هفت صبح| دو سال قبل جسد مرد جوانی به نام محمود در کنار خودروی او واقع در حاشیه جاده اطراف تهران در حالی کشف شد که با ضربات چاقو به قتل رسیده بود. رهگذران وقتی با خودرویی که در حاشیه جاده رها شده بود مواجه شدند از روی کنجکاوی سراغ آن رفتند و متوجه شدند راننده غرق در خون در کنار ماشینش رها شده است. به‌این‌ترتیب فوراً موضوع را به پلیس اطلاع دادند و تیم جنایی به همراه بازپرس ویژه قتل برای رازگشایی از ماجرا وارد عمل شدند. در بررسی‌های ابتدایی تیم تشخیص هویت علت تامه فوت اصابت ضربات متعدد با جسم تیز و برنده اعلام شد سپس جسد با دستور بازپرس جنایی برای انجام معاینات و آزمایش‌های لازم به سردخانه پزشکی قانونی منتقل شد.

 

‌ردیابی عاملان جنایت


 درحالی‌که هویت جسد محرز شده بود تلاش کارآگاهان پلیس آگاهی برای یافتن ردی از عامل یا عاملان جنایت آغاز شد. مشخص شد که محمود یک فرد مجرد است که خانواده‌اش می‌گفتند با هیچ کسی اختلافی نداشته و کینه‌ای از کسی بر دل نداشته است. خانواده محمود می‌گفتند که او روز حادثه با فردی قرار نداشته و می‌خواسته مطابق معمول سراغ کارهای روزمره‌اش برود؛ اما ساعتی بعد از اینکه از خانه خارج شد مأموران با آنها تماس گرفته و خبر از کشف جسد محمود دادند که سبب شد آنها به شدت شوکه و عزادار شوند.


 همچنین مشخص شد که محمود و خانواده‌اش اهل شهرستانی دور از تهران هستند که یکی از نقاط مرزی کشور به شمار می‌رفت؛ اما مطابق گفته‌های خانواده محمود، او به‌خاطر شغلش مجبور بود لااقل هفته‌ای یک‌بار به تهران سفر کند و روز حادثه هم برای کار راهی تهران شده بود. وقتی مأموران در تحقیق از خانواده محمود به سرنخ مهمی دست پیدا نکردند تحقیقات آنها وارد کانال‌های دیگری شد.

 

با بررسی تماس‌هایی که اخیراً محمود با افراد مختلف برقرار کرده بود رد دو فردی که تماس‌های آنها با محمود مشکوک بود زده شد تا مشخص شود در چه رابطه‌ای ناگهان تماس‌هایشان با محمود شروع شده بود. در میان تماس‌های کوتاه که مشخص بود مقتول آنها را قطع کرده است چند پیامک با لحن تند و تهدیدآمیز نیز از سوی آن دو نفر به محمود ارسال شده بود. همین کافی بود که این دو نفر به‌عنوان تنها مظنونین پرونده ردیابی شوند.

 

اعتراف به قتل


 با انجام تحقیقات فنی پلیسی بالاخره رد یکی از مظنونین به نام مجید زده شد و او به دام پلیس افتاد؛ اما از همان ابتدای دستگیری هرگونه ارتباط با قتل محمود را منکر شد و ادعا کرد مبلغ ناچیزی از محمود طلب داشته و برای همین چند بار به او زنگ زده است. متهم گفت «این مبلغی که من از محمود طلب داشتم این‌قدر زیاد و مهم نبود که به‌خاطر آن دست به قتل بزنم. نمی‌دانم محمود به چه علت به قتل رسیده است.»


 اما راز ماجرا زمانی برملا شد که دومین مظنون پرونده به نام حامد نیز دستگیر شد و مشخص شد که او رفیق گرمابه و گلستان مجید است.  با افشای ارتباط نزدیک‌بین دو مظنون پرونده احتمال طراحی و اجرای نقشه قتل محمود از جانب آنها قوت گرفت و با نقطه‌زنی مشخص شد در زمان حادثه هر دو در همان محلی بودند که جسد مقتول کشف شد.


 به‌این‌ترتیب راه گریزی برای متهمان باقی نماند و هر دو با واردکردن ضربات مرگبار چاقو به محمود اعتراف کردند. درحالی‌که مشخص شد سهم تقصیر آن در علت وقوع مرگ محمود به یک اندازه بوده است، با صدور کیفرخواست برای هر دو نفر اتهام مشارکت در قتل در نظر گرفته شد و آنها در دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفتند.

 

 در دادگاه


 در ابتدای جلسه رسیدگی پدر و مادر محمود به‌عنوان اولیای دم تقاضای قصاص هر دو متهم را کردند.  سپس حامد در جایگاه دفاع قرار گرفت و در دفاع از خود جزئیات جنایت را شرح داد و گفت: «من و مجید از سال‌های دور با همدیگر دوست هستیم. هم‌محله‌ای هستیم و در یک مدرسه درس خواندیم و رفیق صمیمی همدیگر شدیم. ما همه برنامه‌های زندگی‌مان را با همدیگر هماهنگ می‌کردیم و برای آینده‌مان برنامه‌ریزی می‌کردیم.»


 متهم ادامه داد: «حدود چهار سال قبل بود که فکر خارج رفتن به سرمان افتاده بود. یکی از دوستان مشترکمان به اروپا مهاجرت کرده بود و وقتی عکس‌های او را در اینستاگرام می‌دیدیم به او غبطه می‌خوردیم. فکر می‌کردیم اگر شرایطی پیش بیاید که ما هم بتوانیم مهاجرت کنیم می‌توانیم به رویاهایمان برسیم. این فکر به حدی در ذهن ما جان گرفته بود که یک‌لحظه هم از آن دست نمی‌کشیدیم تا اینکه یک روز یکی از بچه‌محل‌هایمان گفت یک قاچاقچی انسان را می‌شناسد که ساکن یکی از شهرهای مرزی است و می‌تواند قاچاقی ما را به اروپا برساند. من و مجید خیلی خوشحال شدیم و بی‌صبرانه منتظر بودیم با این فرد یعنی محمود قرار بگذاریم.»


 متهم در ادامه ادعا کرد که بابت سفر به محمود پول پرداخته است: «وقتی برای اولین‌بار با محمود حرف زدیم او خیلی کوتاه و مختصر با ما حرف زد. فقط گفت نفری ششصد میلیون تومان از ما می‌گیرد تا ما را به سوئد برساند. من و مجید که چنین پولی نداشتیم مدتی بی‌خیال ماجرا شدیم؛ اما مجید می‌گفت باید هرطور شده پول را تهیه کنیم. ما مدتی کار کردیم و پس‌اندازمان را جمع کردیم.

 

من از خانواده‌ام هم کمک گرفتم و در نهایت فقط توانستیم نفری دویست میلیون تومان تهیه کنیم. اما محمود قبول کرد آن را به‌عنوان پیش‌پرداخت از ما قبول کند و  قرار بگذارد. ما پول را به او دادیم و قرار شد تا یک هفته دیگر برای مقدمات سفر به ما اطلاع دهد؛ اما ناگهان غیبش زد. او دیگر جواب تلفن‌های ما را نمی‌داد و ما احساس می‌کردیم همه زندگی‌مان را باخته‌ایم. مجید عصبانی بود و می‌گفت اگر صدسال هم بگذرد رد محمود را پیدا می‌کنم و انتقام کلاهی که سرمان گذاشت را از او می‌گیرم.»

 

 روز حادثه


متهم در ادامه راجع به روز حادثه گفت: «چند هفته قبل از روز حادثه بود که مجید گفت شماره‌ای از محمود پیدا کرده است؛ اما او وقتی فهمید من و مجید پشت خط هستیم قطع می‌کرد. بالاخره مجید رد او را زد و روز حادثه سر راهش قرار گرفتیم و با او درگیر شدیم که در جریان درگیری، با چاقو به او ضرباتی زدیم.»
 پس از حامد نوبت به مجید رسید که از خود دفاع کند. متهم پشت تریبون قرار گرفت و گفت: «بعد از اینکه محمود به ما وعده سفر به سوئد را داد من به بهانه راه‌انداختن کار از خانواده‌ام پول گرفتم و به علاوه پس‌انداز خودم به محمود دادم؛ اما او به ما رکب زد.

 

برای همین مدت‌ها زمان گذاشتم تا خانه‌ای را که در تهران داشت پیدا کردم و رد او را زدم. من می‌خواستم هرطور شده پولم را پس بگیرم؛ اما روز حادثه وقتی در جریان درگیری فهمیدم که او قصد ندارد ریالی به ما بپردازد با عصبانیت به او ضربه می‌زدم و اصلاً حواسم نبود که ضربات چه شدتی دارد.»
 قضات دادگاه بعد از بررسی محتویات پرونده به دلیل نواقصی که در پرونده وجود داشت از جمله اثبات ادعای متهمان مبنی بر اینکه مقتول قاچاق انسان انجام می‌داده؛ پرونده برای تکمیل تحقیقات به دادسرا برگردانده شد.  بعد از پایان تحقیقات متهمان بار دیگر پای میز محاکمه خواهند رفت.