاف، حذف کامل رسانه رسمی از صحنه بحران و واگذاری روایت به شبکه‌های خارجی است؛ شبکه‌هایی که طبیعتاً روایت خود را بر اساس منافع، سیاست‌ها و چارچوب‌های فکری خاص خود شکل می‌دهند.


در این میان به اعتقاد این کارشناس رسانه، سیاست فیلترینگ و قطع اینترنت نیز نه‌تنها کمکی به مدیریت بحران نکرده، بلکه بر پیچیدگی آن افزوده است. تصور اینکه با بستن اینترنت بتوان انحصار خبری ایجاد کرد، دیگر با واقعیت‌های امروز جهان همخوانی ندارد. ابزارهایی مانند اینترنت ماهواره‌ای استارلینک، شبکه‌های خصوصی مجازی و پیام‌رسان‌های غیرمتمرکز، مسیرهای جایگزینی ایجاد کرده‌اند که کنترل کامل جریان اطلاعات را ناممکن ساخته‌اند. حتی در شرایط قطعی گسترده اینترنت، تصاویر و ویدئوهای حوادث ظرف چند دقیقه به شبکه‌های خارجی می‌رسد و در سطح گسترده منتشر می‌شود. این یعنی انحصار رسانه‌ای، دست‌کم در معنای کلاسیک آن، عملاً پایان یافته است.


از سوی دیگر، فیلترینگ هزینه‌های اجتماعی بالایی به همراه دارد. کاهش سرعت اینترنت، اختلال در ارتباطات، افزایش هزینه دسترسی به ابزارهای دور زدن محدودیت‌ها و احساس محرومیت اطلاعاتی، همگی به بی‌اعتمادی عمومی دامن می‌زنند. مردمی که احساس کنند از حق دانستن محروم شده‌اند، بیش از پیش به منابع غیررسمی و گاه نامعتبر روی می‌آورند. در چنین فضایی، رسانه‌های داخلی بیش از آنکه مرجع باشند، به حاشیه رانده می‌شوند.


این استاد دانشگاه در ادامه توضیح می‌دهد: «در این میان، رسانه ملی نیز با چالشی جدی مواجه است. در شرایط بحرانی، انتظار عمومی آن است که صداوسیما به عنوان رسانه جریان اصلی، نقش راهبری افکار عمومی را بر عهده بگیرد و از ارائه آموزش‌های عمومی گرفته تا آرام‌سازی فضای روانی جامعه را عهده دار شود. آموزش‌هایی مانند چگونگی رفتار در زمان حمله، اقدامات ایمنی در منازل، آماده‌سازی کیف اضطراری و شیوه‌های حفظ آرامش، از جمله وظایفی است که رسانه ملی می‌تواند و باید بر عهده گیرد. اما در بسیاری از مواقع، این نقش به‌درستی ایفا نمی‌شود و خلأ موجود، توسط رسانه‌های فارسی‌زبان خارجی پر می‌شود.»