هفت صبح | روزهایی که صدای انفجار جای اجرای زنده را گرفته و صحنه‌ها در سکوتی ناخواسته فرو رفته‌اند، هنرمندان بیش از هر زمان دیگری با واقعیتی تلخ روبه‌رو شده‌اند؛ واقعیتی که در آن، هنر همچنان زنده است اما معیشتِ هنرمند به مرزهای شکننده رسیده. آتش‌بس دو هفته‌ای، هرچند فرصتی کوتاه برای نفس کشیدن جامعه است، اما برای بسیاری از فعالان فرهنگی، هنوز به معنای بازگشت به کار نیست. چنین وضعیتی باعث شده «بیمه هنرمندان» از یک مطالبه صنفی به ضرورتی فوری و حیاتی تبدیل شود.


هنرمند، برخلاف بسیاری از مشاغل، امنیت شغلیِ قابل پیش‌بینی ندارد. درآمد او وابسته به اجرا، تولید، فروش و حضور در میدان فرهنگ است؛ میدانی که در شرایط جنگی، نخستین جایی است که چراغ‌هایش کم‌سو می‌شود. خانواده‌هایی که درگیر تأمین نیازهای اولیه‌اند، طبیعی است که هزینه‌های فرهنگی را کنار بگذارند. همین تغییر در سبد هزینه، زنجیره‌ای از بیکاری پنهان را میان هنرمندان فعال می‌کند؛ بیکاری‌ای که در آمار رسمی کمتر دیده می‌شود، اما در زندگی روزمره آنان حضوری جدی دارد.


بیمه در چنین شرایطی، یک امتیاز اضافی محسوب نمی‌شود و حداقل پشتوانه برای ادامه زیست حرفه‌ای است. موضوع فقط درمان و بازنشستگی نیست؛ مسئله به حس امنیتی برمی‌گردد که به هنرمند امکان می‌دهد حتی در دل بحران، به خلق ادامه دهد. تجربه سال‌های گذشته نیز نشان داده هر زمان حمایت‌های بیمه‌ای تقویت شده، بدنه فرهنگ و هنر توانسته انعطاف بیشتری در مواجهه با بحران از خود نشان دهد.

 

بیمه به‌عنوان خط دفاعی اول در بحران


اقتصاد را می‌توان به پیکری زنده تشبیه کرد که فرهنگ و هنر، بخش حساس و زودآسیب آن است. بیمه برای هنرمندان نقشی شبیه سپر دارد؛ ابزاری برای جلوگیری از فروپاشی کامل در مواجهه با شوک‌های ناگهانی. اکنون که بسیاری از پروژه‌های هنری متوقف شده‌اند و اجراها به تعویق افتاده، بخش قابل توجهی از هنرمندان عملاً بدون درآمد مانده‌اند.

 

پیشنهاد پرداخت سهم بیمه هنرمندان برای یک بازه زمانی مشخص، ایده‌ای واقع‌بینانه و قابل اجرا به نظر می‌رسد. چنین اقدامی، بیش از آنکه یک کمک مقطعی باشد، نوعی سرمایه‌گذاری بر پایداری فرهنگی جامعه است. هنرمندی که از حداقل امنیت برخوردار باشد، شانس بیشتری برای بازگشت به چرخه تولید پس از عبور از بحران خواهد داشت. ساختارهایی مانند صندوق اعتباری هنر پیش‌تر نیز تجربه‌هایی در این زمینه داشته‌اند. نمونه آن حمایت‌های دوره همه‌گیری کرونا بود که بخشی از فشار اقتصادی هنرمندان را کاهش داد. شرایط فعلی به دلیل هم‌زمانی جنگ و رکود اقتصادی، پیچیدگی بیشتری دارد و به تصمیم‌گیری سریع‌تر نیازمند است.

 

فراتر از بیمه؛ بازتعریف حمایت از هنرمند


مسئله حمایت از هنرمندان به پرداخت حق بیمه محدود نمی‌شود. این بحران می‌تواند نقطه شروعی برای بازنگری جدی در شیوه‌های حمایت از بدنه فرهنگ و هنر باشد. سال‌هاست بسیاری از هنرمندان خارج از چارچوب‌های رسمی اشتغال فعالیت می‌کنند؛ بدون دسترسی به مزایایی مانند بیمه بیکاری، حق مسکن یا امنیت شغلی پایدار. شرایط عادی شاید این وضعیت را قابل تحمل نشان دهد، اما بحران‌ها ضعف این ساختار را آشکار می‌کنند.


پرداخت چند ماه حق بیمه می‌تواند آغاز یک گفت‌وگوی گسترده‌تر باشد؛ گفت‌وگویی درباره جایگاه واقعی هنرمند در ساختار اقتصادی کشور و ضرورت طراحی سازوکارهای حمایتی پایدار. نیاز به تعریف دقیق‌تری از «اشتغال فرهنگی» بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. طراحی مدل‌هایی که وابسته به شرایط مقطعی نباشند، می‌تواند آینده این حوزه را از آسیب‌های مشابه مصون نگه دارد.


حمایت از هنرمند، حمایت از یک فرد یا یک صنف نیست؛ مسئله به حافظه فرهنگی یک جامعه مربوط می‌شود. روزهایی که روایت‌ها، تصویرها و صداها نقش مهمی در شکل دادن به افکار عمومی دارند، تضعیف هنرمندان می‌تواند به معنای کمرنگ شدن همین روایت‌ها باشد. هنری که از دل بحران عبور می‌کند، به سندی ماندگار تبدیل خواهد شد؛ سندی که بدون حضور فعال هنرمندان شکل نمی‌گیرد.


آتش‌بس فعلی فرصتی کوتاه اما مهم برای بازاندیشی فراهم کرده است. بازگشت زندگی به جریان عادی، بدون تقویت زیرساخت‌های حمایتی، ممکن نخواهد بود. بیمه هنرمندان یکی از فوری‌ترین و ملموس‌ترین گام‌ها در این مسیر است؛ گامی که می‌تواند مرز میان ادامه مسیر حرفه‌ای و کنار کشیدن را برای بسیاری از فعالان فرهنگی تعیین کند.
پرسش اصلی همچنان پابرجاست: جامعه‌ای که در سخت‌ترین روزها به هنر برای تسکین، امید و روایت پناه می‌برد، چه اندازه آماده حمایت از خالقان همین هنر است؟ پاسخ به این پرسش، آینده فرهنگ را رقم خواهد زد.