
هفت صبح| دو سال قبل در بوستانی واقع در حاشیه شهر تهران پیکر غرق در خون مرد جوانی در حالی پیدا شد که نزدیک به پانزده متر رد خون از مسیری داخل پارک بهدنبال جسد کشیده شده بود. افراد حاضر در پارک بلافاصله موضوع را به مأموران پلیس اطلاع دادند و بازپرس ویژه قتل بههمراه تیم جنایی برای رسیدگی به موضوع در محل کشف جسد حاضر شدند.بررسیهای ابتدایی تیم تشخیص هویت حکایت از آن داشت که مقتول جوان با اصابت ضربه چاقو بر گردنش جان باخته است. بعد از بررسیهای ابتدایی جسد با دستور بازپرس جنایی برای احراز هویت و انجام معاینات و آزمایشهای لازم به سردخانه پزشکی قانونی منتقل شد.
اظهارات شهود
درحالیکه مشخص شد جسد متعلق به جوانی ۲۵ساله به نام شایان بوده که از اهالی همان محل وقوع جنایت است؛ تحقیقات کارآگاهان پلیس آگاهی برای یافتن ردی از عامل جنایت آغاز شد.در اولین قدم رهگذران پارک که موضوع را به پلیس اطلاع داده بودند هدف تحقیقات قرار گرفتند. یکی از آنها گفت: «روز حادثه شایان را دیدم که در پارک قدم میزد. من از کنار او عبور کردم و او دور شد اما از دور میدیدم که با یکی از بچه محلهایمان به نام آرمان درگیر شده بودند و سر هم فریاد میکشیدند. من چند بار دیگر آنها را در حال کلکل و دعوا با همدیگر دیده بودم و گمان میکردم که این بار هم مثل هر بار با هم بحث میکنند و همهچیزتمام میشود. اما چند دقیقه بعد زمانی که داشتم در پارک قدم میزدم دیدم که جمعیتی در یک نقطه تجمع کردهاند. وقتی به ازدحام نزدیک شدم متوجه شدم شایان خونین روی زمین افتاده است.»چند نفر دیگر از اهالی محل که در زمان کشف جسد در پارک حضور داشتند هم اعلام کردند که شایان را در حال درگیری با آرمان دیده و پس از آن با جسد شایان مواجه شدند.
من رفیقم را نکشتم
با توجه به اظهارات شهود و دیگر ادلهای که به دست کارآگاهان جنایی رسید، آرمان بهعنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت. اما در ردزنیها مشخص شد که او از محل سکونت خود به مکان نامعلومی گریخته است.
اقدام متهم به فرار ظن مأموران را به او بیشتر کرد و تلاش برای دستگیری او ادامه پیدا کرد؛ اما چند ماه بعد از وقوع جنایت درحالیکه هنوز آرمان متواری بود، با پای خود به پلیس مراجعه کرده؛ ولی اعلام کرد بیگناه است.
او در اولین مواجهه با مأموران پلیس گفت: «من در قتل دوستم نقشی ندارم و نمیدانم چه کسی چنین بلایی سر او آورده است. الان هم فقط برای اینکه متوجه شدم تحت تعقیب هستم با پای خود به اینجا آمدم تا بگویم که من بیگناهم.»
بهرغم انکار متهم و به دلیل ادله و مستنداتی که علیه او در پرونده وجود داشت، با صدور کیفرخواست از سوی بازپرس جنایی؛ پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد و متهم پای میز محاکمه رفت.
در دادگاه
در ابتدای جلسه رسیدگی نماینده دادستان کیفرخواست صادر شده از سوی دادسرا را قرائت کرد که مطابق آن آرمان متهم شد به مباشرت در قتل عمدی و ایراد ضربات غیر منتهی به فوت.این اتهامات با توجه به گزارش پزشکان پزشکی قانونی وارد شده بود. در نظریه پزشکی قانونی مشخص بود که قاتل قبل از وارد کردن ضربه کاری کشنده به گردن مقتول چند ضربه دیگر با چاقو به او وارد کرده بود.سپس پدر و مادر شایان بهعنوان اولیای دم تقاضای قصاص قاتل فرزندشان را کردند. پدر شایان گفت: «فرزند من یک ورزشکار ویژه بود و قدرت بدنی خیلی بالایی داشت.
او سرش به کار و شغل خودش بود. چند دقیقه قبل از قتل با او تلفنی حرف زدم و به من گفت نزدیک خانه است و داشت از سر کارش برمیگشت. من مطمئنم کسی برای او تله گذاشته و ناغافل به او حمله شده است؛ چون وقتی با شایان حرف زدم آرام بود و در حال درگیری با کسی نبود. از طرفی او به حدی قدرتمند بود که کسی نمیتوانست چندین ضربه چاقو به او وارد کند.»
سپس نوبت متهم رسید که در برابر اتهام وارد شده از خود دفاع کند. آرمان پشت تریبون قرار گرفت و گفت: «من اتهامم را قبول ندارم. از همان ابتدا هم گفتم که نقشی در قتل شایان ندارم و اصلاً نمیدانم چرا به من مظنون شدند.»
قاضی گفت: «شاهدان گفتهاند که تو را حین درگیری با مقتول دیده بودند. در این مورد چه میگویی؟»
متهم گفت: «من و شایان از مدتها قبل با همدیگر کلکل و درگیری داشتیم. این درگیریها دلیل خاصی نداشت. بیجهت با همدیگر لج کرده بودیم و هر کدام میخواستیم در برابر قلدر بازی طرف مقابل کم نیاوریم. روز حادثه هم من در پارک دوباره شایان را دیدم. او سد راهم شد و من به او گفتم از سر راهم کنار برو؛ اما او اعتنا نکرد. برای همین من فریاد کشیدم و گفتم به تو میگویم برو کنار. وقتی باز هم کنار نرفت من با مشت ضربهای به سینهاش زدم. اما بعد از آن خبر ندارم چه اتفاقی برای او افتاد. درگیری من با شایان در همین حد بود و من کینهای از او به دل نداشتم.»
قاضی گفت: «اگر بیگناه بودی چرا بعد از اینکه فهمیدی او به قتل رسیده است از محل سکونت خود متواری شدی؟»
متهم گفت: «من موقع گشتزدن در پارک با جسد غرق در خون شایان مواجه شدم و اینقدر ترسیدم و حالم بد شد که تصمیم گرفتم مدتی از محل دور باشم تا آن صحنه وحشتناک برای من تداعی نشود. اما بهمحض اینکه فهمیدم مأموران به من مظنون شدهاند، برگشتم تا بگویم من بیگناهم. من هرگز چاقو همراهم نداشتم و روز حادثه هم فقط یکمشت به شایان زدم.»
سپس وکیل متهم در دفاع از او گفت: «در محل حادثه چاقویی کشف شده که متعلق به موکل من نیست. از طرفی رد خونی به طول ۱۵متر در کنار جسد به جا مانده که پزشکیقانونی اعلام کرده به دلیل فواره زدن خون بوده است. با اینکه جهش خون نهایتاً سه الی چهار متر است. برای همین تقاضای رسیدگی به این دو مورد را دارم.»
قضات دادگاه بعد از بررسی محتویات پرونده متهم را به قصاص محکوم کردند. رای صادر شده بعد از اینکه در دیوانعالی کشور تأیید شود به مرحله اجرا میرسد.





