هفت صبح| در حالی که شعله‌های جنگ منطقه‌ای همچنان زبانه می‌کشد، دیدار کم‌سابقه مقام‌های اسرائیلی و لبنانی در واشینگتن، بار دیگر توجه‌ها را به آینده یکی از پیچیده‌ترین منازعات خاورمیانه جلب کرده است؛ گفت‌وگوهایی که در ظاهر «مثبت» توصیف شدند‌ اما در عمل زیر سایه اختلافات عمیق و ادامه حملات نظامی، چشم‌انداز روشنی ندارند.

 

‌دیداری پس از چهار دهه؛ اختلاف بر‌سر آتش‌بس و خلع سلاح


مقام‌های اسرائیلی و لبنانی برای نخستین‌بار از سال ۱۹۸۳ تاکنون، وارد مذاکرات مستقیم شدند؛ آن هم در شرایطی که اسرائیل همچنان به حملات گسترده خود علیه حزب‌الله ادامه می‌دهد. این دیدار با میزبانی مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، روز سه‌شنبه در واشنگتن برگزار شد و بیش از دو ساعت به طول انجامید. این مذاکرات در حالی انجام شد که حملات ناجوانمردانه رژیم جنایتکار اسرائیل به لبنان، آتش‌بس شکننده‌ای را که میان ایران و آمریکا برقرار شده بود، تحت فشار قرار داده است؛ آتش‌بسی که قرار بود به‌طور موقت جنگ را متوقف کند‌ اما از همان ابتدا بر‌سر شمول لبنان در آن اختلاف نظر وجود داشت.

 

ایران و پاکستان تأکید دارند لبنان بخشی از این توافق بوده، در حالی که اسرائیل چنین ادعایی را رد کرد و دونالد ترامپ نیز در ادامه زیر حرفش زد و گفت لبنان در توافق آتش‌بس نبوده است. دو طرف با دستورکارهایی متفاوت وارد این نشست شدند. اسرائیل هرگونه گفت‌وگو درباره آتش‌بس را کنار گذاشت و تمرکز خود را بر خلع سلاح حزب‌الله قرار داد. در مقابل، لبنان خواستار توقف فوری جنگ شد؛ جنگی که تاکنون نزدیک به ۲۱۲۴ کشته برجای گذاشته و بیش از ۱.۲ میلیون نفر را آواره کرده است.

 

با این حال، هر دو طرف در پایان نشست، لحن مثبتی اتخاذ کردند. ندا حماده معوض، سفیر لبنان در آمریکا، مذاکرات را «سازنده» خواند‌ اما تأکید کرد که بیروت خواهان آتش‌بس، بازگشت آوارگان و کاهش بحران انسانی است. در سوی دیگر، یخیئل لایتر، سفیر اسرائیل، این گفت‌وگوها را «تبادلی عالی» توصیف کرد و از نقاط اشتراک، از جمله تلاش برای حذف حزب‌الله از لبنان سخن گفت. مارکو روبیو نیز با اذعان به پیچیدگی شرایط، تأکید کرد که پیشرفت در این مسیر زمانبر خواهد بود و طرفین با دهه‌ها بی‌اعتمادی و اختلاف روبه‌رو هستند.

 

جنگ ادامه دارد؛ دیپلماسی زیر آتش


در حالی که مذاکرات واشنگتن جریان داشت، میدان نبرد در جنوب لبنان همچنان فعال بود. حزب‌الله که در این مذاکرات حضور نداشت، مخالفت خود را با این روند اعلام کرده و همزمان حملات خود به شمال اسرائیل را تشدید کرد. این تحولات در بستر جنگ گسترده‌تری رخ می‌دهد که از ۹ اسفند با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد و به‌سرعت به سایر نقاط منطقه سرایت کرد. حزب‌الله نیز به حمایت از ایران، وارد جنگی جانانه شد و اسرائیل را درهم کوبید.

 

اما در یکی از مرگبارترین روزهای این درگیری، اسرائیل در ۲۰ فروردین بیش از ۱۰۰ حمله هوایی به لبنان، از جمله بیروت انجام داد که به کشته شدن بیش از ۳۵۰ نفر انجامید. این حملات، به‌عنوان یکی از شدیدترین موارد نقض آتش‌بس تلقی شد. این حملات به اندازه‌ای شدت داشت که متحدان اروپایی اسرائیل را برای ادامه حمایت تسلیحاتی به شک انداخته است. با وجود مذاکرات واشنگتن، نشانه‌ای از کاهش تنش دیده نمی‌شود. گزارش‌ها از شهر صور در جنوب لبنان حاکی از تداوم حملات هوایی و تشدید درگیری‌هاست. همزمان، حملات راکتی و پهپادی حزب‌الله موجب به صدا درآمدن متعدد آژیر خطر در مناطق شمالی اسرائیل شده است. 

 

منطقه حائل یا اشغال تدریجی؟


اسرائیل طی دهه‌های گذشته بارها به لبنان حمله کرده و آخرین بار در سال ۲۰۲۴ وارد این کشور شد. با وجود توافق برای خروج نیروها، ارتش اسرائیل همچنان حضور خود را در جنوب لبنان حفظ کرده است؛ موضوعی که با انتقاد شدید حزب‌الله و بخش‌هایی از جامعه لبنان روبه‌رو شده است. برخی مقام‌های اسرائیلی از طرح ایجاد «منطقه امنیتی» تا رود لیتانی، در فاصله حدود ۳۰ کیلومتری مرز، سخن گفته‌اند. اما منتقدان این طرح را تلاشی برای تثبیت اشغال و حتی تغییر مرزهای بین‌المللی ارزیابی می‌کنند.

 

در همین حال، یزرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل اعلام کرده که صدها هزار آواره لبنانی تا زمان «غیرنظامی شدن منطقه» اجازه بازگشت به خانه‌های خود را نخواهند داشت. این در حالی است که رژیم اسرائیل با اتهامات گسترده جنایات جنگی، به‌دلیل تخریب روستاها و زیرساخت‌های غیرنظامی، مواجه است. در سوی مقابل، حزب‌الله با وجود خسارات سنگین پس از ۷ اکتبر، خود را بازسازی و همچنان توان عملیاتی‌اش را حفظ کرده و به حملات روزانه ادامه می‌دهد و ارتش جنایتکار اسرائیل را مستاصل کرده است. از این رو، حزب‌الله که به سبب محبوبیتش در لبنان نفوذ قابل‌توجهی در ساختار سیاسی این کشور دارد، در میدان جنگ هم در موضع ضعف نیست که هر شرایطی را برای پایان آن بپذیرد. 

 

میانجی‌گری آمریکا؛ دیپلماسی یا مدیریت بحران؟


نشست واشنگتن، اگرچه به‌عنوان تلاشی برای کاهش تنش معرفی شد، اما از نگاه بسیاری از ناظران، بیش از آنکه یک ابتکار واقعی صلح باشد، بخشی از راهبرد آمریکا برای مدیریت بحران به نفع اسرائیل تلقی می‌شود. میزبانی این گفت‌وگوها توسط واشنگتن، در حالی که خود یکی از طرف‌های اصلی جنگ علیه ایران به شمار می‌رود، پرسش‌هایی جدی درباره بی‌طرفی این روند ایجاد کرده است.

 

از سوی دیگر، حذف حزب‌الله از میز مذاکرات، به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی صحنه میدانی، عملا امکان دستیابی به توافقی پایدار را کاهش می‌دهد. تجربه‌های پیشین نیز نشان داده که توافق‌هایی که بدون حضور بازیگران کلیدی شکل می‌گیرند، دوام چندانی ندارند. در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد آنچه در واشنگتن جریان دارد، بیش از آنکه یک «مذاکره صلح» باشد، تلاشی برای خرید زمان در میانه جنگی است که هنوز هیچ‌یک از طرف‌ها آمادگی پایان دادن واقعی به آن را ندارند.