هفت صبح | آسمان که سرخ می‌شد و صدای انفجار که ضرباهنگ زندگی را در تهران و شهرهای دیگر به هم می‌ریخت، یک گروه بودند که برخلاف همه، مسیرشان به سمت دود بود، نه دور از آن. برای خیلی‌ها جنگ یعنی استراتژی و موشک، اما برای امدادگران، آتش‌نشانان و کادر درمان، جنگ یعنی صدای ضجه مادری میان آوار و تلاش برای پیدا کردن یک نبض، لای تلی از خاک و آهن. این گزارش روایت آدم‌هایی است که لباس رزم نداشتند، اما شجاعتشان در چهل شب «جنگ رمضان» دست‌کمی از خط مقدم نداشت. قهرمانانی که سلاحشان لوله آب و کیف کمک‌های اولیه بود و حالا که گرد و خاک کمی نشسته، آمارها نشان می‌دهند چه حماسه‌ای در سکوت رقم خورده است.

 

الو ۱۱۵؛ اینجا صدای انفجار می‌آید


ماجرا برای سپیدپوشان اورژانس از همان لحظه‌های اول بحران شروع شد. وقتی شهر در شوک فرو می‌رفت، تلفن‌های مرکز ۱۱۵ پایتخت از تب نمی‌افتاد. فقط در یک هفته گذشته، یعنی از ۱۵ تا ۲۱ فروردین، ۴۴ هزار و ۷۳۲ تماس با این مرکز برقرار شده است. فکرش را بکنید؛ یعنی ثانیه‌ای نبوده که اپراتورهای اورژانس صدای لرزان شهروندی را نشنیده باشند.

 

از این میان، حدود ۱۶ هزار ماموریت ثبت شده که نتیجه‌اش انتقال ۴ هزار نفر به بیمارستان‌ها بود.  اما این همه ماجرا نیست؛ کادر درمان خودشان هم در سیبل بودند. طبق آمار رسمی وزارت بهداشت، در این مدت ۵۵ پایگاه اورژانس تخریب شده و ۴۱ دستگاه آمبولانس که باید جان مردم را نجات می‌دادند، خودشان در آتش کینه دشمن سوختند. تلخ‌تر از همه، تقدیم ۲۶ شهید از مدافعان سلامت در خط مقدم مقابله با بحران است. ۱۱۸ نفر از تیم‌های پزشکی و اورژانس هم مجروح شدند تا ثابت کنند برای نجات جان یک هموطن، حتی زیر سایه جنگنده‌ها هم عقب‌نشینی نمی‌کنند.

 

آن‌ها بیمارستان‌ها را تخلیه کردند، عمل‌های جراحی سنگین را زیر صدای انفجار انجام دادند و اجازه ندادند چراغ درمان در این شهر خاموش شود. همین فداکاری‌ها بود که باعث شد رئیس‌جمهور پزشکیان در پیامی صمیمانه از آن‌ها قدردانی کند. او در حساب کاربری خود نوشت: «از آغاز حمله تجاوزکاران به خاک ایران، پرستاران و پزشکان و کادر درمان در بیمارستان‌ها و به طور ویژه اورژانس تمام وقت ‌پای کار مردم‌ بوده‌اند. از فداکاری همه شما تشکر می‌کنم. شما ستاره‌های درخشان ایران در این جنگ ظالمانه بوده‌اید. قدردان همه شما هستم.»

 

هر دو ساعت یک حادثه میان شعله‌ها


وقتی موشک به یک بلوک مسکونی می‌خورد، اولین کسانی که قبل از نشستن غبار آوار به دل ماجرا می‌زنند، بچه‌های آتش‌نشانی هستند. جلال ملکی، سخنگوی آتش‌نشانی تهران، عددی را می‌گوید که عمق فاجعه را نشان می‌دهد: ۳۹۹ مورد حادثه در ۴۰ شب. یعنی به طور میانگین هر دو ساعت یک بار زنگ ایستگاه‌ها به صدا درآمده است. گاهی عملیات‌ها چهار شبانه‌روز طول می‌کشید تا یک نفر از زیر خروارها بتن خارج شود. چیزی که خستگی را از تن این بچه‌ها در می‌کرد، همان لحظه‌ای بود که دستی از زیر آوار تکان می‌خورد. آن‌ها موفق شدند ۴۲۷ نفر را زنده از ساختمان‌های ویران شده خارج کنند. ۴۲۷ زندگی یعنی ۴۲۷ خانواده که دوباره به هم رسیدند.


یکی از تلخ‌ترین روایت‌ها مربوط به میدان رسالت است؛ جایی که یک مجتمع مسکونی ۲۰ واحدی به طور مستقیم هدف قرار گرفت. مدیرعامل آتش‌نشانی می‌گوید صحنه‌ای را فراموش نمی‌کند که بلوک‌‌های مسکونی از بالا و درست وسط خانه مورد اصابت قرار گرفته بودند؛ خانواده‌هایی که در حال استراحت یا مهمانی بودند، ناگهان زیر آوار ماندند و فقط در یک بلوک ۱۵ نفر شهید شدند. یا فاجعه منطقه سیزده‌آبان شهرری که ۱۰ شهید بر جای گذاشت. آتش‌نشان‌ها در این ۴۰ روز، مرز میان مرگ و زندگی را با دست‌های خسته خودشان جابه‌جا کردند، آن هم در حالی که می‌دانستند هر لحظه ممکن است دیوار مجاور روی سر خودشان خراب شود.

 

 نجات در سایه تهدید انبارها و خودروها


بخش دیگر این حماسه در دستان نیروهای هلال‌احمر بود. آن‌ها که وظیفه‌شان امداد و نجات در سخت‌ترین شرایط است، در این جنگ ۹۴۴ نفر را از مناطق تخریب شده رهاسازی کرده و به مراکز درمانی رساندند. این یعنی ۹۴۴ نفس تازه. اما دشمن حتی به خودروهای امدادی و انبارها هم رحم نکرد. طبق آمار رئیس جمعیت هلال‌احمر، ۲۰ مرکز و انبار امدادی و ۴۹ خودروی عملیاتی در این ۴۰ روز آسیب جدی دیدند. ۱۸ امدادگر مجروح شدند و ۴ نفر از آن‌ها در لباس خدمت به شهادت رسیدند. این‌ها همان نیروهایی بودند که بدون هیچ سنگری، وسط معرکه ایستادند تا ثابت کنند مراکز درمانی و امدادی باید طبق قانون بین‌الملل امن بمانند، هرچند که دشمن به هیچ قانونی پایبند نبود.

 

 شهرداری و پناهی به نام هتل؛ شهر پناهِ هم می‌شود


اما خدمات فقط به لحظه انفجار و آواربرداری ختم نشد. بعد از فرو نشستن غبار، تازه ماجرای آوارگی و ترس شروع می‌شد. اینجا بود که مدیریت شهری وارد میدان شد تا نگذارد کسی بی‌سرپناه بماند. طبق آخرین آمار، حدود ۶ هزار نفر از شهروندان تهرانی که خانه‌هایشان آسیب دیده بود، در ۳۹ مجموعه اقامتی و هتل اسکان داده شدند. ۱۸۲۹ خانوار که حالا به جای خرابه‌های خانه‌شان، زیر سقف امن هتل‌ها زندگی می‌کنند.  

 

علاوه بر اسکان، شهر به آرامش روانی هم نیاز داشت. راه اندازی ۷۰۰ پایگاه سلامت در مساجد با حضور کادر درمان و مشاور، یکی از آن کارهایی بود که برای ترمیم روح زخمی شهر انجام شد. حتی در دنیای دیجیتال هم ربات «ایران‌یار» در پیام‌رسان‌های داخلی به کمک آمد تا مشاوره رایگان به مردم بدهد. همه این اقدامات با هدف تقویت تاب‌آوری شهر و با شعار «پناه هم باشیم» انجام شد تا فشار روانی این حملات ددمنشانه کمی از روی دوش مردم برداشته شود.