هفت صبح| ‌در ساعات اولیه روز چهارشنبه و مصادف با چهل و یکمین روز از جنگ تحمیلی آمريکا و اسرائیل علیه ایران، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، اعلام کرد که حملات این کشور به ایران به مدت دو هفته تعلیق خواهد شد. این اعلام کمتر از دو ساعت پیش از ضرب‌الاجلی صورت گرفت که خود ترامپ تعیین کرده و مدعی شده بود در صورت عدم تحقق آن، «یک تمدن به طور کامل نابود خواهد شد»؛ عبارتی که بازتاب گسترده‌ای در سطح جهانی یافت و نگرانی‌ها از ورود به فاز جنگی بی‌سابقه را تشدید کرد. اما ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی خود، پس از گفت‌وگو با شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، نوشت که با «تعلیق بمباران و حمله به ایران برای دوره‌ای دو هفته‌ای» موافقت کرده است.

 

او این تصمیم را مشروط به «بازگشایی کامل، فوری و ایمن تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی ایران» دانست؛ گذرگاهی که در شرایط عادی حدود ۲۰درصد از انرژی جهان از آن عبور می‌کند و اختلال در آن طی ۴۰ روز گذشته، اقتصاد جهانی را به‌شدت متأثر ساخت. ترامپ همچنین از ارائه یک «طرح ۱۰ ماده‌ای» از سوی ایران خبر داد و آن را «مبنایی قابل‌کار برای مذاکره» توصیف کرد. او مدعی شد که درباره «همه نقاط اختلافی گذشته» توافق حاصل شده‌ اما از ارائه جزئیات بیشتر خودداری کرد؛ ابهامی که خود به گمانه‌زنی‌های گسترده درباره محتوای واقعی توافقات پشت‌پرده دامن زده است.


گزارش‌ها از پذیرش آتش‌بس توسط ایران و اسرائیل

 

گزارش‌های منابع مختلف حاکی از آن است که هر دو طرف درگیر جنگ، یعنی ایران و اسرائیل، با پیشنهاد پاکستان برای آتش‌بس دو هفته‌ای موافقت کرده‌اند؛ هرچند روایت‌ها از ماهیت این توافق همچنان متفاوت و گاه متناقض است. در داخل ایران، رسانه‌های رسمی اعلام کرده‌اند که ترامپ «شرایط ایران برای پایان جنگ» را پذیرفته و از مواضع تهاجمی خود «عقب‌نشینی تحقیرآمیز» داشته است. شورای عالی امنیت ملی ایران نیز با انتشار یک بیانیه رسمی از پذیرش این آتش‌بس خبر داده است.

 

این شورا ضمن تاکید بر پیروزی عظیم ایران، اعلام کرد آمریکای جنایتکار را مجبور به پذیرش طرح ۱۰ ماده‌ای خود کرده که طی آن، آمریکا به طور اصولی متعهد به عدم تجاوز، استمرار کنترل ایران بر تنگه هرمز، پذیرش غنی‌سازی، رفع همه تحریم‌های اولیه و ثانویه، خاتمه تمامی قطعنامه‌های شورای امنیت و شورای حکام، پرداخت خسارت ایران، خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه و توقف جنگ در همه جبهه‌ها از جمله علیه مقاومت اسلامی قهرمان لبنان شده است.


در همین حال، شبکه سی‌ان‌ان به نقل از یک مقام ارشد کاخ سفید اعلام کرده که اسرائیل نیز موافقت کرده است در جریان مذاکرات، حملات خود را متوقف کند. رسانه عمومی اسرائیل، کان‌ نیز گزارش داده که تل‌آویو «متعهد» به آتش‌بس است؛ هرچند برخی مقامات اسرائیلی تلاش کردند دامنه این تعهد را محدود جلوه دهند.

 

آتش‌بس نیمه‌کاره؟


دفتر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر جنایتکار و شکست‌خورده رژیم اسرائیل، در واکنشی که بیش از آنکه نشانه همراهی باشد، پرده از شکاف‌های عمیق در روایت آتش‌بس برداشت و اعلام کرد ‌هرچند از تصمیم ایالات متحده برای توقف حملات به ایران ‌ «حمایت» می‌کند‌ اما این آتش‌بس دو هفته‌ای هیچ ارتباطی به جبهه لبنان ندارد. نتانیاهو روز چهارشنبه در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، ضمن هم‌راستایی لفظی با دونالد ترامپ، تأکید کرد که اسرائیل از تلاش‌های آمریکا برای اطمینان از اینکه «ایران دیگر تهدید هسته‌ای، موشکی و تروریستی» نباشد، پشتیبانی می‌کند؛ عبارتی که بازتاب همان ادبیات تکراری، نخ‌نما و واهی واشنگتن و تل‌آویو در قبال تهران است‌ اما جمله کلیدی او جای دیگری بود:


«این آتش‌بس شامل لبنان نمی‌شود.» همین یک جمله کافی بود تا تصویر «آرامش» ترسیم‌شده از سوی واشنگتن، فرو بریزد. این موضع‌گیری در حالی مطرح شد که شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان که نقش میانجی در این بحران را برعهده دارد، اعلام کرده بود ایران، آمریکا و متحدان‌شان «بر‌سر آتش‌بسی فوری در همه جبهه‌ها، از جمله لبنان» به توافق رسیده‌اند؛ توافقی که به گفته او «بلافاصله اجرایی» شده است. این دو روایت متناقض، نشان می‌دهد که آنچه در سطح دیپلماسی اعلام می‌شود، الزاما با واقعیت میدان هم‌خوانی ندارد.  در سوی دیگر، سکوتی معنادار حاکم است. نه حزب‌الله و نه دولت لبنان، واکنش فوری به سخنان نتانیاهو نشان نداده‌اند؛ سکوتی که می‌تواند نشانه انتظار برای تحولات دیپلماتیک یا آمادگی برای مرحله‌ای تازه از درگیری باشد. اینگونه، در جهانی که از «آتش‌بس» سخن می‌گوید، با حضور وصله ناجوری به نام اسرائیل، در کوه‌ها و روستاهای جنوب لبنان، صدای جنگ همچنان شنیده می‌شود.


 زمان آغاز مذاکرات ایران و آمریکا در پاکستان طبق گفته شهباز شریف، قرار است نخستین دور مذاکرات رسمی میان ایالات متحده و ایران روز جمعه در اسلام‌آباد برگزار شود؛ نشستی که به گفته شورای عالی امنیت ملی ایران، به معنای پایان جنگ نیست، بلکه تنها مرحله‌ای از یک روند پیچیده و چندلایه به‌شمار می‌رود. همچنین، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ‌ اعلام کرده که در صورت توقف حملات علیه ایران، تهران نیز عملیات خود علیه کشورهای هم‌پیمان آمریکا را متوقف خواهد کرد.

 

او همچنین بر لزوم هماهنگی کامل عبور و مرور دریایی در تنگه هرمز با نیروهای مسلح ایران تأکید کرده است؛ موضوعی که نشان‌دهنده تلاش تهران برای حفظ اهرم فشار راهبردی خود در مذاکرات است. شورای عالی امنیت ملی نیز هشدار داده: «انگشتان ما روی ماشه است؛ کوچک‌ترین خطای دشمن با پاسخی قاطع و تمام‌عیار مواجه خواهد شد.» این موضع‌گیری نشان می‌دهد که علی‌رغم ورود به فاز مذاکره، فضای بی‌اعتمادی عمیق همچنان بر روابط دو‌طرف سایه افکنده است. البته شهباز شریف با تمجید از «خرد و درک متقابل» طرفین، ابراز امیدواری کرد که این روند به «صلح و ثبات پایدار» منجر شود؛ هدفی که با توجه به پیچیدگی‌های میدانی، همچنان دور از دسترس به نظر می‌رسد.


روایت متضاد واشنگتن و تهران از آتش‌بس


کارولین لیویت،  سخنگوی کاخ سفید، این آتش‌بس را «پیروزی» برای ایالات متحده توصیف کرد و مدعی شد که «موفقیت نظامی» آمریکا، اهرم فشار لازم برای ورود به مذاکرات سخت را فراهم کرده است. در مقابل، رسانه‌های رسمی ایران روایت متفاوتی ارائه داده و اعلام کرده‌اند که ترامپ «شرایط ایران» را پذیرفته و از مواضع پیشین خود عقب‌نشینی کرده است؛ آن هم در شرایطی که پیش‌تر با ادبیاتی تند از «نابودی یک تمدن» سخن گفته بود. این دوگانه‌سازی در روایت‌ها، بیش از هر چیز نشان‌دهنده جنگ روانی و رسانه‌ای همزمان با نبرد نظامی است؛ جایی که هر طرف تلاش می‌کند نتیجه را به سود خود در افکار عمومی داخلی و جهانی بازتعریف کند. اما باید بگوییم با نگاهی گذرا به رسانه‌های جهان، می‌فهمیم که امروز نام دونالد ترامپ مترادف واژه‌های «شکست‌خورده» و «تحقیرشده» است. 


 شکاف در واشنگتن


در واشنگتن، جایی که واژه‌ها گاهی سنگین‌تر از گلوله‌ها عمل می‌کنند، اعلام ناگهانی آتش‌بس میان ایران و ایالات متحده، نه‌تنها به معنای پایان بحران نبود، بلکه آغاز فصل تازه‌ای از جدال‌های سیاسی درون آمریکا شد. سیاستمداران آمریکایی به‌طور عمده از این آتش‌بس استقبال کردند، اما این استقبال، یکدست و آرام نبود. در حالی که برخی متحدان جمهوری‌خواه دونالد ترامپ با دیده تردید به هرگونه توافق با تهران می‌نگرند، دموکرات‌ها بار دیگر برطبل «پاسخگویی» کوبیده و جنگ را «غیرقانونی» توصیف کرده‌اند. در میان جمهوری‌خواهان، لیندسی گراهام، یکی از تندروترین چهره‌های ضدایرانی در کنگره با لحنی دوگانه سخن گفت. او از «دیپلماسی» حمایت کرد و تلاش‌ها برای رسیدن به راه‌حل را ستود‌ اما همزمان تأکید کرد که نسبت به این توافق «به‌شدت محتاط» است. گراهام که یک دهه گذشته را صرف انتقاد از دولت باراک اوباما کرده بود، تأکید کرد که مانند توافق برجام در دوران اوباما، کنگره هر توافقی را به‌دقت بررسی خواهد کرد. 


در سوی دیگر، دموکرات‌ها که از دو روز پیش خواستار برکناری ترامپ شده بودند، از آتش‌بس استقبال کردند‌ اما نه به‌عنوان پایان ماجرا، بلکه به‌عنوان فرصتی برای بازخواست. روبن گایه‌گو، سناتور دموکرات، نوشت: «توقف جنگ خوب است.» او با اشاره به نظامیان آمریکایی افزود: «خوشحالم که زنان و مردان ما دیگر در خطر نیستند. ما همچنان می‌توانیم درباره چرایی ورود به این جنگ، غیرقانونی بودن آن و لزوم پاسخگو کردن دولت ترامپ صحبت کنیم.»

 

در سوی دیگر، لورا لومر، فعال راست‌گرای نزدیک به ترامپ، این توافق را «شکستی برای آمریکا» دانست و نوشت: «ما چیزی به دست نیاوردیم و ایرانی‌ها جشن گرفته‌اند.» مارک لوین، دیگر چهره نزدیک به جریان حامی اسرائیل، نیز با خشم از پایان جنگ بدون هیچ دستاوردی برای آمریکا و اسرائیل هشدار داد: «این دشمن هنوز دشمن است؛ هنوز زنده است.» جمله‌ای که نشان می‌دهد نگاه بخشی از واشنگتن همچنان بر مدار تقابل می‌چرخد، نه مصالحه. این در حالی است که جنگی که با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، از همان ابتدا با انتقادهای جدی مواجه بود. 


در چنین فضایی، کریس مورفی، سناتور دموکرات، هشدار داد که واگذاری کنترل تنگه هرمز به ایران می‌تواند «پیروزی‌ای تغییر‌دهنده تاریخ» برای تهران باشد. او با انتقاد از عملکرد دولت ترامپ گفت: «سطح این بی‌کفایتی هم حیرت‌انگیز است و هم دردناک.» با این حال، در میان دموکرات‌ها، صدای دیگری نیز به گوش می‌رسد؛ صدایی که فراتر از آتش‌بس، خواستار پاسخگویی است. اد مارکی تصریح کرد: «خوشحالم که آتش‌بس برقرار شده‌ اما فراموش نکنید که ما نباید وارد این جنگ غیرقانونی می‌شدیم.» او افزود: «ترامپ نمی‌تواند بدون مجازات، تهدید به ارتکاب جنایات جنگی کند.» گفتنی است، بر اساس قانون اساسی آمریکا، تنها کنگره اختیار اعلام جنگ را دارد و هدف قرار دادن زیرساخت‌های غیرنظامی، طبق حقوق بین‌الملل، مصداق مجازات جمعی و جنایت جنگی محسوب می‌شود.


الکساندریا اوکاسیو-کورتز، نماینده ترقی‌خواه کنگره از این هم فراتر رفت و گفت آتش‌بس «هیچ‌چیز را تغییر نمی‌دهد». او تأکید کرد: «رئیس‌جمهور مردم ایران را به نسل‌کشی تهدید کرده و همچنان از این تهدید به‌عنوان اهرم استفاده می‌کند.» به گفته او، این جنگ «بدون دلیل، بدون منطق و بدون مجوز کنگره» آغاز شده و نقضی آشکار از قانون اساسی است. در همین راستا، رائد جرار، مدیر بخش حمایت‌گری در یک نهاد حقوق بشری، خواستار تحقیقی فوری شد و نوشت: «کنگره باید بررسی کند این جنگ چگونه آغاز شد، چه کسی آن را تأیید کرد، چه کسانی از آن سود بردند و چه کسی پاسخگوی هر غیرنظامی کشته‌شده خواهد بود.» او جمله‌ای گفت که شاید خلاصه تمام این بحران باشد:این آتش‌بس یک صفحه سفید نیست؛ آغاز پاسخگویی ترامپ است.»

 

تردد در تنگه هرمز


ترامپ دوباره با اظهارنظرهای غیرشفاف و لفاظی‌های تکراری، جنجالی تازه درست ‌و اعلام کرد که ایالات متحده برای بازگرداندن جریان کشتیرانی در تنگه هرمز کمک خواهد کرد. او گفت ‌‌آمریکا با تأمین تجهیزات و حضور در منطقه، تلاش خواهد کرد شرایط را برای عبور امن کشتی‌ها فراهم کند. او در پیامی نوشت: «پول زیادی به دست خواهد آمد» و حتی از آغاز «دوران طلایی خاورمیانه» سخن گفت؛ ادبیاتی که در تضاد آشکار با تهدیدهای چند روز قبل او درباره نابودی کامل قرار دارد. در مقابل، عباس عراقچی در بیانیه خود تأکید کرده که عبور امن از تنگه تنها با هماهنگی نیروهای مسلح ایران و با در نظر گرفتن محدودیت‌های فنی امکان‌پذیر است. بر اساس گزارش‌ها، عوایدی که از محل دریافت عوارض عبور کشتی‌‌ها دریافت می‌شود هم بر‌اساس توافق بین ایران و عمان تقسیم خواهد شد. ایران قصد دارد این درآمد را برای بازسازی خسارات جنگ هزینه کند .

 

 مقامات کشورها چه می‌گویند؟


شورای امنیت روسیه با استقبال از آتش‌بس گفت: «درگیری آمریکا و ایران متوقف شده و هر دو طرف ادعای پیروزی دارند. پس چه کسی برنده شد؟ نخستین پیروز «عقل سلیم» است، چرا‌که ادعای کاخ سفید درباره نابودی تمدن ایران در یک روز تحقق نیافت. پذیرش طرح ۱۰ ماده‌ای از سوی ترامپ یک موفقیت برای ایران محسوب می‌شود‌ اما واشنگتن بعید است با مفاد آن ازجمله غرامت به ایران، ادامه برنامه هسته‌ای و کنترل تهران بر تنگه هرمز موافقت کند، چرا‌که این به معنای پذیرش شکست و پیروزی واقعی ایران است.

 

ما بازگشت به جنگ نیز محتمل نیست؛ ترامپ نه می‌خواهد و نه می‌تواند جنگ طولانی را ادامه دهد و کنگره نیز از او حمایت نمی‌کند. همچنین، سخنگوی ارشد دولت ژاپن از آتش‌بس حمایت کرد و آن را یک «اقدام مثبت» نامید. مینورو کیهارا، دبیر ارشد کابینه، در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت که کاهش تنش واقعی در خاورمیانه از اهمیت بالایی برخوردار است و توکیو انتظار دارد که به زودی از طریق تلاش‌های دیپلماتیک، «توافق نهایی» حاصل شود.وزارت خارجه عربستان سعودی نیز در پیامی اعلام کرد ما از آتش‌بس بین ایالات متحده و ایران استقبال ‌ و تلاش‌های پاکستان را در دستیابی به آن ستایش می‌کنیم. 


آنتونی آلبانیز، نخست‌وزیر استرالیا، ضمن استقبال از آتش‌بس، نسبت به لحن و ادبیات ترامپ ابراز نگرانی کرد. او تأکید کرد که استفاده از چنین عباراتی از سوی رئیس‌جمهور آمریکا «مناسب نیست» و می‌تواند نگرانی‌های جدی ایجاد کند. آلبانیز که در ابتدا از حملات آمریکا حمایت کرده بود، در هفته‌های اخیر خواستار شفافیت بیشتر درباره اهداف جنگ و کاهش تنش‌ها شده است؛ تغییری که نشان‌دهنده افزایش تردیدها حتی در میان متحدان سنتی واشنگتن است. فردریش مرتس، صدراعظم آلمان، نیز از آتش‌بس استقبال کرده و برضرورت دستیابی به یک راه‌حل پایدار تأکید کرده است. او از نقش پاکستان در میانجی‌گری قدردانی کرد و گفت پایان جنگ تنها از مسیر دیپلماسی ممکن است.

 

مرتس همچنین اعلام کرد آلمان برای تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز اقدام خواهد کرد؛ موضوعی که نشان‌دهنده نگرانی عمیق اروپا از تبعات اقتصادی و انرژی این بحران است. اندونزی نیز از آتش‌بس استقبال کرده و خواستار احترام به حاکمیت کشورها و حل‌وفصل اختلافات از طریق دیپلماسی شده است. سخنگوی وزارت خارجه این کشور تأکید کرد که اختلال در تنگه هرمز، تأثیر مستقیمی بر اقتصاد کشورهای واردکننده انرژی در جنوب‌شرق آسیا دارد. وزارت امور خارجه جمهوری آذربایجان هم در بیانیه‌ای از آتش‌بس اعلام شده بین آمریکا و ایران استقبال کرد. عمان ضمن استقبال از اعلام آتش‌بس میان ایران و ایالات متحده، از تلاش‌های پاکستان و تمامی طرف‌هایی که برای پایان دادن به این جنگ کوشیده‌اند، قدردانی کرد. مسقط همچنین بر ضرورت تشدید تلاش‌های بین‌المللی برای یافتن راهکارهایی ریشه‌ای جهت پایان دادن به این بحران تأکید کرد.


همچنین، استفان دوجاریک، سخنگوی سازمان ملل، گفت آنتونی گوترش، دبیرکل سازمان ملل از اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای توسط ایالات متحده و ایران استقبال می‌کند و افزود که او از همه طرف‌های درگیری فعلی در خاورمیانه می‌خواهد که به تعهدات خود تحت قوانین بین‌المللی عمل کنند و از مفاد آتش‌بس پیروی کنند تا راه برای صلح پایدار و جامع در منطقه هموار شود. دبیرکل سازمان ملل تاکید می‌کند که پایان دادن به خصومت‌ها برای محافظت از جان غیرنظامیان و کاهش رنج‌های انسانی ضروری است.

 

غرامت تهدید ایران


در حالی‌که پیش از اعلام آتش‌بس، دونالد ترامپ با ادبیاتی آکنده از ناسزا و تهدید، ایران را هدف حملات لفظی قرار داده، دموکرات‌ها در آمریکا زنگ خطر را درباره وضعیت روانی او به صدا درآورده و خواستار برکناری‌اش از قدرت شده‌اند؛ آن هم در حالی‌که رئیس‌جمهور ۷۹ ساله آمریکا سخنرانی‌هایی پراکنده و نامنسجم ارائه می‌دهد، متحدان آمریکا را با ادبیاتی کودکانه مورد توهین قرار می‌دهد و آشکارا تهدید به ارتکاب جنایات جنگی می‌کند.

 

تا لحظه تنظیم این گزارش، بیش از ۴۸ عضو دموکرات کنگره خواستار آن شدند که کابینه ترامپ متمم بیست‌وپنجم قانون اساسی را برای برکناری رئیس‌جمهوری که فاقد صلاحیت تلقی می‌شود، فعال کند. رشیده طلیب، نماینده ایالت میشیگان در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «پس از بمباران یک مدرسه و قتل‌عام دختران نوجوان، این جنایتکار جنگی در کاخ سفید اکنون تهدید به نسل‌کشی می‌کند. وقت آن رسیده متمم بیست‌وپنجم اجرا شود. این دیوانه باید از قدرت کنار گذاشته شود.» الهان عمر، نماینده مینه‌سوتا نیز ترامپ را «دیوانه‌ای از کنترل خارج» خواند و پرسید: «چه زمانی همکاران جمهوری‌خواه من جرئت پیدا می‌کنند و او را از قدرت کنار می‌گذارند؟» مارک پوکان، نماینده ویسکانسین نیز نوشت: «متمم بیست‌وپنجم همین حالا! ترامپ بیش از حد خطرناک و از تعادل خارج است که کدهای هسته‌ای را در اختیار داشته باشد.»


در این میان، مارجوری تیلور گرین که زمانی از متحدان سرسخت ترامپ بود نیز به منتقدان پیوست و نوشت: «متمم بیست‌وپنجم!!! در حالی که حتی یک بمب هم برسر آمریکا نیفتاده. ما نمی‌توانیم یک تمدن کامل را نابود کنیم. این شر و جنون است.» گرین پیش‌تر نیز هشدار داده بود که ترامپ «عقلش را از دست داده» و اکنون برخی دموکرات‌ها حتی صریح‌تر از گذشته، سلامت روانی رئیس‌جمهور را زیر سؤال برده‌اند. یاسمین انصاری، تنها نماینده ایرانی‌تبار کنگره، در پیامی نوشت: «رئیس‌جمهور ایالات متحده یک دیوانه خطرناک است و تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا و کل جهان.» او در گفت‌وگویی تأکید کرد: «من از بی‌عملی کابینه ترامپ و جمهوری‌خواهان کنگره که نظاره‌گر تهدید به نسل‌کشی و جنایات جنگی هستند، شوکه و متأثرم. این لحظه‌ای سرنوشت‌ساز در تاریخ جهان است و ما بر اساس عملکردمان قضاوت خواهیم شد.»


با این حال، احتمال اینکه کابینه‌ای که به وفاداری شدید به ترامپ شناخته می‌شود، علیه او اقدام کند و جی‌دی ونس را جایگزین کند، بسیار ناچیز به‌نظر می‌رسد. حتی در شرایطی که ترامپ آشکارا به هدف قرار دادن زیرساخت‌های غیرنظامی ایران که نقض صریح حقوق بین‌الملل است تهدید می‌کند، صدای مخالفت چندانی از سوی جمهوری‌خواهان شنیده نمی‌شود. کرت باردلا، دستیار سابق جمهوری‌خواهان که اکنون به دموکرات‌ها پیوسته، می‌گوید: «تنها سازوکاری که می‌تواند به صورت فوری اجرا شود، متمم بیست‌وپنجم است. همه‌چیز بستگی دارد به اینکه آیا تعداد معدودی جمهوری‌خواه شجاعت، وجدان و اراده لازم برای انجام کار درست را دارند یا نه.»


لازم به ذکر است، این شکاف در واشنگتن، یادآور دوران ریاست‌جمهوری جو بایدن است؛ زمانی که جمهوری‌خواهان سال‌ها ادعا می‌کردند او دچار افول ذهنی شده و سرانجام پس از یک مناظره ضعیف، این ادعاها به موضوعی جدی تبدیل شد. ترامپ البته تنها از سوی دموکرات‌ها مورد انتقاد نیست. برخی از متحدان سابقش در جریان موسوم به «آمریکا را دوباره عظیم کنیم» نیز از او فاصله گرفته‌اند. چهره‌هایی مانند تاکر کارلسون، الکس جونز و کندیس اوونز تهدیدهای او علیه ایران را خیانتی به وعده پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان دانسته‌اند.

 

متمم بیست‌وپنجم چیست و چگونه عمل می‌کند؟


متمم بیست‌وپنجم که در سال ۱۹۶۷ و در پی ترور جان اف کندی، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده، تصویب شد، برای حل یک بحران قدیمی طراحی شد: اگر رئیس‌جمهور نتواند وظایفش را انجام دهد، چه باید کرد؟ این متمم چهار بخش دارد‌ اما مهم‌ترین بخش آن، یعنی بخش چهارم، همان چیزی است که امروز نامش در واشنگتن تکرار می‌شود. بر اساس این بند، اگر معاون رئیس‌جمهور به همراه اکثریت اعضای کابینه اعلام کنند که رئیس‌جمهور «ناتوان» است، قدرت بلافاصله به معاون منتقل می‌شود. اما ماجرا به این سادگی نیست. اگر رئیس‌جمهور با این تصمیم مخالفت کند، پرونده به کنگره می‌رود؛ جایی که هر دو مجلس باید با رأی دوسوم نمایندگان تأیید کنند که رئیس‌جمهور واقعا ناتوان است.

 

در تاریخ آمریکا، این بند هرگز برای برکناری یک رئیس‌جمهور به دلیل ناتوانی روانی استفاده نشده است. تنها بخش سوم این متمم که انتقال موقت قدرت در شرایط پزشکی است، چند بار اجرا شده، آن هم در زمانی که رؤسای‌جمهور برای عمل جراحی بیهوش شده بودند. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که مطرح شدن این گزینه، بیش از آنکه یک مسیر عملی باشد، نشانه‌ای از شدت بحران سیاسی و غرامت و جزایی است که ترامپ در قبال تصمیم نابخردانه خود برای حمله به ایران گرفته است. لازم به ذکر است که آتش‌بس هم نتوانست این اقدام را تحت تأثیر قرار دهد. به طور قطع، یکی از نتایح این جنگ ریشه‌کن شدن ترامپ و دکترین او از جهان خواهد بود.