
هفت صبح| در میانه جنگ تحمیلی آمريکا و اسرائیل علیه ایران، برنی سندرز، سناتور صاحبنام و مستقل ایالت ورمانت، بار دیگر پرچم مخالفت با حمایت نظامی بیقید و شرط از اسرائیل را برافراشته و وعده داده است طرحی را برای جلوگیری از ارسال تسلیحات آمریکایی به این کشور به رأی بگذارد؛ اقدامی که بیش از آنکه سرنوشتش در صحن سنا تعیینکننده باشد، بازتابی از تغییرات عمیقتر در فضای سیاسی آمریکا تلقی میشود.
سندرز اعلام کرده است که رأیگیری درباره طرحی را به جریان خواهد انداخت که هدف آن جلوگیری از فروش نزدیک به ۵۰۰ میلیون دلار بمب و تجهیزات مهندسی، از جمله بولدوزرهای نظامی، به ارتش اسرائیل است. او با اشاره به دولت بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم اسرائیل، تأکید کرده که «دولتی که در غزه مرتکب نسلکشی شده، نیازی به حمایت بیشتر از مالیاتدهندگان آمریکایی ندارد.» این طرح از طریق سازوکاری ویژه به صحن سنا آورده میشود؛ روشی که به سناتورها اجازه میدهد بدون موافقت رهبر اکثریت، رأیگیری را تحمیل کنند.
با این حال، واقعیت سیاسی در واشینگتن نشان میدهد که این طرح شانس چندانی برای تصویب ندارد. سنا در کنترل جمهوریخواهان است و تجربه نیز نشان داده که چنین ابتکارهایی با سد مخالفت روبهرو میشوند. سندرز پیشتر در ژوئیه سال گذشته نیز طرح مشابهی ارائه کرده بود که با ۲۷ رأی موافق در برابر ۷۰ رأی مخالف شکست خورد. اما همان رأیگیری، بهگفته ناظران، نشانهای از ترک برداشتن اجماع سنتی دوحزبی در حمایت از اسرائیل بود؛ اجماعی که دههها یکی از ستونهای ثابت سیاست خارجی آمریکا محسوب میشد.
اکنون نیز، با وجود پیشبینی شکست، طرح جدید میتواند میزان تغییر در مواضع دموکراتها را آشکار کند؛ بهویژه آنکه در سال ۲۰۲۵، اکثریت سناتورهای دموکرات از آن حمایت کردهاند. البته این تغییرات تنها به درون کنگره محدود نمیشود. دادههای افکار عمومی نیز حکایت از افت محسوس حمایت از اسرائیل دارد. بر اساس نظرسنجیهای گالوپ، تنها ۴۶ درصد از آمریکاییها نگاه مثبتی به اسرائیل دارند و در میان دموکراتها، تنها ۱۷درصد اعلام کردهاند که بیشتر با اسرائیلیها همدلی دارند تا فلسطینیها؛ آماری که نشاندهنده فاصله گرفتن نسلهای جدید و پایگاه رأی این حزب از سیاستهای سنتی واشینگتن است.
سایه جنگها و تاریخ یک اتحاد تسلیحاتی
بحث برسر توقف ارسال سلاح به اسرائیل، بدون در نظر گرفتن ابعاد گسترده حمایت نظامی آمریکا از این کشور، قابل فهم نیست. ایالات متحده تنها در دو سال نخست جنگ غزه بیش از ۲۱ میلیارد دلار کمک نظامی در اختیار اسرائیل قرار داده است؛ رقمی که شامل تسلیحات پیشرفته، مهمات هدایتشونده، سامانههای دفاعی و پشتیبانی لجستیکی میشود. این کمکها در کنار بستههای سالانه حدود ۳.۸ میلیارد دلاری قرار میگیرد که در قالب یک تفاهمنامه ۱۰ ساله از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۶ به اسرائیل اختصاص یافته است. اما این اعداد، تنها بخشی از یک رابطه طولانیمدت هستند
از زمان تأسیس اسرائیل در سال ۱۹۴۸، ایالات متحده بهتدریج به بزرگترین حامی نظامی این کشور تبدیل شده و مجموع کمکهایش با احتساب تورم، به بیش از ۱۵۰میلیارد دلار رسیده است. این روند از دهه ۱۹۶۰ با فروش تسلیحات پیشرفته آغاز شد، پس از جنگهای ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ به اوج رسید و در دهههای بعد با توسعه همکاریهای استراتژیک، انتقال فناوریهای نظامی و پروژههای مشترکی مانند سامانه «گنبد آهنین» تثبیت شد. در دهه اخیر نیز، با تشدید درگیریهای منطقهای، کمکهای اضطراری و ارسال سریع تسلیحات، این پیوند نظامی بیش از پیش تقویت شده است.
با این حال، جنگهای اخیر، بهویژه در غزه و ایران، این رابطه دیرینه را با چالشهای تازهای روبهرو کرده است. همراهی دونالد ترامپ با اسرائیل در آغاز جنگ ایران، آن هم بدون مجوز کنگره، انتقادهای گستردهای را برانگیخته و پرسشهایی جدی درباره حدود اختیارات رئیسجمهور و هزینههای این حمایت برای آمریکا مطرح کرده است.
چرخش تدریجی در واشینگتن؛ از اجماع تا تردید
در چنین فضایی، حتی گروههایی که خود را حامی اسرائیل میدانند، زبان به انتقاد گشودهاند. جیاستریت که از جریانهای لیبرال صهیونیست به شمار میرود، برای نخستینبار خواستار کاهش تدریجی کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل شده و تأکید کرده که تحولات اخیر، از جنگ غزه تا تنش با ایران، ضرورت بازنگری اساسی در روابط امنیتی دو کشور را نشان میدهد. این گروه همچنین خواستار اجرای یکسان قوانین آمریکا درباره محدودیت کمکهای امنیتی به کشورهایی شده که متهم به نقض حقوق بشر هستند؛ موضوعی که بهگفته فعالان حقوق بشر، در مورد اسرائیل نادیده گرفته شده است.
منتقدان معتقدند دولتهای متوالی آمریکا، صرفنظر از گرایش سیاسی، برای حفظ این اتحاد استراتژیک، چشم خود را بر برخی تخلفات بستهاند تا جریان ارسال سلاح بدون وقفه ادامه یابد.
در مجموع، طرح برنی سندرز حتی اگر در سنا ناکام بماند، نشانهای از یک تغییر تدریجی اما معنادار است؛ تغییری که در آن، حمایت از اسرائیل دیگر یک امر بدیهی و بدون چالش نیست، بلکه به موضوعی مناقشهبرانگیز در سیاست داخلی آمریکا تبدیل شده است.






